توصيه مطلب
۰
 
مسکو یاری کند، اوکراین پایداری کند
 

دگرگونی‌های اوکراین، بار دیگر روسیه و آمریکا را رو در روی یکدیگر قرار داده است. این کشور از یک سو نیازمند پشتیبانی راهبردی روسیه در جغرافیای سیاسی خویش است و از سوی دیگر با خواست بخشی از مردم خود برای پیوستن به غرب روبروست. هر آنچه در آینده رخ دهد و اوکراین به هر سو کشش پیدا کند، بی‌گمان از ترکش‌های آن دیگری در امان نخواهد بود.
مسکو یاری کند، اوکراین پایداری کند
 

ايراس؛ این روزها و با بروز دگرگونی در اوکراین، پرسشهایی کلیدی به میان آمده است. بیگمان وضعیت اوکراین به زودی روشن میشود ولی آیا یکپارچگی این کشور دست نخورده می ماند؟ آیا اروپا می رود که با جنگ دیگری روبه رو شود؟ به هیچیک نمیتوان بیدرنگ پاسخ داد. ولی آنچه روشن است این است که برآیندها در اوکراین پیامدهایی جدی برای روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ در بر خواهد داشت و همزمان توانایی اتحادیه اروپا را به عنوان یک بازیگر جهانی خواهد آزمود. در این گیر و دار، روسیه ۱۵۰ هزار نیروی جنگی خود را در آماده باش نگاه داشته است. ایالات متحده، ناتو و دولت تازه اوکراین درباره هر گونه ماجراجویی نظامیِ روسیه هشدار دادهاند. اوباما نیز هشدار داده که پادرمیانی نظامی برای مسکو هزینههایی در بر خواهد داشت. 

در دگرگونیهای اوکراین، پوتین تا به امروز سکوت طلایی خویش را حفظ کرده است. بسیاری در دولت او بدگمانی خود را درباره مشروعیتِ روند پدید آمدن دولت نوین اوکراین بازگو کرده اند. "ویکتور یانوکوویچ" ریيسجمهور سرنگون شده اوکراین که اینک در روسیه جانی تازه یافته، گفته است که او "سرنگون" نشده و دولت نوین را "اوباش نئوفاشیست جوان" نامید. شبه نظامیان مسلح، مهار پارلمان جمهوری خودمختار کریمه یعنی تنها منطقه اوکراین که بیشترین درصد روس را دارد، به دست گرفتهاند. آنان همچنین، مهار فرودگاه نظامی سواستوپل را که آشیانه ناوگان دریای سیاه روسیه است، در دست دارند. بنا به درخواست دولت اوکراین، شورای امنیت سازمان ملل متحد جلسهای فوری برای روشنسازی بحران در اوکراین برگزار کرده است. 

اوکراین با ۴۵ میلیون جمعیت، سرزمینی راهبردی میان اروپا و روسیه بوده و بسیاری از خطوط لوله نفت و گاز روسیه به اتحادیه اروپا از این کشور میگذرد. از دید تاریخی، اوکراین سرزمینی کشاورزی و پربار بوده است که در چندین سال گذشته، در شمار یکی از بزرگترین تولید کنندههای جنگافزار در آمده است. گویی اوکراین به نمایندهای میان روسیه و غرب تبدیل شده است. با رخدادهای اوکراین، اندیشه "ارزشهای مشترک" و آینده اتحادیه اقتصادی اوراسیا به رهبری روسیه در میان همسایگان خود به خطر می افتد.

برای اینکه واژه‌ "مرز های نزدیک" معنای خود را از دست دهد، غرب خواهان آن است که با انتخابات آزاد، اوکراینی مستقل و قانونمند پدید آید؛ اوکراینی که با ناتو و اتحادیه اروپا پیوندی تنگاتنگ داشته باشد.
برای اینکه واژه "مرز های نزدیک" معنای خود را از دست دهد، غرب خواهان آن است که با انتخابات آزاد، اوکراینی مستقل و قانونمند پدید آید؛ اوکراینی که با ناتو و اتحادیه اروپا پیوندی تنگاتنگ داشته باشد. بنابراین، اوکراین میان جذب مشارکت نهادهای اروپایی از یک سو و روسیهای که میکوشد نفوذ خود را در فضای پسا شوروی حفظ کند از سوی دیگر، گیر افتاده است. در این شرایط، روسیه نمیتواند خود را چه در خانه و چه در جهان، بازنده ببیند. افزون بر این، اگر این انقلاب در همسایگی او به بار نشیند، برای بسیاری از رهبرانِ کشورهای مستقلِ همسود، پیام سیاسی جدی در بر خواهد داشت. 

این رویدادها همگی از سه ماه پیش که یانوکوویچ، به ناگاه تصمیم گرفت ارتباط با اتحادیه اروپا و پیمان منطقه آزاد بازرگانیِ عمیق و فراگیر را رها کند، آغاز شد. وی به جای آن به سوی روسیه کشش پیدا کرد. سال های سال، اوکراین برای ارتباط نزدیکتر با اتحادیه اروپا کوشید و این موردی بود که شاید همه احزاب سیاسی اوکراین به دنبال آن بودند. در پی آن، مردم اوکراین که دستیابی به زندگی بهتر و آزادی بیشتر در اروپا را از دست رفته میدیدند، خشمگین شده و هزاران نفر در کی یف به راهپیمایی پرداختند. در میانههای دسامبر، روسیه پذیرفته بود که ۱۵ میلیارد دلار از اوراق قرضه اوکراین را خریداری کرده و همچنین به گونهای چشمگیر قیمت گاز روسیه به اوکراین را کاهش دهد. 

هنگامی که راهپیمایی ها گستردهتر شد، دولت اوکراین قانون سفت و سخت مبارزه با اعتراض را به تصویب رساند. راهپیمایی هایی که در برابر تَرک اتحادیه اروپا آغاز شده بود رفته رفته دامان ریيسجمهور را گرفت و مردم خواستار رفتن وی شدند. در ماه ژانویه، ریيسجمهور امتیازهای بسیاری، همچون سمتِ نخست وزیری، به مخالفان خود داد ولی راهپیمایی ها پایان نیافت. کمکم اعتراض ها به خشونت کشیده شد و شماری از معترضان و نیز نیروهای پلیس کشته شدند. اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا بر آن شدند تا سرکوب گرانِ این رخدادها را تحریم کنند. دیپلماتهای جهانی پرتکاپو گشتند و در یکی از نشستها با میانجی گری اتحادیه اروپا موافقت شد. در تاریخ ۲۱ فوریه، با کمک وزیران خارجه آلمان، فرانسه و لهستان همراه با مشارکت پویای نماینده روسیه، پیمانی میان رهبران مخالفان و ریيسجمهور به امضا رسید. بر پایه این پیمان، بر سر اصلاح قانون اساسی سال ۲۰۰۴، بازنویسی قانون اساسی که باید تا ماه سپتامبر به پایان میرسید، برگزاری زودهنگام انتخابات ریاست جمهوری بعد از ماه دسامبر، بررسی خشونتها و بخشش معترضان و غیره به توافق رسیدند. 

هرچند پس از توافق، برخی از تندروان همچنان به اعتراض پافشاری کردند و گفتند که تا کنارهگیری یانوکوویچ این کار را پیگیری خواهند نمود. در میان آشوب ۲۲ فوریه، رییسجمهور از کی یف گریخت و مجلس به اداره کشور پرداخت؛ نخست وزیر پیشین اوکراین "یولیا تیموشنکو" از زندان آزاد شد و سخنگوی مجلس، "آلکساندر تورچنف" وظایف ریيسجمهور را بر گردن گرفت. پس از آن، یانوکوویچ گفت که وی، کی یف را به خاطر آنچه "کودتا" مینامید، ترک کرده است. 

پس
اوبامای خسته از جنگ و اروپای بحران زده از اقتصاد، آماده‌ یک درگیری دیگر در خاور اروپا نیستند. شادی و سرخوشی آغازینِ آنان از خیزشِ آزادی‌ خواهانه در اوکراین به زودی به همکاری با روسیه بر سرِ اوکراین خواهد رسید.
از خیزش آغازین در کی یف، اینک نگاه ها به سوی کریمه چرخیده است، منطقه ای که در در ازای تاریخ از آنِ روسیه بوده، اما در سال ۱۹۵۴ بخشی از اوکراین شد. پس از نخستین جنبش های غرب در کی یف، روسیه نیز انگار در کریمه کارهایی را آغاز نموده است. گویی غرب و روسیه در بازی شطرنج روبه روی یکدیگر قرار گرفته اند. از راه کریمه، روسیه کوشش خواهد کرد تا نشان دهد بدون پادرمیانی او، یکپارچگی اوکراین پشتوانه ای نخواهد داشت. روسیه نمیتواند کریمه را جدا سازد ولی از راه این منطقه می تواند اهمیت خود را در یکپارچگی و پایداری اوکراین نشان دهد و در پایان، روسیه خواهان پاسداری از منافعِ بخش روس زبان جنوب خاوری و نیز کریمه، از راه ساختار نوین فدرال و پیوستنِ اوکراین به برنامه اتحادیه گمرکی اوراسیا است. برای روسیه بهتر است که در همکاری با نخبگان نوینِ کی یف و نیز با اتحادیه اروپا به این آرمان ها دست یابد. ولی از آنچه که در چند هفته گذشته رخ داده این گونه بر می آید که روسیه وادار به نشان دادن تواناییهای جنگی و بکارگیری پیوند های قومی خود خواهد بود تا به اوکراین و غرب یادآوری کند که راه آرامش و پایداری تنها از مسکو میگذرد. 

اوبامای خسته از جنگ و اروپای بحران زده از اقتصاد، آماده یک درگیری دیگر در خاور اروپا نیستند. شادی و سرخوشی آغازینِ آنان از خیزشِ آزادی خواهانه در اوکراین به زودی به همکاری با روسیه بر سرِ اوکراین خواهد رسید. گفتگوهای به بیرون درز کرده دیپلماتهای آمریکایی نشان میدهد که ایالات متحده باور چندانی به توانایی اتحادیه اروپا ندارد. جدا از دادن بیانیه، آمریکا و اروپا جز محدودیت در دادنِ روادید به برخی، هیچگونه کار سیاسی هماهنگی از خود نشان ندادهاند. گزارش شده که ایالات متحده همراه با اتحادیه اروپا در حال کار بر روی یک بسته اقتصادی، صندوق جهانی پول و دیگر شریکان جهانی هستند. 

اما چالش بزرگ اوکراین این کشور را با دردسرهای اقتصادی بزرگی روبرو کرده است. دولت تازه اوکراین میگوید که به ۳۵ میلیارد دلار در دو سال آینده برای جلوگیری از ورشکستگی نیاز دارد. روسیه هم اکنون سه میلیارد دلار از اوراق قرضه معروف به یوروباندز اوکراین را جدا از بسته ۱۵ میلیارد دلاری که پیش از آن اعلام کرده بود، خریداری نموده است. ولی دو میلیارد دلار کمک بعدی، اینک باز ایستاده است. در تلاش برای کاستن از آسیب به بخش بانکی و ذخایر ملی، بانک مرکزی اوکراین اکنون محدودیت برداشت ارز خارجی از سپردههای بانکی را به ۱۵ هزار گریونا (برابر با هزار یورو) در روز کاهش داده است. 

از آنجا که اروپا نمیتواند بی درنگ به اوکراین پیشنهاد عضویت در اتحادیه اروپا و یا هر گونه کمک مالی بزرگی بدهد، این کشور برای پایداری باید نگاه خود را به روسیه بدوزد. روسیه از شیوه مدیریت یانوکوویچ در پدیدآوری این وضعیت و فرار او از کشور بسیار ناخرسند است. بنابراین، راهکار روسیه پا نهادن دوباره به میدان خواهد بود، نه به عنوان یک شریک تازه وارد برای غرب که به عنوان یک قدرت بزرگ و شناخته شده در منطقه که بدون او، اوکراین روی آرامش و پایداری را نخواهد دید.

نویسنده: پروفسور گلشن ساچدیوا (استاد دانشگاه جواهرلعل نهرو، هندوستان) 

برگردان: آذر بهبهانی

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 34544