۱
توصيه مطلب
۴
 
به مناسبت صد‌و نود و هشتمين زادروز میخائیل لرمانتوف
"حیاتی بس کوتاه ودستاوردهایی بس بزرگ"
 

"حیاتی بس کوتاه ودستاوردهایی بس بزرگ"
 

 ايراس: هنگامیکه سخن از شعر روسی به میان می آید، دو اسم در ذهن متبادر می شوند: پوشکین و لرمانتوف. روسها هنگام مقایسه این دو شخصیت بزرگ ادبی، آنها را به خورشید و ماه تشبیه می کنند. این تشبیهات قدیمی، بصیرت راستینی در خود نهفته دارند: نور ماه انعکاسی از نور خورشید است، نور انتقالی آن نیز هست، هیچکس نمی تواند لرمانتوف را بدون پوشکین ببیند، یکی وارث و جانشین دیگری است. ولی این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که آثار لرمانتوف به خودی خود ارزشمند، اصیل و تقلیدناپذیرند و نشان دهنده جهشی جدید در پیشرفت هنری روسیه به شمار می روند. 

میخائیل لرمانتوف، شاعر بزرگ روس خالق آثار مشهوری همچون: منظومه "مرگ پیامبر"، "بارادینو"، درام عاشقانه "بالماسکه"، اولین رمان فلسفی واجتماعی- روانشناختی تاریخ ادبیات روسیه "قهرمان عصرما" و... در سوم اکتبر سال ۱۸۱۴ در مسکو متولد شد. اشعار لرمانتوف به لحاظ داشتن تم اعتراض و انکار، شور و انرژی و بلاغت در ادبیات روسیه نظیر ندارد. زبان عادی با محدودیتهای که دارد از توصیف سحر و جادوی اشعار لرمانتوف قاصر و عاجز است. جوانان بیش از دیگران نسبت به رمانتیسم عاصی اشعارش واکنش نشان می دهند. این ابیات از شعر "بادبان":
" امواج آبی رنگ می رقصند و می جنبند
و انوار روشن خورشید دریاها را نوازش می کنند
ولی بادبان عاصی طوفان را خواهان است
گویی در طوفان صلح و آرامش را جویان است". 

می تواند احساسات فرد یا نسل مبارزی را بیان کند و یا عطش دلپذیر سفر به دیار مجهولات و معانی و اهداف را در جوانان برانگیزد. معنی ضمنی و تلویحی این شعر گسترده و گوناگون است و هر نسلی بر طبق امیال و آرزوهایش آن را مورد تعبیر قرار می دهد. در اشعار لرمانتوف فریادهای عصیان رمانتیک با فریادهای خشمگین تقبیح و تخطئه از اشعاری همچون "در رثای شاعر" و "اندیشه" به هم می آمیزند. او نه تنها بر ضد دیوانسالاری زمانه می شورد بلکه علیه نسل خود نیز قیام می کند، نسلی که قادر به ادراک و محروم از اقدام بود. میوه زودرسی که در تشنگی شهد حیاتبخش درخت می سوخت. این تشبیهی بود که لرمانتوف از نسل منفعل خود به عمل می آورد. 

لرمانتوف یک از استادان مسلم شعر تغزلی روسی می باشد. تغزل خاص او در غالب اشعارش حضوری ملموس دارد. عشق روحی مطرود به زنی خاکی در شعر "شیطان" و اندوه اعترافات خصوصی در شعر"اندیشه" و پاکی مقدس در شعر "نیایش" و بالاخره خشم موجه و به مورد در شعر"دررثای شاعر" را باید صور مختلف این تغزل خاص او دانست. 

لرمانتوف بدون اینکه هنر شاعری را از دست فرو بگذارد، به نوشتن آثار منثور در قالب داستان و نمایشنامه نیز روی آورد: رمان فلسفی"قهرمان عصر ما" و شاهکار تئاتری "بالماسکه" از شاهکارهای منثور لرمانتوف می باشند. انتشار رمان "قهرمان عصر ما" در سال ۱۸۴۰ سبب ترفیع مقام خالق خود به سطح هنرمندی بزرگ و وقایع نگاری دقیق شد. زندگانی شاعر در آن سالها، طوفانی سرشار از اتفاقات و تاثرات بود. انتشار این اثر که مشتمل بر پنج داستان بزرگ و کوچک می باشد یکسال قبل از مرگ نابهنگام شاعر درسن ۲۷سالگی در دوئلی ناعادلانه صورت گرفت. یکی از عواملی که موجب شهرت این کتاب شد و برای همیشه نام آن را میان آثار ادبی روسی ثبت نمود تصویر قهرمان اصلی رمان است که در هر پنج داستان جلوه می کند و همچون شیرازه ای داستانهای مختلف کتاب را به هم می پیوندد و تلفیق می دهد. قهرمان مذکور جوانی است به نام "پچورین" و مانند انگین، چادسکی، رودین و بازاروف یکی از مظاهر قهرمانان ادبی قرن نوزدهم روسیه است که بنام "افراد زیادی" مشهور شده اند.
 
لقب "افراد زیادی" در ادبیات روسی معمولا به کسانی اطلاق می شد که به سبب خواهشها و افکار و تحصیلات خویش از معاصرین خود متمایز بودند و خویشتن را مردمی پیشرو و برگزیده می شمردند. این عده چون کاری به دلخواه خویش نمی یافتند بناچار خود را عضو باطل و زائد جامعه احساس می کردند و به این جهت معمولا عصبانی، مغموم وتنها می نمودند و بندرت منشاء اثری مفید می شدند. تصویر پچورین این جوان "رمانتیک" قرن نوزدهم بقدری زنده و بامهارت ترسیم شده است که در اجتماعات ادبی آن زمان سروصدایی برپا کرد و نویسنده را مورد انتقاد شدید خوانندگان قرار داد.
 
لرمانتوف با نوشتن این رمان خویشتن را برخلاف سابق نویسنده ای به تمام معنی "رئالیست" معرفی کرد. بلینسکی منتقد بزرگ روس در مورد این اثر می نویسد: "این رمان به تمام معنی حق عنوانی را که بر آن نهاده شده را ادا کرده است. دراین کتاب نویسنده بعنوان حلال مشکلات مهم عصر خود جلوه می کند. "پچورین" او تصویری است از یک فرد معاصر و قهرمانی از دوره ما". 

این اثر معروف به سبب شیوایی کلام، قلم شاعرانه نویسنده و محتوای نغزش بارها به زبانهای مختلف دنیا ترجمه و منتشر گردیده است. در ایران "قهرمان عصر ما" برای اولین بار توسط خانم مهری آهی، استاد دانشگاه تهران به زبان فارسی برگردانده شد و مورد استقبال خوانندگان ایرانی قرار گرفت. 

منابع:
۱- سرگی نارفچاتوف،"لرمانتوف؛ زندگی کوتاه و دستاوردهایی بزرگ"، ترجمه یوسف قنبر،مجله ادبستان، شماره ۲۵
۲- مهری آهی، مقدمه ای بر کتاب "قهرمان عصر ما"، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران،۱۳۳۶
۳- "زندگی لرمانتوف"، وب سایت ادبی لرمانتوف
http://lermontov.niv.ru 

نویسنده: مرضیه حیدری،كارشناس ارشد ادبيات روس و عضو شورای فرهنگی ایراس

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 26264
پروین
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۷-۲۷ ۱۱:۲۱:۳۰
مطلب بسیار جالبی بود. متشکرم (1289)