توصيه مطلب
۰
 
نظام سياسي ارمنستان
 

نظام سياسي ارمنستان
 

اهمیت راهبردي ارمنستان
پس از جنگ جهانی دوم اهمیت استراتژیک ارمنستان کاسته نشد و برای مقابله با تهاجم احتمالی ناتو از طریق ترکیه صد ها واحد از نیروهای نظامی متعارف بلوک شرق در ارمنستان استقرار یافته اند. پس از فروپاشی شوروی و ایجاد کشور های مشترک المنافع هر چند احتمال تقابل میان نیروهای روسیه و غرب تا حد زیادی کاهش یافته است ولیکن با توجه به این امر که مرز میان ارمنستان و ترکیه هنوز نیز یکی از اصلی ترین محل های تلاقی بزرگترین قدرت های هسته ای جهان یعنی جامعه مشترک المنافع و ناتو می باشد، پس میتوان گفت از اهمیت استراتژیکی ارمنستان از این نظر کاسته نشده است.
از سوی دیگر مسائل جدیدی ک مطرح شده که اهمیت استراتژیکی ارمنستان را برای امنیت ملی کشورهای منطقه دو چندان کرده است. یکی از این مسائل که می تواند بر روی امنیت ملی روسیه و برخی دیگر از کشور های منطقه تاثیر مستقیم داشته باشد طرح تئوری پان تورانیسم است که بر اساس آن کلیه ممالک ترک زبان از مرزهای چین تا بالکان با یکدیگر متحد شده و امپراتوری بزرگی را تشکیل می دهند که کلیه ترک زبان ها را تحت یک پرچم واحد گرد می آورد. 

طبیعی است که تحقق یک چنین اندیشه ای باعث ایجاد یک امپراتوری بزرگ ترک در اوراسیا شده و کلیه معادلات استراتژیک را در منطقه به هم خواهد ریخت و تاثیر قابل توجهی بر امنیت ملی تمامی کشور های منطقه خواهد داشت. در این میان تنها كشوری که جلوی تحقق یک چنین اندیشه ای را می گیرد جمهوری ارمنستان است که همچون کمربندی بین ترکیه و جمهوری ترک زبان قفقاز و آسیای مرکزی قرار گرفته و ارتباط آنان را مختل نموده است.
 
در این میان برخی حامیان غربی برای تحقق اندیشه پان تورانیسم پیشنهاد هایی را را ارائه کرده ند یکی از جالب ترین انها مبادله مناطق قره باغ زنگزور بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان است (طرح موسم به گوبل ) که از یک سو مشکل قره باغ حل خواهد شد و از سوی دیگر با پیوستن زنگزور به آذربایجان ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری های ترک نشین و قفقاز و آسیای مرکزی تسهیل شده و زمینه تحقق افسانه پان تورانیسم مهیا خواهد شد. 

احزاب
حزب جمهوری ارمنستان
اتحادیه سوسیال دموکرات ملی
حزب محافظه کار ملی ارمنستان
حزب آزادیخواه رامگاوار ارمنستان
حزب نژاد پرستی ارمنستان
حزب فدراسیون انقلابی ارمنستان
جنبش ملی ارامنه
حزب مذهبی نژادی نژده

بحران قرهباغ
بدون شک شناخت سیاست خارجی ارمنستان بدون شناخت دقیق بحران قره باغ امکان پذیر نخواهد بود این بحران که ریشه در تاریخ داشته ولیکن از سال ۱۹۸۸ به بعد وارد مرحله جدید درگیری بین جمهوری آذربایجان از یکسو و ارامنه قره باغ و ارمنستان از سوی دیگر شده است و هم اکنون در حالت نه جنگ و نه صلح قرار داشته است و مانع بزرگی در جهت توسعه دو جمهوری تازه استقلال یافته ارمنستان و آذربایجان می باشد. 

هر بار که نامی از ارمنستان برده می شود نام منطقه قره باغ نیز خود به خود در ذهن تداعی می شود جرا که درگیری های قومی منطقه قره باغ تاثیر زیادی بر سیاست و حکومت در ارمنستان گذاشته است. 

برای درک بهتر ریشه های بحران منطقه قره باغ باید با عوامل جغرافیایی تاریخی و فرهنگی منطقه آشنا شد. همچنین سیاست های دولت شوروی در منطقه یاد شده میانجیگری هایی که در این دوران صورت گرفته و راه حلهای ارائه شده برای این بحران ضروری است. 

قره باغ ناحیه ی است کوهستانی در غرب جمهوری آذربایجان در ۷ کیلومتری مرز ارمنستان و ۲۵ کیلومتری شمال مرز ایران. جمعیت این ناحیه را ارامنه تشكيل می دادند و۲۰% باقیمانده شامل آذری ها می شد. مسئله در بعد تاریخی ان از پیچیدگی بیشتری برخوردار می باشد با وجود انکه جوامع ارمنی و ترک حدود هزار سال کنار یکدیگر زیسته اند همواره کشمکشهایی میان انها وجود داشته است که منعکس کننده اختلافات عمیق فرهنگی و عقیدتی است. 

ارامنه به استناد مدارک موجود تاریخی بر اقامت چندین هزار ساله خود در منطقه پافشاری دارند و در کتب ارمنی این منطقه با نام ارتساخ خوانده می شود و همواره شرقی ترین استان ارمنستان بوده است. در مقابل آذری ها مدعی اند که اولا ارامنه قره باغ در اصل آلبانی هایی بوده اند که به مسیحیت گریگوریان گرویده اند و از لحاظ نژادی ارمنی نیستند، ثانیا اینان در طول تاریخ تنها اقلیت را در این منطقه تشکیل می داده اند. آذریها با ارائه آمارهای متعددی معتقدند که تا سالهای اولیه قرن ۱۹ ارامنه تنها ۲۰% از جمعیت منطقه قره باغ را تشکیل می دادند. 

پس از سقوط جمهوری های آذربایجان و ارمنستان و استقرار حاکمیت مسکو بر این مناطق – مسئله قره باغ در چارچوب سیاست های شوروی و بطور موقت حل شد و ارامنه مدعی اند که سپردن بخش بیشتر به آذربایجان را استالین ایفا کرده است و این در راستای جلب نظر ترکیه در آن زمان بوده است و در عین حال صدور انقلاب بلشویکی به شرق مسلمان از طریق جمهوری آذربایجان به آن مناطق. 

در سال ۱۹۹۲و در پی درخواست دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان از جمهوری اسلامی ایران، اولین میانجیگری فعال و تا حدودی کارساز توسط وزیر امور خارجه ایران در منطقه آغاز شد که به آتش بس نسبتا پایداری نیز انجامید و روسای جمهوری دو کشور با میانجیگری رئیس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی موافقتنامه تهران در این سال به امضاي طرفین رسید. این توافقنامه پیروزی بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز وآسیای مرکزی محسوب و موید شکست طرحهای امریکا و عمالش برای جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه می باشد. 

در سال ۱۹۹۴ تلاشهای جدیدی برای برقراری آتش بس و استقرار صلح در منطقه آغاز شد و در همین راستا رهبران دینی ارمنستان و آذربایجان در مسکو دیدار کرده و رئیس جدید گروه مینسک آقای یان الیا سون سوئدی با سفر به منطقه دور جدیدی از تلاشها را آغاز کرد.
 
مهمترین اقدامی که صورت گرفت ملاقات نمایندگان طرفهای درگیر در بیشکک پایتخت قرقیزستان با نظارت نمایندگان روسیه – فنلاند-قرقیزستان بود. در این مذاکرات روسها خواهان رعایت سه اصل بودند: برقراری آتش بس – قبول نمایندگان قره باغ به عنوان یک طرف اصلی مذاکرات صلح – استقرار ۱۸۰۰ نفر از نیروهای جامعه مشترک المنافع در خط حائل آتش بس. این مسئله به وضوح حمایت روسها را از ارامنه نشان می داد و به همین دلیل ارامنه بدون هیچ شرطی مذاکرات را امضا کردند و در نهایت آذربایجان تحت فشار روس ها و تغییرات مختصری این اعلامیه را امضا کرد.
 
طی سالهای اخیر هر چند تلاش های گروه مینسک برای نزدیکتر کردن دیدگاه های طرفین بحران به یکدیگر ادامه یافته بود و موفقیت هایی نیز حاصل شده بود ولی انتخابات ۱۹۹۶ در قره باغ که به انتخاب روبرت کوچاریان به عنوان رئیس جمهور قره باغ منجر گردید قضیه را پیچیده تر كرد. برای پایان دادن بحران قره باغ تمامی طرفین درگیر باید به سه واقعیت توجه داشته باشند. 

۱– هیچ کدام از طرفین به تنهایی توان حل بحران را ندارند و گذشت زمان آن را پیچیده ترمی نماید.
۲– طرفین باید این مسئله را در مد نظر داشته باشند بازگشت به وضعیت قبل از فروپاشی شوروی امری غیر ممکن است
۳- بازیگران بین المللی در مناقشه قره باغ علاقه ای به همکاری با یکدیگر ندارند و هر یک از آنان خواهان حذف دیگری است. مسکو در صدد است که به نوعی (دکترین مونروئه) روسی را در منطقه اعمال نماید و آنچه را که زمانی شوروی نامیده می شد از نفوذ بازیگران بین المللی خصوصا امریکا و اروپا محفوظ نگهدارد. غرب و ترکیه خواهان بی اثر کردن سیاستهای ایران هستند در حالی که ایران نزدیکترین مرزها را به منطقه بحرانی دارد و نادیده گرفتن آن حل بحران را مشکل تر می سازد.

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 24455