توصيه مطلب
۰
 
تهديدها و اهداف عضويت افغانستان در سازمان شانگهاي
 



ايراس: سازمان همکاري شانگهاي در آستانه وارد کردن کشورهاي جديد به محيط خود قرار دارد. کارشناسان ميگويند توجه به سازمان رشد ميکند و خود سازمان در مرحله انسجام قرار دارد. ملاقات نخست وزيران اعضاي سازمان همکاري شانگهاي روز 7 نوامبر در سنت پطرزبورگ برگزار شد. ابرهارد زاندشنايدر پروفسور دانشگاه آزاد برلين معتقد است اين ساختار منطقه‌اي که روسيه و چين در آن نقش برتر را ايفا ميکنند مرحله «انسجام» را پشت سر ميگذارد. سازمان همکاري شانگهاي طي 15 سال از يک سازمان غيررسمي به سازمان هماهنگي سياست ملي کشورهاي عضو تبديل شد: درون آن مکانيسم انتقال رياست راه اندازي شده، روند همگرايي سريع در جريان است، کشورهاي عضو بطور منظم رزمايشهاي مشترک و ملاقاتهاي سران را برگزار ميکنند.
وي خاطر نشان نمود «تعداد ناظران گروه منطقه‌اي افزايش يافته و اما توجه بسياري از بازيگران خارجي به فعاليت آن رشد مي‌کند. اين کارشناس پيش‌بيني ميکند که افغانستان ميتواند بزودي به عضويت سازمان درآيد. فعاليت سازمان همکاري شانگهاي همچنان اساساً به امور ژئوپلتيک و مسائل امنيتي اختصاص دارد. آرکادي دوبنوف مفسر روس معتقد است «افغانستان موضوع اصلي فعاليت سازمان طي سالهاي آينده خواهد بود و اين امر با مقاصد خارج کردن نظاميان آمريکا و ناتو از آن کشور ارتباط دارد. معلوم است که براي مسکو و پکن که مانند «زوج حاکم» سازمان هستند جلب افغانستان به حوزه نفوذ سازمان اهميت فوق العاده دارد».
خود افغانستان هم به حضور عامل مضاعف برقرار کننده ثبات چون سازمان همکاري شانگهاي خيلي علاقمند است. کارشناس آلماني خاطر نشان نمود «براي افغانستان ويران شده در جريان جنگهاي بيپايان برقراري ارتباط با سازمانهاي منطقه‌اي فوق العاده مهم است. اين همکاري تاحدودي به معني نيل به شناسايي بين‌المللي ميباشد». دوبنوف پيشبيني ميکند که عضويت افغانستان در سازمان همکاري شانگهاي در آينده نزديک عملي ميشود. اين امر ميتواند در جريان اجلاس آينده سران سازمان در سال 2012 عملي شود. تنها مانع سر راه اين امر ميتواند موضع يکي از اعضاي سازمان – ازبکستان – باشد.
در آستانه اجلاس سنت پطرزبورگ چند گزارش در اين مورد منتشر شد که در جلسه نه تنها درخواست عضويت افغانستان بلکه درخواست ترکيه براي تبديل شدن به شريک گفتگوي سازمان همکاري شانگهاي مورد بررسي قرار ميگيرد. زاندشنايدر ميگويد علاقمندي ترکيه به فعاليت در چارچوب سازمان همکاري شانگهاي بايد سياستمداران غربي را وادار نمايد ديدگاههاي خود در مورد فعاليت سياست خارجي آنکارا را مورد تجديد نظر قرار دهند. وي گفت «سياستمداران اروپايي – بنظر من – واقعيت تغيير اولويتهاي سياست خارجي ترکيه را ناديده گرفتند. اين تصور که ترکيه بطور کامل به طرف اتحاديه اروپا جهتگيري دارد بطور نهايي کهنه شده است».
دوبنوف اطمينان دارد که در وهله اول کشورهاي آسياي مرکزي به شرکت فعالتر ترکيه در سازمان همکاري شانگهاي علاقمند هستند. وي خاطر نشان نمود «آنکارا ميتواند تا حدودي نفوذ پکن و مسکو بر کشورهاي آسياي مرکزي را متوازن کرده و به بالانس مضاعف مناسبي براي آنها تبديل ميشود».
اما در مورد گزارشات مربوط به ابراز علاقمندي ايالات متحده به سازمان بايد گفت در اساس اين توجه انگيزه مشابه با برخي کشورهاي ديگر قرار دارد. زاندشنايدر گفت (آمريکا مايل است) «روند توسعه سازمان و تناسب منافع آن با منافع ملي خود آمريکا را پيگيري کند».
آرکادي دوبنوف گفت «طبق دادههايي که من از منابعي در ستاد سازمان همکاري شانگهاي دريافت کردهام آمريکا در حال حاضر فقط مشغول لمس کردن زمينه است و اين عمليات توسط ويليام بليک معاون وزير امور خارجه آمريکا در جريان ديدار وي از برخي از کشورهاي آسيايي عملي شده است». وي خاطر نشان نمود «براي دادن موقعيت شريک گفتگو با سازمان يعني موقعيتي که بلاروس و سريلانکا دارند – که خود اين همسايگي کلي خندهآور بنظر ميرسد – بايد درخواست رسمي خود آمريکاييها موجود باشد ولي تاکنون چنين درخواستي نشده است».
کارشناسان خاطر نشان مي‌کنند منافع پکن و مسکو از يک طرف و واشنگتن از طرف ديگر در مورد تنظيم اوضاع افغانستان يکسان بوده و ميتوانست در چارچوب سازمان همکاري شانگهاي تحقق يابد. ولي – چنانچه هر دو کارشناس خاطر نشان کردند - دشوار است تصور کرد که همکاري تا اين حد پيشرفت کند زيرا عدم اعتماد متقابل بين اين قطبهاي جهاني زياده از حد بزرگ ميباشد. عدم اعتماد از توسعه همکاري اقتصادي در چارچوب سازمان همکاري شانگهاي هم جلوگيري ميکند و لذا فعلاً دشوار است در مورد بازدهي اقتصادي سازمان قضاوت کرد.
دوبنوف خاطر نشان ميکند «واقعيت اين است که هيچ کدام از پروژههاي اقتصادي سازمان همکاري شانگهاي در واقع تاکنون عملي نشده است. وقتي ما از پروژههاي بزرگ حرف ميزنيم ما قراردادهاي دوجانبه بين کشورهاي آسياي مرکزي و چين را در نظر داريم. جو رقابت بين چين و روسيه براي پروژههاي مشترک سازمان همکاري شانگهاي مشکل ايجاد ميکند». اما پروفسور زاندشنايدر ميگويد که سازمان همکاري شانگهاي ديگر قادر نيست امور اقتصادي را ناديده گيرد. بنظر وي مسئله تأمين نيازهاي انرژتيک کشورهاي عضو در کانون توجه سازمان قرار گرفته است. اعلاميههاي رسمي در مورد تشکيل کلوپ انرژي در چارچوب سازمان حاکي از اين ميباشد و جلسه سنت پطرزبورگ اساساً به مسائل اقتصادي توجه ميکند.

منبع: دويچه‌وله
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 20387