توصيه مطلب
۱
 
روسیه شریک مهمی برای چین نیست
دکتر شریعتی نیا در گفتگو با ایراس
 

محسن شریعتی نیا در گفت و گو با ایراس معتقد است عمده شرکای چین در دو سوی آتلانتیک قرار دارند و روسیه شریک مهمی برای این کشور محسوب نمی شود. اما عکس این مطلب صادق نیست و چین نخستین شریک اقتصادی روسیه به شمار می رود و به نظر می رسد این موضوع در سال های آتی نیز گسترش پیدا کند.
روسیه شریک مهمی برای چین نیست
 
ایراس؛ "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه، نخستین بار پس از روی کار آمدن "شی جین پینگ" همتای چینی خود عازم شانگهای شد. این سفر که تحت عنوان شرکت در اجلاس سیکا بود در حالی صورت گرفت که مناسبات مسکو و غرب بر سر بحران اوکراین به پایین ترین سطح خود رسیده است و از طرفی نیز پکن بر سر جزایری از دریای چین جنوبی با ویتنام، فیلیپین و کشورهای دیگر منطقه درگیر است. برای بررسی این امر و همچنین مطلع شدن از آخرین تحولات بین المللی با دکتر  محسن شریعتی نیا کارشناس مسائل چین گفتگو کردیم. 


آیا سفر پوتین به پکن و دیدار وی با رئیس جمهور چین می تواند شکل گیری نظم جدیدی در سیاست بین الملل به وجود بیاورد؟ 

بحث بر سر آغاز شکل گیری نظم نوین بین المللی هنوز زود است و ما نمی توانیم بگوییم این سفر و قراردادهای منعقد شده در آن می تواند سرآغاز نظم نوینی باشد. شکل دادن به نظم در سیاست بین الملل فرایند بسیار پیچیده ای است و روسیه و چین توانایی های اندکی برای این موضوع دارند. 

نکته مهم تر این است که انگیزه های استراتژیک چین برای تغییر نظم بین المللی کنونی هنوز مشخص نیست. بنابراین نتیجه گیری کلانی نمی توان از موضوع تغییر نظم بین المللی انجام داد. منتها قرارداد چین و روسیه در زمانی انجام شده است که اختلاف های چین با متحدین آمریکا در منطقه شرق آسیا و چالش های روسیه با هم پیمانان ایالات متحده در اروپا افزایش داشته است. این
قرارداد چین و روسیه در زمانی انجام شده است که اختلاف های چین با متحدین آمریکا در منطقه شرق آسیا و چالش های روسیه با هم پیمانان ایالات متحده در اروپا افزایش داشته است. این موضوع باعث شده تا سفر پوتین به پکن در مقطع کنونی با اهمیت تلقی شود.
موضوع باعث شده تا سفر پوتین به پکن در مقطع کنونی با اهمیت تلقی شود. 


همزمان با دیدار پوتین از چین رزمایش یک هفته ای نیروی دریایی دو کشور نیز در حال وقوع است، این امر چه پیام یا پیام هایی می تواند برای غرب داشته باشد؟ 

این رزمایش ها به طور سالانه و از زمان شکل گیری سازمان شانگهای برگزار می شده است و برای نخستین بار نیست که مسکو و پکن مبادرت به برگزاری مانور می کنند. در شرق آسیا نیز مانورهای نظامی متعددی بین آمریکا و ژاپن، آمریکا و کره جنوبی، آمریکا و هند و برخی موارد دیگر صورت می گیرد. بنابراین رزمایش چین و روسیه را نیز می توان از همین نوع ارزیابی نمود، ضمن این که بخشی از این مانور می تواند پیامی برای غرب باشد. 


قرارداد گازی میان روسیه و چین پس از ۱۰ سال کش و قوس به یکباره وارد فاز جدیدی گردید و به صورت رسمی امضا شد. دلایل این چرخش سیاست های اقتصادی چه بود؟ 

این قرارداد دارای دو بحث فنی و سیاسی است که به لحاظ فنی هنوز جزئیات زیادی از آن منتشر نشده است. در گذشته روس ها تلاش داشتند گاز صادراتی به چین را همانند صدور این کالا به اروپا قیمت گذاری کنند، اما چینی ها در فرایند چانه زنی به دنبال این موضوع بودند تا قیمت گاز را همانند قراردادهای منعقده با کشورهای آسیای مرکزی نهایی نمایند. همین امر باعث شد تا فرایند چانه زنی سال های زیادی به طول انجامد و طرفین را با دشواری هایی مواجه کند. 

وضعیت فعلی تا حدی به نفع چینی ها شد، چرا که در دهه گذشته چین در موقعیت ضعیفی بود و باید امتیازات زیادی می داد، اما اکنون روس ها به دلیل تنش شدید با غرب مجبور بودند از مواضع خود کوتاه بیایند. علاوه بر این تداوم رشد اقتصادی چین باعث شده است تا این کشور به یکی از بازیگران عمده بین الملی تبدیل شود. نکته دیگر این است که کشف منابع گازی در آمریکادر میان مدت، هژمونی گازی روسیه را با تهدید مواجه می کند. 

بر اساس گزارش های غیررسمی، روسیه قرار است سالانه ۳۸ میلیارد متر مکعب گاز به مدت ۳۰ سال به چین صادر کند که این موضوع از سال ۲۰۱۸ وارد روند اجرایی می شود. خبرها نیز حاکی از این موضوع است که قرارداد امضا شده بین مسکو و پکن مدل بینابین قراردادهای چین با کشورهای آسیای مرکزی و روسیه با اتحادیه اروپا است. هرچند قرارداد امضا شده بسیار مهم است اما هنوز تا زمان اجرایی شدن آن فرصت زیادی باقی مانده است و ممکن است تحولاتی دیگری این موضوع را تحت تاثیر قرار دهد. 


پیش بینی شما در رابطه با افزایش حجم مبادلات اقتصادی روسیه و چین چیست؟ 

مناسبات اقتصادی روسیه و چین در قیاس با روابط
بدون شک کنسرت قدرت های بزرگ که ویژگی روابط بین الملل از ۱۱ سپتامبر به بعد بوده است در حال تضعیف است و قدرت های بزرگ در حال فاصله گیری از یکدیگر هستند. از یک طرف آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن قرار دارند و از طرف دیگر چین و روسیه.
اقتصادی پکن و کشورهای دیگر، عمدتا به دلیل ضعف اقتصاد روسیه گسترش زیادی پیدا نکرده است. در حالی که حجم مبادلات آمریکا و چین بالغ بر ۵۳۶ میلیارد دلار است، این رقم بین مسکو و پکن تنها ۹۰ میلیارد دلار می باشد. علاوه بر این چین با ژاپن و اتحادیه اروپا به ترتیب ۳۰۰ و ۶۰۰ میلیارد دلار مبادلات تجاری دارد و این امر نشان می دهد عمده شرکای چین در دو سوی آتلانتیک قرار دارند و روسیه شریک مهمی محسوب نمی شود. 

اما عکس این مطلب صادق نیست و چین نخستین شریک اقتصادی روسیه به شمار می رود و به نظر می رسد این موضوع در سال های آتی نیز گسترش پیدا کند. روسیه به عنون صادر کننده عمده مواد خام در سال های آتی به بازار چین به عنوان بزرگترین و مهم ترین بازار در حوزه انرژی تبدیل خواهد شد و روس ها در استراتژی کلان خود در حوزه انرژِی به گونه ای روز افزون به چین اهمیت خواهند داد. 


با توجه به کشمکش های ایران و غرب بر سر موضوع هسته ای، آیا می توان گفت سفر آقای روحانی و دیدار وی با روسای جمهور چین و روسیه به نوعی قرار گرفتن در جبهه این کشورها در نظم جدید جهانی باشد؟
 

بدون شک کنسرت قدرت های بزرگ که ویژگی روابط بین الملل از ۱۱ سپتامبر به بعد بوده است در حال تضعیف است و قدرت های بزرگ در حال فاصله گیری از یکدیگر هستند. از یک طرف آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن قرار دارند و از طرف دیگر چین و روسیه. اما باید به این موضوع توجه داشت که تاکنون ائتلافی بین چین و روسیه شکل نگرفته است و این دو کشور بیشتر از کارت یکدیگر در روابط با غرب استفاده می کنند. چین هیچ گاه در مناقشاتی که در محیط پیرامونی روسیه شکل گرفته از مسکو حمایت ننموده است. 

به طور کلی باید گفت ژئوپلیتیک سیاست بین الملل نسبت به دوران جنگ سرد دچار تغییر شده، اما نمی توانیم مرز میان بلوک ها را مشخص کنیم. هم اکنون کشورها در موضوعات مختلف رویکردهای متنوعی از خود نشان می دهند. اما آن چه کاملا به چشم می آید این نکته است که از یک طرف فاصله بین قدرت های بزرگ بیشتر شده و از طرف دیگر فرایند اجماع سخت تر. در مورد بحث ایران نیز باید گفت به دشواری می توان ایران را در بلوک روسیه و چین تصور کرد. 

از نقطه نظر منافع ملی ما نباید اجازه دهیم قدرت های بزرگ ما را تعریف کرده و در بلوک های خود قرار دهند. کشور ما باید با توجه به وضعیت سیال بین المللی تصمیم های استراتژیک و موردی را اتخاذ کند و از غلتیدن به سمت اردوگاههای قدرت های بزرگ خودداری نماید. 

تهيه و تنظيم: احسان تقوايي نيا، دبیر سیاسی سایت ایراس؛ 



پایان متن/

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 36028