توصيه مطلب
۰
 
تاريخ گرجستان
 

تاريخ گرجستان
 

گرجيها، كه امروزه يكي از اقوام منفرد آسيا بشمار مي روند، مورد توجه تاريخ نويسان و باستان شناسان قرار گرفتهاند. اين امر در نتيجه غنا و تنوع فرهنگ مادي باستاني آنها و تداوم نهادهاي اجتماعي بهم پيوسته آنان، صورت پذيرفته است. زمان تكامل نهادهاي مزبور را با اعتماد و اطمينان ميتوان سه هزار سال پيش دانست، هرچند از دلايل و شواهد چنين برميايد كه اقوامي از نژاد ديرينه قفقازي، كه نياكان گرجيان امروزي بودند، در منطقه قفقاز و نواحي مجاور، مدتها پيش از اين تاريخ ميزيستند. 

محل سكونت اصلي گرجيان و اقوام ايبريايي- قفقازي، كه با آنها نسبت نزديك دارند، منطقهاي سهگوشه را در منتهي اليه شرقي درياي سياه تشكيل ميدهد. اين سرزمين از شمال به سلسله جبال قفقاز، از جنوب به ارمنستان، و از شرق به آذربايجان كنوني، آلبانياي محدود است. بخش اعظم ملت گرجي امروزي در درون مرزهاي گرجستان زندگي مي كنند. از مجموع حدود سه و نيم ميليون نفر گرجي و هم نژادان ايبريايي – قفقازي آنها، كه در ۱۹۵۹ احتساب شد، معلوم شد كه ۲۶۰۱۰۰۰ نفر در داخل جمهوري گرجستان اقامت دارند و ۳/۶۴ درصد كل جمعيت را گرجي ها تشكيل ميدهند. پنجاه هزار نفر ديگر در بخشهاي مختلف شوروي و بقيه در خارج زدگي ميكنند. گروه زيادي از آنها در استانهاي شرقي تركيه و همچنين در بخشهايي از ايران، بويژه فريدن نزديك اصفهان، محلي كه شاه عباس اول در آغاز سده هفدهم ميلادي آنها را به آنجا كوچاند،متمركز شدهاند. 

گرجيها خود را كارتول – ابي مينامند، زيرا خاستگاه آنها به سا- كارتول- ابي شهرت داشت. هر دو اين نامها به نام يك خداي نيمه اساطيري معروف به كرتلوس «نياي» مردم گرجي، مربوط است؛ استان اصلي گرجستان مركزي، كه تفليس در آن قرار دارد، «كارتلي» ناميده ميشود. همانگنه كه غالبا در مورد اصطلاحات نژادي معمول است، ملتهاي بيگانه براي گرجيها از نامهايي استفاده كردهاند كه ربطي به كارتول يعني نام قومي خود آنها ندارد. بدين ترتيب، ارمنيها ايرانيان باستان گرجيهاي منطقه شرقي را به ترتيب ويرك يا ويرسهن ميناميدند. عنصر وير VIR كلمه ايوروي يا ايبريها را به وجود آورد كه يونانيان و رويمان آن را بكار ميبردند. استرابون و ديگر جغرافنويسان باستان، كه ايبريها را ساكنان اسپانيا ميدانستند، در شگفت بودند كه «ايبريهاي» ديگري در قفقاز زندگي ميكنند و فرضياتي ساختند مبني بر آن كه قفقاز روزگاري محل اقامت مهاجران ايبريايي اسپانيايي بوده است. ميان زبانهاي قفقازي و زبانهاي ناحيه باسك (در اسپانيا) تشابهاتي وجود دارد كه ممكن است تا اندازهاي كه عقيده را تاييد كند،هرچند با توجه به پيشرفت علم در روزگار ما، نميتوان آن را جدي تلقي كرد. به احتمال زياد، ريشه كلمه وير VIR يا بر BER تا اندازهاي مربوز به طوايف باستاني قفقاز يعني ساسپروها و تيبارنها ميشود كه در روزگار هرودت شناخته شده بودند. عربها و ايرانيان در زمان ما گرجي ها را كرج Kurj يا گرج Gurj مينامند. از اين صورتها اروپاييان غربي كلمه جرجيها Georgians را جعل كردند و به طور كاملا غلط، آن را از اسم جرج مقدس (جرجيس) مشتق ميدانند كه حامي گرجستان بشمار ميرفت. 

جالب توجه آن كه آشفتگي مشابهي در مورد آلبانياييهاي قفقاز نيز وجود دارد، كه سابقا در ناحيهاي ميزيستند كه اكنون شامل جمهوري آذربايجان است. از سده يازدهم ميلادي، آلبانياييهاي قفقاز به عنوان يك ملت جداگانه، از صحنه تاريخ محو شدند. نام آنها با كلممه ارمني آغوان با آلوان مربوط است،و مطلقا ربطي به آلبانياييهاي امروزي در كناردرياس آدرياتيك ندارد. آلبانياييهاي كنوني چندين سده بعد از آلبانياييهاي قفقاز وارد صحنه تاريخ شدند. به يك زبان هنداروپايي صحبت ميكنند و در هر صورت خود را آلبانيايينمي شمارند، بلكه خود را «شكيپه تار» مينامند. همه ارجاعات اين كتاب به ايبريها و آلبانياييها، مگر در موردي كه عكس آن تصريح شده باشد، به ساكنان بومي برزخ قفقاز، و نه به ساكنان ناحيه مديترانه، اشاره دارد. 

از نقطه نظر انسانشناسي، گرجيها با سوانها و مردم مينگرلو – لاز، به گروه معروف به پونتو – زاگروس تعلق دارند و درميان خانوانده اقوام ديرينه – قفقازي، جايي ميانه را اشغال ميكنند. گرجيهاي كنوني بيشتر از گروه «كله پهن» يا «كله بسيار پهن» هستند، هرچند بر طبق نوشته دبه تس، ويژگي جسمي آنها طي دوهزار سال گذشته،تغيير قابل ملاحظهاي يافته است. بيشتر گرجيها داراي چشماني به زنگ ميشي هستند و در حدود سي درصد آنها چچشمان آبي يا خاكستري دارند. از لحاظ قد، گرجيها نسبتا بلند قد چهارشانه و از حيث طبيعت پرطاقت هستند. مردم استانهاي شرقي كارتلي (كارتيل) و كاختي (كاخت) داراي بيني برجسته و جمجمه بلند و گرد هستند، در صورتي كه در گرجستان غربي، بيني راست و نازك و چهرهاي به سبك مديترانهاي ايتالياي جنوبي يا يونان بيشتر به چشم ميخورد. گرجيها مانند ارمنيها و همچنين روستاييان آناتولي امروزي، حاصل چندين هزار سال اختلاط نژادي هستند. طي اين فرايند، امواجي از گروههاي مهاجم وارد و با افراد بومي مخلوط شد. در مورد ارمنيها ، كه زبان آها هنداروپايي است،جنبه جسمي هورها و اورارتوييها هنوز از طريق پوشش هندوآريايي آنها تشخيص داده ميشود. 

در تركيه كنوني افرادي از گونه كله گرد و بيني عقابي را ميتوان ديد كه با اقوام بومي آلتايي كه داراي چشماني ريز و كشيده هستند وجه اشتراكي ندارند، ولي به تصاويري شبيهند كه بر روي سنگنوشتههاي باستاني هيتيها نشان داده شدهاند. دور بودن گرجستان از راههاي عمده مهاجمان باستاني منجر به تداوم مردم شناختي بيشتري شد، به طوري كه گرجيهاي امروزي را ميتوان ساكنان برزخ قفقاز و نواحي مجاور جنوب غربي دانست. هرچند هم عناصري هنداروپايي از هزاره سوم، و بعدها گروههايي از سكاها و كيمريها از كوچنشينان يونايي ملطيه، و سپس جماعتي از فاتحان عرب و مغول و ترك و ايراني، با آنها مخلوط گشتند. جنبه جسماني گرجي ريشه در عصر هيتيها و اورارتوييها و آشوريها دارد. برخلاف اين تمدنهاي ناپديد شده، تمدن گرجستان تا زمان حاضر دست نخورده باقي مانده است.

گرجستان جديد با ۳۰۰/۶۹ كيلومتر مربع، شامل جمهوي خودمختار ابخازيا و پايتخت آن در سوخومي در كنار درياي سياه و ناحيه خودمختار اوستيه جنوبي متمركز در تسخينوالي است كه روزگاري استالينيري ناميده ميشد. آجارها تنها مسلمانهاي گرجستان هستند كه طي چندين سده استيلاي دولت عثماني به آيين اسلام درآمدند. از سوي ديگر،مردم آبخاز مربوط به هنيوك هاي باستاني هستند و به گروه آديغه، (آديله) – چركسي يا گروه شمال غربي از مردم قفقاز تعلق دارند. در صورتيكه اوستيها از اخلاف آلانهاي قرون وسطايي بشمار ميروند و مردمي هندواروپايي و وابسته به سارماتها بودند، در هرگونه بررسي تارخي قوم گرجي، بايد به باريكهاي از ساحل جنوبي شرقي درياي سيا معروف به لازستان توجه كرد كه تا ترابوزان و اندكي به سوي غرب و همچنين به دره علياي چوروخي تا باي بورت و نواحي اطراف شهرهاي مستحكم قارص و اردهان و به سوي جنوب غربي تا ارزروم (ارزنه الروم) گسترده بود. پيش از حملات سلجوقيان در سده يازدهم، اين منطقه كوهستاني كنار درياي سياه، كه اكنون در داخل جمهوري تركيه قرار دارد، سهمي اساسي در تكامل فرهنگي،زباني و نژادي ملت گرجي داشت. در دورهاي قبلتر طوايف جنگجوي آناتولي مركزي، كه همان طوايف ماشك و توبال مذكور در تورات هستند، حلقهاي مهم ميان ناحيه ماوراي قفقاز و تمدنهاي باستاني روسيه و فلسطين بشمار ميرفتند.

اوضاع و احوال جغرافيايي و جوي گرجستان بينهايت متغير است. از سرزمين كنوني گرجستان، ۵۴ درصد كوهستاني، ۳۳ درصد داراي تپه و نجد و تنها ۱۳ درصد شامل دشت و دره است. از اين تنوع در آب و هوا معلوم ميشود كه داراي همان اوضاع زير استوايي و مرطوبي است كه در طول ساحل درياي سياه وجود دارد. سپس به آب و هواي مديترانهاي گرم و خشكتر در ايمرتي و كارتلي و چراگاههاي زير آلپي و جنگلهاي بلنديهاي قفقاز برميخوريم كه برفراز خود آنها قلههاي بلند و بپوشيده از برف كازبك و البرز به چشم ميخورد. در گرجستان انواع و اقسام جانوران و گياهان يافت ميشود و سرزميني است كه از آغاز تمدن براي شكار، پرورش گاو و گوسفند و ايجاد تاكستان و انواع كشاورزي مناسب تشخيص داده شده است. اين سرزمين از لحاظ مواد كاني و فلزات، بسيار غني است. اساطير يوناني، اشارات موجود در تورات و شواهد فراوان باستان شناسي رويهم رفته نشان ميدهد كه ماوراي قفقاز يكي از مراكز بسيار مهم باستاني و مشهور استخراج معدن و فلزكاري بوده است. كانيهايي كه اكنون در گرجستان استخراج ميشود شامل ذغال سنگ، منگنز، نفت، مس، آهن، ارسنيك، تنگستن، طلا، مرمر، سولفات باريم، سنگ ويژه چاپ، عقيق و جيوه است. رودهايي كه پر از ماهي است منبع فراوان براي قوه محرك آب و همچنين وسيلهاي براي احيا و آبياري زمينهاي ندرتا قابل كشت و كار هستند.

دردرن يك حوزه جغرافيايي محدود، گرجيها شماري زا فرهنگها و لهجههايي را حفظ كردند كه از لحاظ منطقهاي به خوبي از يكديگر متمايز هستند. كارتوليها (همانگونه كه گرجيها خود را چنين مينامند)، در آغاز از لحاظ زبانشناسي به سه گروه عمده تقسيم ميشدند: ايبرها يا گرجيهاي خاص، سوانها و طوايف مينگرلو- لاز. مينگرلو- لازنها در كناره زير استوايي درياي سياه متمركز شدند. سوانها به صورت طوايف مستقلي در درههاي كوههاي بلند قفقاز ميزيستند، در صورتي كه ايبريايي –گرجيها استانهاي كنوني كارتلي، كاختي، سامتسخه ايمرتي را در تصرف داشتند. دو هزار سال پيش، استرابون سوانها را به عنوان يك ملت مبارز نيرومندي بشمار آورد كه قادر بودند ۲۰۰۰۰۰ (دويست هزار) نفر جنگجو به صحنه نبرد بفرستند. امروزه شمار تمام كساني كه به زبان سواني سخن مي گويند بيش از ۲۵۰۰۰ نفر نيست. در زمان سيطه مسلمين بر قفقاز، بسياري از گرجيزبانان به سوي غرب و از گردنه سورامي به كولخيس باستاني مهاجرت و حوزهاي مثلث شكل از اين سوي منطثه دلتاي ريوني تا درياي سياه ايجاد كردند و مينگرلوها را از تماس با جمعيت خويشاوند خدشان يعني لازها، جدا ساختند.

زبانهاي گرجي، سواني و مينگرلايي – لازي رويهم رفته گروه زباني ايبريايي – قفقازي را در درون خانواده زبانهاي قفقازي تشكيل ميدهد. گرجي زباني پيچيده و صرفي و مورد علاقه زبانشناسان است. البته زبانهاي قفقازي از خانواده زبانهاي هندواروپايي، تركي و سامي به كلي جدا و متمايز است، هرجند با گذشت روزگار، بسياري از واژهها و ساختارها از اين زبانها وام گرفته شده است.

مثلا جالب توجه خواهد بود كه در زبان گرجي كلمه گهوينو ghvino را بررسي كنيم كه به معناي «شراب» است كه به عقيده بعضيها وام واژهاي كهن از هندواروپايي است، درصورتي كه ديگران آن را به عنوان دليلي تلقي مي كنند كه گرجستان در روزگار باستان مركز پرورش تاك بود. بعضي قرابتهاي زباني ميان گرجي كهن و ارمني باستان را ميتوان رديابي كرد كه در كنار هم تكامل يافتند و در داشتن يك زيربناي مشترك آناتوليايي، و احتمالا هورياني با يكديگر سهيم بودند.

با توجه به تصورهاي غلط رايج، تكتهاي درباره خود اصطلاح «قفقازي» بايد يادآور شد. بعضي از مردم شناساني كه هيات ظاهري را در نظر ميگيرند بايد بهتر بدانند، و همچنين بعضي از مراجع اداره مهاجرت امريكا كه از آنها انتظار چنين كاري نميرود، معمولا كلمه قفقازي را واقعا درباره كسي بكار ميبرند كه نشان دهند وي سياه پوست، يهودي،هندي يا چيني نيست و در حقيقت براي قفقازيها از عكس كلمه «رنگين پوست» استفاده ميكنند. 

خلاصه كلمه «قفقازي» در اين متن مطلقا درباره نژاد سفيد بكار ميرود، به طوريكه اين اصطلاح تا اندازهي نادرست در مورد آنها بكار مي رود، هيچگونه به پيوستگي تاريخي يا نژادي با اقوام قفقازي بطور اخص ندارند، به استثناي بعضي موجهاي مهاجرت كه اخيرا صورت گرفته است. به همين علت، اصطلاح «قفقازي» در اينجا تنها براي نشان دادن ملتها و طوايف باستاني است كه از روزگاران بسيار قديم در برزخ قفقاز و نواحي مجاور زيستهاند و مهمترين آنها، گذشته از خود گرجيها، عبارتند از چركسها، كاباردياييها و ابخازها در جنوب غربي و چچنو – اينگوش ها، همچنين آرارها، لزگيها و ساير اقوام داغستان در شمال شرقي. 

اين وضع نيز بر اثر فرضيه «يافثي» از سوي پروفسور مار (۱۸۶۴- ۱۹۳۴) پيچيدهتر شده است. مار در روزگار جواني، زبانشناس و اديب نابغهاي بود، و براي شناساندن گنجينههاي ناشناخته تمدن باستاني گرجي و ارمني، خدمات شاستهاي انجام داد. وي با ادامه پژوهشهاي خود در آسياي صغير و منطقه مديترانه به فكر افتاد بسياري از جنبههاي مجهول مربوط به پيش از تاريخ آن ناحيه را با مقياسهاي زبان شناختي و باستان شناختي قفقازي تجزيه و تحليل كند. مار اين نظريه را كه به خودي خود غير منطقيي نيست تكامل بخشيد كه بسياري از جنبههاي توجيه ناشده تمدن مديترانهاي عناصري را در بردارند كه از يك زيربناي قديمتر از هندواروپايي و ساميها باقي مانده يعني عناصري كه از يك «عنصر نژادي سوم» برجاي مانده است، كه آن را از لحاظ سهولت«يافثي» خواند،به نام يافث سومين فرزند نوح، نياي اقوام توبال و ماشك. پس از انقلاب اكتبر ۱۹۱۷، مار جانب اعتدال را رها ساخت و يك نظام فوقالعاده تخيلي ابداع كرد كه به «آموزش جديد درباره زبان» معروف شده است.
 
به عقيده او، همه زبانهاي جهان از چهار عنصر «مرموز» سال sal ، بر ber ، روش rosh و يون yun مشتق شده كه وي ميگفت در خواب به او الهام گشته است. شگفتآور است كه اين عقيده عجيب كه به عنوان جنبه فرعي تعاليم واقعي ماركسيسم عرضه شد، مدتها در شوروي به صورت نظرهاي صائب باقي ماند، تا اين كه استالين در ۱۹۵۰ آن را رد و طرد كرد. 

نظام واجشناسي زبان گرجي شامل پنج واكه عمده است، كه در آنها كوتاهي و بلندي را ني توان تشخيص داد. گذشته از اين، داراي بيست و هشت واج همخوان است. گرجي باستاني، دو همخوان ديگر و جند واكه مركب دارد كه به صورت يك واكه منفرد كاهش يافته است. زبان گرجي با زبانهاي شمال قفقاز ويژگيهايي دارد، كه مهمترين آنها تقسيم بستواجها و همخوانهاي مركب به سه نوع فراگويي است. 

و همخوانهاي مركب به سه نوع فراگويي است:
(a) : واكبرهاي b,d,dz,j
(b) : بيواك با دمش ch, ts, t, p, Aspiration
(c) : بيواك چاكنايي tch,ds, q, k, t, p 

گرجي تقريبا داراي همان بخشهاي گفتاري زبانهاي هندواروپايي است، ولي همان ويژگيهاي پيوندي و صرفي را نيز داراست. اسم داراي هفت حالت است: فاعلي، ندايي، اضافي، برايي-رايي، ازي-ابزاري، قيدي و حالت فاعلي فعل گذرا. صورت اخير يك صورت ويژه حالت بوده كه براي كنشگر (agent ) افعال متعدي به مفهوم زمان گذشته نامعين aorist و در بعضي متنهاي ديگر بكار ميرفته است. در گرجي به جاي حروف اضافه، حرف اضافه پسايند بكار ميروند، غالبا تركيب حرف اضافه پسايند با اسم خود، هيات فريبنده حالات محلي ثانوي را به خود ميگيرد.


گرجيها در رفتار انفرادي و زندگي اجتماعي خود طي قرنها بعضي خصايص كاملا ويژه پيدا كردهاند. در بعضي از اين خصايص با همسايگان خود از لحاظ ميراث قفقازي در موارد شرافت، مهماننوازي و وفاداري قبيلهاي مشتركند و بعضي ديگر از اين خصايص مربوط به احساسات ملي و سنتهاي باستاني ملت گرجستان است. در مقايسه با همسايگان روسي و مسلمان خويش، از لحاظ غرورو حتي رفتار خودنمايانه و متكي بر برتري فرهنگ و كارهاي خودشان، متمايز هستند. در حقيقت گفته شده است كه در گرجستان هر فرد روستايي به منزله شاهزادهاي است، يا مانند شاهزادهاي رفتار ميكند. در عقايد شخصي و سياسي خود اصرار ميورزند، سخنرانان ماهري هستند و به بحث و توطئه چيني علاقه وافر دارند، و در اسب سواري، تيراندازي و جنگهاي چريكي به عنوان گلهدار و پرورشدهندگان و نوشندگان شراب مشهورند. به زندگي در جوامع صنعتي جديد كمتر علاقه نشان ميدهند و به امور اداري يا كار در كارخانه يا در شغلهاي عادي كه درآنها ، ابتكارات شخصي به ندرت مورد استفاده قرار ميگيرد، كمتر توجه ميكنند.
 
گرجي ها هميشه در حيات اجتماعي خود براي زنان مقامي شامخ قايل بودهاند و اين امر با توجه به مراسم مذهبي ويژهاي كه جهت حضرت مريم، نينوي مقدس، رسول گرجستان و جهت ملكه تامار مظهر عصر طلايي گرجستان، برپا ميدارند معلوم ميشود. زنان گرجي اگرچه تحتت مراقبت و ساير محدوديتها بودهاند، اما هرگز به پوشيدن حجاب در ملا عام يا به خارج بودن از مسير حيات اجتماعي و عمومي عادت نداشتهاند. گرجيها كه در برابر بياحترامي يا ادب بيدرنگ عكسالعمل نشان ميدهند، در مهماننوازي به مقياسي بيش از آنچه كه ميتوانند به طور شايسته عرضه دارند، احساس غرور ميكنند. اين قوم كه شاعران، رقصندگان و موسيقيدانان بزرگي پرورده است، به چيزهاي خوب زندگي و رفاقت علاقه بسيار دارد. سختگير نيستند، وحتي به جنبه خوشگذراني در زندگي بيشتر اهميت ميدهند. از هوش و ذكاوت بسيار و بذلهگويي و حاضر جوابي بهرهمندند.

گرجستان (به زبان گرجی: საქართველო تلفظ: ساکارتْوِلو، به روسی: Гру́зия تلفظ: گروزیا) نام کشوری است در قفقاز. پايتخت آن شهر تفلیس است.

قفقاز ناحیهای است بین دریای خزر و دریای سیاه. این منطقه تا زمان قاجاریه جزو خاک ایران بود اما در زمان فتحعلی شاه طی جنگهای ایران و روس از ایران جدا شد و به روسیه پیوست و با تجزیه شوروی سه کشور گرجستان، ارمنستان و آذربایجان بر این سرزمین حکومت میکنند.

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 24463