توصيه مطلب
۱
 
همکاری های نظامی باکو و آنکارا به کدام سو می رود؟
 

در اوایل سال جدید میلادی شاهد سفر مقامات نظامی ترکیه به جمهوری آذربایجان بودیم. ذکر این نکته ضروری است که یکی از وجوه مهم همکاری آذربایجان و ترکیه تلاش دو کشور برای گسترش همکاری‌ها در حوزه نظامی و امنیتی است و چنین موضوعی نمی‌تواند برای ایران بی‌تفاوت باشد.
همکاری های نظامی باکو و آنکارا به کدام سو می رود؟
 
ایراس؛ جمهوری آذربایجان  یکی از مهمترین بازیگران قفقاز جنوبی به شمار می رود و وجود یک سیستم سیاسی اقتدارگرا و همچنین برخورداری از منابع غنی نفت و گاز موجب گشته است این جمهوری در پی تأثیرگذاری هر چه بیشتر بر بحرانهایی باشد که بر آسمان قفقاز سایه افکنده است و تلاش دارد با وارد شدن در ائتلافهای غرب محور، نقش خود را هر چه بیشتر پررنگتر کند. اتحاد استراتژیک با ترکیه یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی آذربایجان از همان زمان کسب استقلال به شمار می رود و این اتحاد به نوعی دروازه ورود آذربایجان برای گسترش فعالیتهای اقتصادی این جمهوری با غرب و همچنین  به عاریه گرفتن برخی شاخص اجتماعی حاکم بر کشورهای غربی هست.    


بیان مساله:

یکی از وجوه مهم همکاری آذربایجان و ترکیه تلاش دو کشور برای گسترش همکاریها در حوزه نظامی و امنیتی هست و چنین موضوعی نمیتواند برای ایران بیتفاوت باشد. رصد کردن فعالیتهای نظامی و امنیتی همسایگان از ارکان راهبرد دفاعی هر کشور به شمار می رود و جمهوری اسلامی ایران با توجه به قرار گرفتن در  منطقه ای که اکثر همسایگان آن همچون افغانستان ، پاکستان و عراق از بیثباتی رنج میبرند، بایستی به این موضوع توجهی دوچندان داشته باشد. از طرف دیگر جمهوری آذربایجان با اقداماتی همچون همکاریهای گسترده با اسرائیل به خصوص در زمینه نظامی و امنیتی و همچنین تهدیدات اسرائیل علیه ایران و حتی درخواست مقامات این رژیم برای استفاده از خاک این کشور جهت حمله به ایران نشان داده است، نمیتواند همسایه قابلاعتمادی برای ایران باشد و سخنان گاه و بیگاه مقامات رسمی و غیررسمی این جمهوری در نقض حاکمیت ایران  گویای این مطلب است.

در این یادداشت قصد داریم به دلایل سفر مقامات نظامی ترکیه به آذربایجان که در هشتم ژانویه یعنی در همان اولین روزهای سال ۲۰۱۴ انجام گرفت، بپردازیم. آیا هدف آذربایجان از گسترش هر چه بیشتر همکاریهای نظامی با ترکیه و سایر کشورها همچون امریکا و رژیم اسرائیل و ناتو  تقویت قوای نظامی این کشور در مقابل ارمنستان است؟ اگر چنین هدفی مورد نظر است آیا تاکنون تقویت اهرم نظامی علیه ارمنستان توانسته است عقبنشینی مقامات ارمنی را در پی داشته باشد؟ یا اینکه آیا میتوان تقویت هر چه بیشتر قوای نظامی آذربایجان را نه برای اهداف خارجی بلکه اهرمی در جهت برقراری ثبات داخلی
آذری‌ها تصور می‌کنند عضویت ترکیه در ناتو و پیوند زدن امنیت آذربایجان با ترکیه می‌تواند ارمنستان را به عنوان دشمن مشترک هر دو تبدیل کند
توجیه کرد؟ این سوالات و سوالات بسیاری میتواند در مورد کشور کوچکی همچون آذربایجان که هزینه نظامی آن طبق آمار موسسه بینالمللی صلح استکهلم در سال ۲۰۱۲ بیش از ۳ میلیارد دلار بوده است، پیش آید.

همکاریهای نظامی آذربایجان و ترکیه از زمان استقلال آذربایجان آغاز شده است و اولین توافقنامه دو طرف برای آموزش نیروهای نظامی آذری از سوی ترکها در سال ۱۹۹۲ انجام گرفت.

به طوری که میتوان گفت همکاری تنگاتنگ دو کشور در حوزههای نظامی و امنیتی و دفاعی نیز از همان موقع شروع شد و این همکاریها تا جایی پیش رفت که در سال ۲۰۱۰ دو کشور با امضای معاهدههایی متعهد شدند در صورت حمله هر کشور ثالثی به دفاع از دیگری بپردازند و تمام امکانات سیاسی و نظامی خود را برای این امر مهیا سازند. بیش از ۲۰ کمپانی ترک در آذربایجان در حوزههای نظامی و امنیتی مشغول فعالیت هستند  و از  سال ۱۹۹۲ تا کنون بیش از ۱۰۰ معاهده در حوزههای نظامی و دفاعی بین دو کشور منعقد شده است. حجم بالای تعاملات دو کشور نشان میدهد ترکیه یکی از مهمترین تأمینکنندگان محصولات نظامی و از طرفی آذربایجان بازار مطلوبی برای عرضه صنایع نظامی و دفاعی ترکیه به حساب میآید. 


علل تمایل آذربایجان به چسبندگی نظامی  با ترکیه

الهام علیاف با افزایش خرید محصولات نظامی از ترکیه  ، اسرائیل و سایر کشورها و از سویی با امضای معاهدههای نظامی با ترکیه و حتی دادن اجازه به این کشور برای ایجاد پایگاه نظامی در نخجوان می کوشد نشان دهد که در صورت لزوم قصد دارد با استفاده از قوای نظامی مناطق اشغالی آذربایجان را از ارمنستان پس بگیرد و در دیدارهای خود با روسای جمهور ارمنستان به این موضوع اذعان کرده است که در صورت عدم حل بحران قرهباغ از طریق سیاسی به زور متوسل خواهد شد. از نظر مقامات آذری نزدیکی هر چه بیشتر به ترکیه در راستای استراتژی کلان سیاست خارجی این جمهوری یعنی برقراری توازن قوا در منطقهی قفقاز توجیه میشود.


ترس از روابط روسیه و ارمنستان

اتحاد ارمنستان و روسیه یا بهتر بگویم وابستگی سیاسی ، نظامی و خصوصاً اقتصادی ارمنستان به روسیه موضوعی نیست که بتوان آن را کتمان کرد به طوری که در آخرین ماه سال ۲۰۱۳ ولادیمیر پوتین با سفر به ایروان ضمن امضای ۱۲ توافقنامه برای افزایش همکاریهای دو کشور در زمینههای امنیتی ، اقتصادی و انرژیکی، قیمت گاز صادراتی با ارمنستان را از ۲۷۰ دلار برای هر هزار مترمکعب به ۱۸۹ دلار کاهش داد و از سویی خواستار بزرگتر شدن پایگاه نظامی مورد استفاده روسها در این کشور شد. روسیه  نشان داده است با نگهداشتن نبض اقتصادی و نظامی ارمنستان  که دشمن آذریها به شمار می رود از تعامل با آذربایجان نیز غافل نیست و ضمن گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با آذربایجان حتی در حوزه نظامی نیز با این جمهوری تعامل داشته است، به طوری که بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ توانسته است نزدیک به ۱ میلیارد دلار از محصولات نظامی خود را به آذربایجان صادر کند. مسلم است
مسلم است که الهام علی‌اف علی‌رغم داشتن روابط با روسیه به آن‌ها اعتماد ندارد و یکی از دلایل تمایل شدید وی برای گسترش همکاری‌ها با ترکیه می‌تواند روسیه باشد
که الهام علیاف علیرغم داشتن روابط با روسیه به آنها اعتماد ندارد و یکی از دلایل تمایل شدید وی برای گسترش همکاریها با ترکیه میتواند روسیه باشد، چرا که روسیه تمام تلاش خود را برای کاهش این واگرایی در قفقاز و حفظ حوزه نفوذ سنتی خود به کار بسته است.


ایجاد دشمن مشترک

مقامات باکو با این تصور که ترکیه در صورت جنگ این جمهوری با ارمنستان به کمک آنها بیاید تا جایی پیش رفتهاند که حتی پیشنهاد تشکیل ارتش مشترک را نیز دادهاند. به نظر میرسد آذریها تصور میکنند عضویت ترکیه در ناتو و پیوند زدن امنیت آذربایجان با ترکیه میتواند ارمنستان را به عنوان دشمن مشترک هر دو تبدیل کند، که در آن صورت ضمن برخورداری از حمایت ترکیه و احتمالاً ناتو از موقعیت سیاسی - نظامی برتری در مقابل ارمنستان برخوردار خواهند گشت و با استفاده از این اهرم حمایت روسیه را از ارمنستان کاهش خواهند داد. یکی از مهمترین انگیزههای مقامات آذری برای گسترش هر چه بیشتر روابط نظامی و امنیتی با ترکیه پاسخگویی به فشار افکار عمومی برای آزادسازی مناطق اشغالی قرهباغ به شمار می رود. به نظر میرسد با توجه به راهبرد بلندمدت ترکیه برای عادیسازی روابط خود با همسایگان و  صفر کردن مشکلات خود با آنها، پیوستن ترکیه به این کشور در جنگ با ارمنستان به همان راحتی که تصور میشود نیست. 


سرکوب اعتراضات مردمی

علیاف از این پس بایستی تلاش بیشتری برای کسب مشروعیت حکومت خود به عمل آورد، تغییر قانون اساسی و ادامه نامزدی وی برای ریاست جمهوری تا بینهایت میتواند وی را که تاکنون از حل بحران اشغال قرهباغ عاجز بوده است با بحران داخلی و نارضایتی اجتماعی نیز روبرو کند . تغییر صفر ابی اف که از سال ۱۹۹۶ وزیر دفاع جمهور آذربایجان بود  و انتصاب ذاکر حسن اف وزیر کشور سابق به جای وی میتواند معنادار باشد و این مفهوم را داشته باشد که از این پس ارتقای توان آن بخش از قوای نظامی  که در برقراری نظم و امنیت داخلی فعالیت میکنند بایستی همتراز با سایر قوا  انجام گیرد . صفر ابی اف منصوب حیدر علی اف بود و  ضمن وابستگی به حیدر علی از شخصیت نسبتاً مستقلی برخوردار بود ولی در مقابل حسن اف از حامیان الهام علی اف میباشد و تجربه بالایی در سرکوب اعتراضات مردمی دارد و این احتمال دارد از این پس نیروی نظامی آذربایجان برای سرکوب اعتراضات مردمی به کار گرفته شود. 


جمع بند بحث:

روابط نظامی جمهوری آذربایجان و ترکیه از گستردگی بسیاری برخوردار است و ترکیه از این فرصت برای افزایش نفوذ خود در قفقاز و در مقابل کاهش نفوذ روسیه بهره خواهد برد ضمن آن که آذربایجان نیز ترکیه را علیرغم وحدت جغرافیایی، بهترین گزینه برای متصل کردن خود به ساختارهای اروپایی میداند. با این حال علیرغم افزایش خرید محصولات نظامی از ترکیه و سایر کشورها و همچنین همکاری با ناتو و افزایش توان نظامی نسبت به ارمنستان تاکنون هیچ امتیازی از این اهرم نصیب آذریها نگشته است و بازیگران موثر در بحران قرهباغ ، منافع خود را برتر از منافع آذربایجان میبینند.  

نویسنده: آیت اله مرادی نیازاغه



انتهای متن/






Share/Save/Bookmark
کد خبر: 33129