توصيه مطلب
۱
 
هزینه های کودتای اوکراین از کودتای گرجستان ده برابر بیشتر بود
 

هزینه های کودتای اوکراین از کودتای گرجستان ده برابر بیشتر بود
 

ايراس: مناقشه سیاسی بین مقامات رسمی و بخشی از مردم اوکراین بیش از پیش به جنگ داخلی گستردهای تبديل مي شود که می تواند به تجزیه کامل کشور منجر شود. بعد از کریمه، چند منطقه دیگر قسمت جنوب شرقی اوکراین اظهار تمایل کردند به روسیه ملحق شوند. ماکسیم گریگوریف رئیس بنیاد مطالعه مسایل دموکراسی، عضو تالار اجتماعی و مؤلف کتاب «رژیم ساکاشویلی چه بود؟» به بررسی اوضاع جاری اوکراین و علل اینکه حکومت نمی خواهد با مردم خود وارد گفتگو شود، پرداخت. 

وی قبل از همه خاطر نشان کرد که شواهد اینکه در اوکراین واقعاً «انقلاب یا کودتای نارنجی» تهیه شده بود، فراوان است. باید از آنجا شروع کرد که مدتی قبل از فعال شدن «میدان کی یف»، در اوکراین گویا با یک دستور، شماری از شبکه های تلویزیونی ایجاد شدند که همزمان پخش برنامه های خود را در شبکه اینترنت هم شروع نمودند. انعکاس همه حرکت ها و اقدامات مخالفان، تخصص اساسی این شبکه ها بوده است. در میدان، سیستم تأمین بی وقفه اینترنت ایجاد شد که حتی یک بار مختل نشد. برای فعالان میدان دوربین های تلویزیونی فراوانی خریده شدند. ما همچنین می دانیم که آنها با همین دوربین ها در تصرف ساختمان های اداری و دولتی و در درگیری ها با پلیس شرکت کردند. از همه این حوادث گزارش های زنده پخش می شدند. در اوکراین همچنین شمار کثیری از سازمان های حقوق بشری به وجود آمدند که همه فعالان آنها در «ساعت ايکس» در میان مخالفان قرار گرفتند. 

گریگوریف همچنین از اظهارات اولگ تساریوف نامزد مقام ریاست جمهوری اوکراین نقل قول می کند که یک روز قبل از شروع «میدان»، به تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۱۳ در شورای عالی اظهار داشت که در اوکراین با پشتیبانی آمریکا تدارکات برای تحریک جنگ داخلی جریان دارد و اینکه کارشناسان آمریکایی متخصصین بی اعتبار کردن نهادهای دولتی را تربیت می کنند. وی از طرح «تخکمپ» اطلاع داد که زیر نظر سفیر آمریکا اجرا می شد. 

به عبارت دیگر، سلسله شواهدی وجود دارد که حاکی از آن است که میدان اروپایی از نظر منابع و بسیج نیروها در سطح نسبتاً بالایی تهیه شده بود. حتی اگر تاریخ کودتا به صورت خودجوش انتخاب شده باشد، سناریوی حوادث از قبل تهیه شده بود. 

شبه نظامیان اوکراینی و مزدورانی که «جناح راست» را تشکیل دادند، نیروی اساسی کودتا بودند. آنها در سرنگونی حکومت نقش اساسی را ایفا کردند، به افراد پلیس حمله می کردند و ساختمان های دولتی را از آن خود می نمودند.«جناح راست» دربرگیرنده سلسله سازمان هایی است که دسته «تریزوب» تحت ریاست دمیتری یا روش ۸۰-۷۰% اعضای آن را تشکیل می دهد. این افراد خود را ورثه استپان باندرا می دانند و به این امر افتخار می کنند. آنها در طول ۲۰ سال با حمایت بعضی نهادهای حکومتی اوکراین افراد خود را آماده می کردند و در این زمینه با سرویس های ویژه اوکراین همکاری تنگاتنگی داشتند. یاروشا دستیار والنتین نالیوایچنکو رئیس فعلی سرویس امنیت اوکراین و نماینده سابق پارلمان اوکراین بود. نالیوایچنکو حتی مقدمه کتاب یاروشا را نوشت. به عبارت دیگر، تدارکات بسیار گسترده بود و تدارکات برای عملیات مسلحانه شامل حمله به سربازان قراول، فعالیت گروه های تخریبی، فرار از تعقیب، استفاده از تک تیراندازان و غیره بود. 

گریگوریف در پاسخ به این سوال که چرا مقامات رسمی اوکراین به این وضع واکنشی از خود نشان ندادند، اظهار عقیده کرد که خود حکومت اوکراین از جناح راست پشتیبانی کرده و به آن پول می داد و امکانات برای آمادگی افراد آن را فراهم می کرد. سرویس امنیت اوکراین در این کار دخیل بود. بسیاری از سیاستمداران «جناح راست» را به عنوان نیرویی تلقی می کردند که می توانند به وسیله آن به قدرت برسند.
 
ولی بخشی از مردم هم از این نیروها پیروی کردند. به گفته گریگوریف، چند گروه قابل تشخیص هستند. اولاً، بخشی از مردم طرفدار همگرایی اروپایی و عضویت در اتحادیه اروپا بودند. در مسکو این افراد را «طبقه خلاق» می نامند ولی به عقیده گریگوریف بهتر است که آنها را «طبقه خادم با اندیشه های لیبرال» بنامند. این گروه اعتقاد کامل داشتند که بعد از امضای موافقتنامه درباره همکاری با اتحادیه اروپا شاهد تغییرات اساسی در زندگی خود خواهند شد. اروپا به تأمین مالی کشورشان خواهد پرداخت، همه مسایل فساد مالی برطرف خواهند شد و دستمزدها فوراً رشد خواهند کرد. گروه دوم شامل دانشجویانی بودند که به دستور مستقیم رؤسای دانشگاه ها در تظاهرات شرکت می کردند. آنها را از درس ها معاف کرده و برای آنها تغذیه فراهم می کردند. بخش قابل توجه شرکت کنندگان در تظاهرات از مناطق غربی اوکراین به کی یف منتقل می شدند که بعد از مدتی به نیروی اساسی این تظاهرات تبدیل شدند. نمایندگان احزاب سیاسی مانند طرفداران ویتالی کلیچکو و آرسنی یاتسنیوک هم در «میدان» بودند ولی شخصیت های سیاسی بعد از مدتی نظارت بر میدان را از دست دادند و میدان در اختیار «جناح راست» و دسته های دفاع از خود تحت ریاست آندری پاروبی قرار گرفت. شبه نظامیان این گروه اساس جنبش را تشکیل دادند. هر یک از گروه ها منابع مالی خاص خود را داشتند. ولی همه آنها پول خوبی می گرفتند. برای مثال پاروبی که فرماندار میدان بود. در طول این حوادث در کی یف سه منزل خرید. 

گریگوریف تردید دارد که سرنگونی یانوکویج از قبل برنامه ریزی شده باشد زیرا کسی نمی توانست رفتار عجیب و غریب رئیس جمهور اوکراین را پیش بینی نماید. آرسن آواکوف وزیر کشور (که در زمان یانوکویچ هم وزیر بود) می گفت که در روزهای اول میدان نمی فهمید برخورد واقعی یانوکویچ با این تظاهرات چیست و اینکه او طرفدار همگرایی اروپایی است یا مخالف آن. یانوکویچ سعی کرد از خونریزی اجتناب کند و بر همین اساس مقام ریاست جمهوری را ترک کرد ولی معلوم شد که این امر به خونریزی بیشتری انجامیده است.  

میدان کی یف یک طرح واحد نبود بلکه مجموعهای از طرح های متفاوت بود. برای مثال، اروپایی ها از اول می خواستند که ویتالی کلیچکو رئیس جمهور اوکراین شود و آمریکایی ها به یاتسنیوک امید بسته بودند. ولی هدف اساسی همه نیروهای خارجی، ادامه سیاست بازدارندگی از روسیه بود. اگر اوکراین با روسیه پیوندهای نزدیک و محکمی نداشت، برای غرب فقط به عنوان بازار جدید کالاها، بازار نیروی کار ارزان و راه ترانزیت اهمیت داشت.  

منافع داخلی بازیگران سیاسی اوکراین و قبل از همه الیگارشی های این کشور در میدان اروپایی نمایان شد. بنا بر این، امضای موافقتنامه درباره همگرایی با اتحادیه اروپا و نشاندن حکومت آمریکایی تنها بخشی از طرح عمومی بود ولی تمام طرح اوکراینی غرب هنوز مشخص نشده است. 

گریگوریف که به پژوهش مفصل اوضاع گرجستان پرداخته بود، به وجوه اشتراک و اختلاف بین اوضاع دو کشور اشاره می کند. مهم این است که میخاییل ساکاشویلی با حمایت زياد مردم به قدرت رسید زیرا در مرحله اول مردم گرجستان منتظر تغییرات مثبت زیادی بودند. اوضاع اوکراین با گرجستان تفاوت اصولی دارد چرا که نیمی از جمعیت از «میدان» پشتیبانی نمی کنند. اوکراینی ها می فهمند که حکومت جدید در خدمت منافع مناطق غربی و آمریکاست. 

بنا بر این، اوضاع اوکراین از گرجستان پیچیدهتر است و پیش بینی توسعه آن کار سادهای نیست. فعلاً در اوکراین سناریوی منفی عملی می شود. حکومت فعلی اوکراین به کاری دست زده است که از یانوکویچ به خاطر همین کار انتقاد کرده بود. در حالی که یانوکویچ از توسل به زور علیه میدان خودداری کرده بود، حکومت جدید نمی تواند بدون حمایت نظامیان وجود داشته باشد و به همین علت کشور خود را به گرداب جنگ داخلی می برد. 

اشتراک اوضاع فعلی اوکراین و گرجستان در سال های گذشته این است که در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین هم «انستیتوی مککین» آغاز به کار کرده و با اجرای نظرسنجی ها، میزان حمایت مردم از نامزدهای مورد علاقه خود را اغراق می کند تا نتیجه انتخابات را برنامهریزی نماید. بنا به اطلاعات به دست آمده، برای کار در اوکراین پول ۱۰ برابر بیشتری نسبت به كار در گرجستان در نظر گرفته شده است. ولی فعلاً مشکل بتوان نتیجه این تلاش ها را پیش بینی کرد. 


نويسنده:
ماکسیم گریگوریف، رئیس بنیاد مطالعه مسایل دموکراسی

منبع: روزنامه «ایزوستیا»

پایان متن/

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 35217