توصيه مطلب
۰
 
به مناسبت سالروز مرگ موسورگسکی
پرسه در یک نمایشگاه تا ساخت بزرگترین درام موسیقی
 

پرسه در یک نمایشگاه تا ساخت بزرگترین درام موسیقی
 
ایراس؛ ۲۸ مارس سالروز مرگ "مودست پترُویچ موسورگسکی" بزرگ ترین درام پرداز موسیقی روسیه است. این آهنگساز بزرگ روس در سال ۱۸۳۹ در «کارهوو» در ایالت اوکراین به دنیا آمد. آثار موسوگسکی آمیخته با روح موسیقی بومی روسیه و ملودی هایش بیان گر زیرو بم گفتار روسی است. او معتقد بود که باید از توشه های فلکلوریک غنی روس بهره گرفت.

آثار اندکی از موسورگسکی باقی مانده که شامل یک اپرا با نام «باریس گادونُف»، یک اثر پیانویی با نام «تابلوهای یک نمایشگاه»، یک پوئم سمفونیک به نام «شب بر فراز کوه سنگی»، چند آواز و دو اپرای دیگر است. خیال برانگیزترین اثر او که بسیار هم اجرا شده، تابلوهای یک نمایشگاه نام دارد که سعی می کنیم به شرح بیشترِ این اثرِ به یاد ماندنی در تاریخ موسیقی بپردازیم.

این قطعه در سوگ مرگ نابهنگام یک دوست نقاش (ویکتور هارتمن) نوشته شد و به آن دلیل که به گوش بسیاری از موسیقیدانان بعد از او، پر از جلوه های دراماتیک و امکانات رنگ آمیزی بود چندین بار برای ارکستر تنظیم شد که بهترینِ آن ها تنظیم موریس راول، آهنگساز فرانسوی، است. در سال ۱۸۷۳ "ویکتور هارتمن" نقاش و معمار روسی در ۳۹ سالگی درگذشت. اندکی بعد "ولادیمیر استاسف" نمایشگاهی از آثار وی در پتربورگ بر پا کرد. موسورگسکی پس از بازدید از این نمایشگاه سوییتی نوشت و آن را به دوست دیرینه اش هارتمن تقدیم کرد. این اثر از چندین موومان تشکیل و برای پیانو سلو نوشته شده است. موسورگسکی ده تابلو را به صورت موسیقیایی نوشت و هر یک را با تم «پراگولکا: راه رفتن» که نماد خود آهنگساز است و در نمایشگاه از تابلویی به تابلوی دیگر می نگرد، پیوند داد.

در طول سوییت، تم «راه رفتن» دائما تغییر چهره می دهد و گاهی آرام، گاهی با شدت، گاهی روشن و گاهی اندوهناک طنین انداز می شود.


ده تابلوی توصیف شده به وسیله ی موسورگسکی:


۱.کوتوله

شکستگی های عجیب و غریب آهنگ و ریتم پر تب و تاب آن، قیافه ی این انسان زشت و ومضحک را توصیف می کند . آهنگ در حال و هوای شکایت و زاری شکسته می شود و ما را وادار می کند که با دلسوزی به غم عمیق این موجود بیچاره فکر کنیم.


۲. قلعه قدیمی

اين بخش، توصيف تابلوی آبرنگ از يک قلعه ی قديمی ايتاليایی ست که یک "تروبادور" (نوازننده و خواننده دوره ی قرون وسطی ) را به همراه یک لوت (یک نوع ساز زهی ) جلوی دروازه قلعه نشان می دهد. در نسخه های ارکستراسيون شده ی اثر، معمولاً ملودی اصلی اين بخش به وسيله ی ساکسيفون نواخته می شود. سازی که هر چند جزو سازهای يک ارکستر استاندارد نيست اما در اين ساز بندیِ به خصوص، توانسته است به زيبايی حس تنهايی و غربت يک قلعه ی تاريخی و فراموش شده را مجسم سازد.


۳ . تویلری (نام پارکی در پاریس)

بازی بچه ها سوژه ی اصلی اين قسمت است. يک موزيک نه چندان سنگين که برای نسل امروزی حس و حال کارتون را به همراه می آورد. شيطنت بچه ها با نوای سازهای بادی چوبی بيان مي شود (فلوت و سازهای هم خانواده ی آن) در حالی که مراقبين و پرستاران، با نواهای سازهای زهی، آرام و موقر به تصوير کشيده شده اند.


۴.بیدلُ (گاری بزرگ لهستانی)

تابلوی الهام گرفته برای این قطعه، يک گاری چوبی زمخت است که با گاوهای پشمالو کشيده می شود و سمبلی از زندگی روستايی لهستان در قرن ۱۹. نوای اين بخش از سوييت، سنگين و آرام است. در قطعات ساز بندی شده به وسيله ی آهنگسازان ديگر، اين قطعه آرام شروع مي شود ، صدا در ميانه ی قطعه به اوج می رسد و اندک اندک آهسته می شود تا محو گردد. به اين ترتيب، اين حس به شنونده القا می شود که گاری در حال عبور از جلوی او ست.


۵. باله جوجه های تازه متولد شده

هارتمن طرح هايی را برای لباس های يک «باله» آماده کرده بود که مثل يک تخم مرغ شخص را در بر می گرفت و ظاهرا در آن باله بايد به منظور نشان دادن تخم مرغ های جادويی که قابليت جست و خيز دارند به کار می رفت. نوای زير سازهای بادی چوبی، تقليدِ جيک جيک جوجه های تازه متولد شده است و جست و خيز آن ها هم با تاکيد های سازهای ضربی مجسم شده است.


۶. دو یهودی فقیر و غنی

موسورگسکی سعی می کند یک گفتگوی انسانی ترتیب دهد. نواهای بم، مجسم کننده ی مرد پولدار و لباس های فاخر او هستند. نواهای زير و وز وز گونه، چاپلوسی های مرد فقير را بيان می کند. انگار او دور مرد فاخر پرسه می زند و با قربان صدقه رفتن هايش درخواست پول می کند. در پایان هم دو عبارت کوتاه مقابل هم؛ فریاد ناامیدی فقیر و توپ و تشر هولناک مرد پولدار.


۷. بازار لیموژ (از شهرهای فرانسه)

همهمه، داد و بيداد فروشندگان، چک و چانه زدن مشتريان، نجواهای در گوشی خريداران و رد و بدل شايعات و خنده های زير لبی آن ها؛ همه و همه در اين قسمت با موسيقی به تصوير کشيده شده اند.


۸. مقبره ها

مقبره های زير زمينی پاريس با دالان هايی تاريک که سال ها از ساخت آن ها می گذرد. مقبره هايی مملو از استخوان ها و جمجمه ها. اين تصوير با ملودي هايی سنگين و کُند و کِشدار وصف شده است.


۹. کلبه ی بابا یاگا

بابا یاگا نام یک جادوگر پیر، عبوس و بد اخلاق است. در افسانه های روسی او در کلبه ای زندگی می کند که دارای دو پا مثل پاهای مرغ است. در اين بخش از سوييت، موسيقی، توصيف گر کلبه ی مخوف بابا ياگا ست. در آخر قطعه هم، بابا ياگا سوار بر جارو از دودکش خانه بيرون می زند و مثل يک تندباد، پر سر و صدا و سریع در آسمان گم می شود. ريتم کوبنده ی اين قطعه، حال و هوای قطعات ملايم و رويايی قبلی را از ذهن پاک و شنونده را برای پايان پر طمطراق سوييت آماده می کند.


۱۰. دروازه ی بزرگ

اوج سوييت در این قطعه است. در اين قسمت، ملودی "تماشاگر" با قطعه ی توصيفی در هم می آميزد و پايانی بسيار پرشکوه برای سوييت خلق می کند.


نویسنده: منیژه پوریا؛


پایان متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 34776