توصيه مطلب
۰
 
تالستوی در برابر تالستوی
 

تالستوی در برابر تالستوی
 

ایراس؛ در جلسه ي دوم نشست بررسي آراء و افكار تالستوي که در شهر کتاب برگزار شد، نكات دقيق و حق جويانه اي در باب تحليل ابعاد گوناگون شخصيت تالستوي در طول زندگي پرفراز و نشيب وي در سالن اجتماعات شهر كتاب بهشتي بيان گرديد. 

دكتر "علي اصغرمحمد خاني" در آغاز با خوانش چند جمله از يادداشت هاي تالستوي گفت: "تالستوي معتقد بود كه انسان ها مانند رودهايي هستند كه آب در آن ها جاريست و هر رودي در جايي باريك و در جايي عريض و گاه كدر و گرم و گاه زلال و خنك است؛ و هم آن ها در زمان هاي متفاوت در معرض ديد قرار مي گيرند." 

معاون فرهنگي شهر كتاب در باب مقايسه ي ديدگاه تالستوي و داستايفسكي تصريح نمود: "نگاه تالستوي به جنبه هاي معمول و متعارف انسان بود و بيشتر به دنياي بيرون آدمی مي نگريست، اما داستايفسكي به جنبه هاي غيرمعمول و غير متعارف انسان نگاه می کرد و بيشتر به درون و جنبه هاي روانكاوانه بشر نظر مي افكند." 

دكتر"معصومه معتمد نيا" استاد زبان و ادبيات روسي مازندران در باب تاثير فلسفه ی شرق در آثار تالستوي اظهار كرد: "ميراث فلسفي تالستوي به قدري بزرگ است كه برخي او را فيلسوف مي دانند. علاقه به مطالعه در فلسفه ي شرق بسيار زود در وي پديدار گرديد و در انديشه و بررسي مفهموم زندگي و تكامل نفس متحمل رنج فراوان شد. وي آثار انديشمندان چين باستان، هند، ايران، يونان، حكمت اقوام كهن و فلسفه ي عصر جديد و عصر معاصر را بررسي نمود. در طي سال هاي تحصيل در رشته ي زبان هاي خارجي دانشگاه غازان، زبان عربي و تركي را زير نظر دانشمند برجسته ي عصر خويش آموخت وشيفته ي سعدي گرديد و شاهنامه ي فردوسي را شناخت. 

وي «اندوخته هاي محمد (ص)» اثر "عبدالله سهروردي" را به زبان انگليسي در هند خواند و سخنان حكيمانه ي حضرت محمد به انتخاب تالستوي چاپ گرديد. ماحصل تعليمات وي برگرفته از فلسفه ي "مهاتما گاندي" و قرآن سرچشمه مي گيرد، در حالي كه اميد داشت در حكمت مشرق زمين پاسخي براي مشكلات عصر خويش بيابد. 

"دكترغلامرضا خاكي" در تحليلي بر سير تحولات تالستوي، وي را در پي آواز حقيقت خواند و گفت: "دوران زندگي تالستوي را مي توان به دوران متقدم و متاخر تقسيم كرد در حالي كه دوران اول زندگي وي ريشه در دوران دوم نيز دارد و اين دگرگوني را مي توان دركتاب اعترافات پيدا كرد كه در زمان ۵۰ سالگي خويش نگاشته است. وي كه به تمامي زندگي ۵۰ ساله ي خويش حمله مي كند، نگارنده ي جنگ و صلح را شپشي تعبير مي كند و بسيار شديد به انتقاد كليسا مي پردازد. تالستوي در سال هاي بحران، زندگي اشرافي خويش را با آنچه ترويج مي داد سازگار نمي دانست و خود را موافق با اصولي كه آموزش مي داد، در نمي يافت. وي را مي توان سنت گرايي ناميد، كه به دنبال قوانين حاكم بر هستي در جستجوي گوهر حقيقت بود. 

"فاطمه ي قاسمي" در نگاهي به مقايسه ي "پدر سرگي" تالستوي و "شيخ صنعان" عطار گفت: "عطار و تالستوي هر دو تلاش كردند انساني آرماني را تصوير سازي كنند و هر دو قهرمان اثر پس از سال ها عبادت و اعتكاف در حرم امن الهي دچار عشقي نفساني مي شوند تا با شكستن تصوير ساختگي مغرور و خود برتر بينشان به راه طريقت پي ببرند و در حقيقت هر دو داستان حديث نفس نويسندگان خويش مي باشند." 

"دكتر زهرا محمدي" استاد زبان و ادبيات روسي دانشگاه تهران در سخني تحت عنوان تالستوي در برابر تالستوي تصريح كرد: "آنقدر اين صد سال تالستوي را بزرگ خوانديم كه گاه با اين پرسش احساس وحشت همه ي وجودمان را فرا مي گيرد كه چقدر از اين بزرگ نمايي واقعيست؟ و تا چه اندازه تالستوي به اين بزرگي معترف است؟ تالستوي از پديده ي تالستوايزم كه در زمان خويش پديد آمد، زماني كه پير و جوان براي شنيدن نصايح وي به حضورش مي رسيدند تا خالق جنگ و صلحي را كه خود نويسنده ديگر از آن بيزار است را ببينند، در يادداشت هاي خويش احساس خستگي مي كند. تالستوي كه در تمامي آثارش حضور دارد در پدر سرگئي، حقيقي ترين تالستوي را به تصوير مي كشاند. 

وي هيچگاه انسان را تمام و كمال توصيف نمي كند و با هنر خويش، مخاطب را به ابراز همدردي با شخصيت "آنا" در" آناكارنينا" وا مي دارد و احترام خواننده را بر مي انگيزد چرا كه در جامعه آن زمان در حالي كه تمامي زنان عشق هاي پنهاني داشتند آنا شهامت اعتراف به عشق خود را در برابر همسر خويش دارد و البته "پوشكين" همان نويسنده اي كه تالستوي وي را بزرگ نمي شمارد، بنيانگذار اين تصوير از زن مي باشد. يكي ازديگر ويژگي هاي رمان هاي تالستوي تضاد و تقابل آگاهانه ايست كه در توصيفات وي صورت مي گيرد و اين نشان از خودشناسي آگاهانه وي مي باشد. تالستوي در اثر "رستاخيز" اظهار مي نمايد كه من "نيخلدف" را شخصيت پردازي كردم تا خود را هميشه به خاطر بسپارم و اين ويژگي در وي ستودنيست كه در طول زندگي دائما به خود نهيب مي زند و مراحل كمال را طي مي كند. 

تنها شخصيت ايده آل تالستوي، هم بازي پدر سرگئي هست، زماني كه وي پس از سال ها به ديدارش مي رود او را زني رنج كشيده و ساده مي يابد كه تمامي عمر را عاشقانه و بي منت وقف خانواده ي ناپسند خويش كرده است و بزرگي و عظمت اين زن در آن است كه خود نيز نمي داند كه تا چه اندازه بزرگ است. زني كه عادي زندگي مي كند و با تمام وجود خود را وقف خداوند و بندگان او كرده است. در حقيقت با نگارش پدر سرگئي و رفتن از "ياسنايا پاليانا" تالستوي راه رستگاري را در واپسين لحظات زندگي خويش پيدا كرده است.

تهیه و تنظیم: مهدیه سالاری، عضو شورای فرهنگی ایراس؛ 


پایان متن/

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 35611