توصيه مطلب
۲
 
از افسانه‌ي نيما تا حريت عینى!
 

از افسانه‌ي نيما تا حريت عینى!
 

ايراس: صدرالدین عینى سال ١٨٧٨ در روستاى ساکتره در حوالى شهر بخارا به دنیا آمد. او نخست در مکتب کهنه روستاى خود تحصیل کرد که بعداً موضوع داستان مکتب کهنه عینى شد. عینى چه در شعر و چه در داستاننویسى معاصر تاجیک پایه گذار شناخته ميشود. اقدامهاى ادبى او در آغاز سده ٢٠ میلادى خط سیر آینده ادبیات تاجیک را طراحى و تعیین کرد. در همه بخشهاى ادبیات معاصر تاجیک آثارى از عینى را مىتوان مشاهده کرد.

صدرالدین عینى سال ١٨٧٨ در روستاى ساکتره در حوالى شهر بخارا به دنیا آمد. او نخست در مکتب کهنه روستاى خود تحصیل کرد که بعدا موضوع داستان مکتب کهنه عینى شد. سپس به بخارا رفت و در مدارس سطوح بالاتر تحصیلش را ادامه داد. عینى در آغاز بیشتر شعر مىنوشت و از تازه پردازان شعر پارسى محسوب مىشود. اما رفته رفته او بیشتر به داستاننویسى رو آورد و نخستین داستانهاى کوتاه و بلند معاصر فارسى در آسیاى مركزي را نوشت.

آدینه، جلادان بخارا، مرگ سودخور، یتیم، داخونده و غلامان از داستانهاى معروف عینى اند. نمونه ادبیات تاجیک عینى که تذکره آثارى از شعراى کلاسیک پارسى بود، در تعیین هویت تاجیکان در اتحاد شوروى نقش مهمي داشت. "یادداشتها" کتاب خاطرات صدرالدین عینى، از آخرین آفریدههاى او بود که سال ١٣٦٢ خورشیدى با کوشش سعیدى سیرجانى به خط پارسى در ایران منتشر شد.

آغاز قالب شکنىها
در ادبیاتشناسى تاجیک، ابتداى نوآورى در وزن عروض با شعر "مارش حریت" (سرود آزادى) استاد صدرالدین عینى تعیین شده است. در حقیقت، در نظم تاجیک این اثر اولین نمونه کامل و موفق شعرى است که با سنتهاى قدیمي و قانونى عروض مطابق نیست، اما در عین حال امکانات بزرگ و نامحدود عروض را برملا ميکند.

سوالى به میان ميآید که آیا پیش از این اثر کامل و استادانه در هیچ مورد دیگر کوشش استاد عینى براى بیرون رفتن از قالبهاى سنتى عروض مشاهده شده است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که در کلیات استاد عینى شعرى با تاریخ ١٩٠٧ میلادى وجود دارد که از نظر ساختار به آنچه دیرتر "شعر نو" نامیده شد، شباهت دارد:

سبحان الله!
امروز به ما حادثه صعب رسید
از گردش چرخ فلک دولابى
پرسند ز سال
آه بى پایان کش
برگو بد حال...

همچنین در همین جلد (هشتم) کلیات استاد عینى با ذکر تاریخ "١٩ مه سال ١٩٢٨" یک پاره شعر موجود است که در قالب قطعه سروده شده، ولى با افزوده شدن یک عبارت جداگانه در آغاز آن با قطعه معمولى تفاوت دارد:

اى وطن!
غیر از خرابى تو دگر نیست کارشان
آنها که ادعاى ولاى تو ميکنند
گر خدمتى کنند به نام تو فى المثل
از بهر نام خود، نه براى تو ميکنند
آنان که از حریم تو مهجور مانده اند
چون عینى غریب دعاى تو ميکنند

اگرچه در این شعر عامل تفاوت به سنت در یک عبارت خلاصه ميشود، ولى این فرق ناچیز نیست. با وجود این عبارت شدت فوق العاده احساس و ژرفاى درد و حسرت وطن پرست بزرگ به صراحت محسوس ميگردد.

این عبارت مثل آه سوزناک بى اختیارى است پیش از بیان درد و حسرت که خیلى طبیعى و واقعى است. به همین اعتبار ميتوان گفت که شدت وضع روحى، صمیمیت بزرگ، واقع بینى و دقت احساسات شاعر را ناخودآگاه سر اقداميآورده است که خیلى دیرتر به سنتهاى شعرى پیوست و از جهت نظرى به شناسایى رسید.

مارش حریت و افسانه
چنان که ذکر شد، نخستین نمونه باموفقیت شعر نو "مارش حریت" استاد صدرالدین عینى بود که آن هم در زمینه وزن عروض با آمیزش دادن ارکان بحر رمل با بحر متدارک نوشته شده است. در نتیجه این آمیزش وزنى ایجاد شده است که در نظم بیش از هزارساله فارس و تاجیک سابقه و نام و نشان نداشته است. به گفته خود استاد عینى، وزن این شعر زیر تاثیر آهنگ مارسیز، سرود انقلابیون فرانسه، به وجود آمد و هدف از آن تامین آهنگ انقلابى بوده است.

پژوهشگر ایرانى على اصغر باوندى شهریارى در رساله دکتراى خود تحت عنوان "سیر تحول شعر در تاجیکستان" (سال ٢٠٠٢) به اعتبار قطعههاى فوق الذکر استاد عینى را نخستین سراینده شعر نو در ادبیات فارسى عنوان کرده است. اما محقق دیگر ایرانى، شاعرمعروف شمس لنگرودى، در پژوهش جامع خود تحت عنوان "تاریخ تحلیلى شعر نو" ابو القاسم لاهوتى را نخستین کسى ميداند که در سال ١٩٠٠ شعر نو سروده است.

موضوع سهم استاد عینى در تحول عروض و شعر نو تاجیک بى شک قابل تحقیقاتى جداگانه و مفصل است، ولى در این جا نميتوان از یک نکته جالب و مهم صرف نظر کرد. منظور این است که منظومه "افسانه" نیما یوشیج که در ایران او را "پدر شعر نو" نامیده و زمان سروده شدن آن را "مبدا تاریخ شعر نو در ایران" قرار داده اند، در همان وزن بى سابقه "مارش حریت" است که پنج سال پیش از آن یعنى در سال ١٣٠١ هجرى خورشیدى (١٩٢٣ میلادى) توسط استاد عینىسروده شده بود.

ميسزد که براى اثبات گفتههاى فوق دو پاره از این شعرها مقایسه شود.

از مارش حریت:
اى ستمدیدگان، اى اسیران!
وقت آزادى ما رسید
مژدگانى دهید، اى فقیران!
در جهان صبح شادى دمید...

هر ستمگار دون خرم و شاد
سالها جام عشرت چشید
در شب تیره جور و بیداد
هر ستمدیده محنت کشید...

(فاعلن / فاعلن/ فاعلاتن فاعلن / فاعلن/ فاعلن
فاعلن / فاعلن / فاعلاتن فاعلن / فاعلن / فاعلن)

از افسانه:
در شب تیره دیوانه اى کو
دل به رنگى گریزان سپرده
در دره ى سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه گیاهى فسرده
ميکند داستانى غم آور.

(فاعلن / فاعلن / فاعلاتن فاعلن / فاعلن / فاعلاتن
فاعلن / فاعلن / فاعلاتن فاعلن / فاعلن / فاعلاتن
فاعلن / فاعلن / فاعلاتن)

آن گونه که ميبینیم، از نگاه فنى نوآورى استاد عینى در وزن "مارش حریت" نسبت به نوآورى نیما یوشیج برجستهتر است؛ به این دلیل که اگر نیما یوشیج با وجود استفاده از وزن نو، برابرى شمار هجاهاى ارکان عروض را در ابیات شعرش رعایت کرده است و به این وسیله انطباق شعر خود با یکى از ویژگىهاى سنتى عروض را که همین برابرى هجاهاى ارکان ميباشد، حفظ کرده است؛ استاد عینى در این مورد نیز دست به نوآورى زده و در ارکان اخیر مصراعهاى دوم و چهارم هر بند نسبت به مصراع قبلى یک هجاى دراز را حذف کرده است. از سوى دیگر ميتوان حدس زد که نیما یوشیج از شعر مارش حریت آگاه بوده است.

معلوم است که مطبوعات انقلابى بخارا به حروف فارسى منتشر ميشد و به ایران نیز ميرسید. به خصوص وجود عبارت مشترک "در شب تیره" در صدر یکى از بیتهاى مارش حریت و در آغاز منظومه افسانه این احتمال را تقویت ميکند.

ولى صرف نظر از این تشابهها تفاوت اصولى در آن خلاصه ميشود که منظور استاد عینى پیش از هر چیز دیگر تامین آهنگ انقلابى و انجام خدمت به انقلاب اجتماعى بود، در حالى که نیما یوشیج "افسانه" را با هدفى مشخص و به طور برنامه ریزى شده نوشت تا انقلابى ادبى بیاورد.

نیما یوشیج زندگى آینده خود را وقف این کار کرد و به جایى رسید که سرانجام در ایران اصطلاح "شعر نیمایى" جایگزین "شعر نو" شد.

منبع: جديد آنلاين

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 24848