توصيه مطلب
۱
 
خانه دايي يوسف
 

خانه دايي يوسف وقايع تكان دهنده از مهاجرت فداييان اكثريت به شوروي است كه در آن جا متحمل سخت ترين شكنجه هاي روحي و رواني مي شوند.
خانه دايي يوسف
 
ايراس؛ خانه دايي يوسف كه وقايعي تكان دهنده از مهاجرت فداييان اكثريت به شوروي را حكايت مي كند اثر جذابي است كه با قلم اتابك فتح الله زاده و كوشش علي دهباشي به رشته تحرير درآمده است. در زير بخشي از آن را مي خوانيم:

داستان اين نوشته از آن جا آغاز شد كه دوست عزيزم محسن حيدريان، حدود سه سال پيش يعني در اوايل سال ۱۹۹۸، از من خواست به چندين پرسش مربوط به دوران زندگي در شوروي سابق پاسخ دهم. وي گفت كه قصد يك كار پژوهشي درباره زندگي، سرنوشت و دگرگوني هاي فكري و ذهني فداييان و توده اي هايي را دارد كه پس از سال ۶۲ به شوروي سابق مهاجرت كرده اند. از توضيحات وي دريافتم كه مصاحبه و پرسش هاي او جزئي از يك كار نسبتا بزرگ است كه زندگي و سرنوشت غم انگيز چهار نسل از ايرانيان مهاجر به شوروي سابق را دربرمي گيرد.

من طي نامه اي به محسن نوشتم: "محسن عزيز، شايد نداني كه چه خواست دردناكي از من كرده اي. سال ها بود كه تصميم گرفته بودم به گذشته خود در شوروي فكر نكنم. تو با اين تقاضا دوباره ديو خفته را بيدار كرده و به جانم انداختي. من اين مطلب چهل صفحه اي را با يك قلم نوشته و برايت ارسال مي كنم. بقيه كارها با خودت. متاسفم كه بيشتر از اين آمادگي ندارم تا به تو كمك موثر بكنم."

آن چه خوانديد پيش گفتار كتاب خانه دايي يوسف بود كه در ادامه بخشي از آن را مي خوانيم:

«از حسين قلي ما را به قزل اترك آوردند و توي طويله بزرگي انداختند و درب را بستند و رفتند. زمين اين محوطه كه به روسي "باراك" مي گويند چوبي بود. تمام ديوارهاي آن را خط كشيده بودند. از ده تا بيست خط، ميانجي گفت: اين خط ها تعداد روزهايي است كه ديگران در اين جا انتظار كشيده اند، به ما يك وحشي دست داد و فكر كرديم، ما هم بايد اين تعداد روز و شب در اينجا بمانيم؟!

پس از يكي دو ساعت، صداي چكمه سربازان به گوش رسيد. درب را باز كردند، يكي از سربازان مقدار زيادي كاه را روي زمين انداخت و ديگري يك سطل برزنتي كه پر از آب گرم بود، به زمين گذاشت و رفتند.
در "شاهي" ديده بوديم كه با اين نوع سطل ها سربازان به اسب هايشان آب مي دادند. پس از چند ثانيه برگشته به ما فهماندند كه اين كاه ها زيرانداز است و در توي اين سطل برزنتي هم چاي مي باشد.

حالا هم وطن عزيز! به نظر بياور، اولين شب خوابيدن در "اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي" را.

ما در ايران خانه و زندگي داشتيم، اما حالا با اين وضع نمي دانستيم چه سرنوشتي در انتظار ماست؟»


منبع: خانه دايي يوسف، نوشته اتابك فتح الله زاده به كوشش علي دهباشي؛


انتهاي متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 36501