توصيه مطلب
۳
 
گزارش نشست "پل ادبي ايران و روسيه" در تهران
 

گزارش نشست "پل ادبي ايران و روسيه" در تهران
 

ايراس: روز يكشنبه بیستوهشتم آبان اولین پل ادبی ايران و روسيه با حضور یوری آرخیپوف (مترجم و منتقد ادبی)، پروفسور مارینا ریسنر (استاد کرسی زبانشناسی انستیتو آسیا و آفریقای دانشگاه دولتی مسکو)، پروفسور ناتالیا چالیسووا (استاد دانشگاه دولتی علوم انسانی مسکو)، ایلدار ابوذروف (نویسنده)، سنجر یانیشف (شاعر و مترجم روس)، دکتر ماکسیم روسانوف (عضو هیات علمی دانشگاه دولتی علوم انسانی مسکو) و یولتان صادقووا (متخصص ادبیات روس و دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دولتی مسکو)، دکتر زهرا محمدی و دکتر ضیاء موحد در مركز فرهنگي شهر كتاب برگزار شد. 

در آغاز اين نشست، آقاي علياصغر محمدخاني، معاون فرهنگي شهركتاب از فعاليتهاي فرهنگي شهركتاب در ارتباط با ساير كشورها و برگزاري جلسات و نشستهاي ادبي با كشورهاي ديگر گفت و اين امر را باعث آشنايي كشورها با فرهنگ و ادبيات يكديگر دانست. وي همچنين از اهداف برگزاري پل ادبي ميان ايران و روسيه صحبت كرد و خاطرنشان ساخت كه سال آينده اين مراسم با ميزباني روسيه برگزار خواهد شد. 

يولتان صادقووا، مترجم گروه، دانشجوي دكتراي زبان فارسي و نويسندهي جوان روس به معرفي اعضاي گروه اعزامي به ايران پرداخت و از آقاي يوري آرخيپوف دعوت به سخنراني كرد. يوري آرخيپوف، متولد ۱۹۴۳ از مترجمان برجستهي آلماني، روسي، متخصص ادبيات روسي و منتقد روس است كه تحصيلات خود را در رشته فلسفه به اتمام رسانده و در انستيتو ادبيات جهاني گوركي مشغول تحقيق و تدريس است. وي صحبتها ي خود را با قسمتي از اشعار برودسكي آغاز كرد و سپس به معرفي خود پرداخت. آرخيپوف تحصيلات خود را در دانشگاه دولتي مسكو عليرغم ميل خود در رشتهي فلسفه به اتمام رسانده و از اين طريق نه تنها با ادبيات روسيه بلكه با ادبيات و زبان آلماني نيز آشنا ميشود. وي پاياننامهي كارشناسي ارشد خود را تحقيق بر روي جنبههاي فلسفي رمان "مرد بدون خاصيت" اثر "روبرت موزيل" نويسندهي اتريشي انتخاب ميكند و به واسطهي همين تحقيق وارد دورهي دكترا ميشود. در سال دوم دورهي دكترا مقالات انتقادي مختلفي از او به چاپ ميرسد و همين مقالات توجه سوچكوف، رئيس انستيتو گوركي را جلب كرده و از او دعوت به همكاري ميكند. وي ۳۵ سال در اين مركز فعاليت داشته و حتي پس از بازنشستگي نيز در آنجا مشغول به فعاليت است. در طول اين مدت ۱۵ فصل از ادبيات آلمان، ۵ فصل از تاريخ ادبيات جهان، ترجمهي آثاري از هرمان هسه، مجموعه داستانهاي كافكا، داستاني از "گونتر گراس" و نگارش مقالاتي دربارهي پوشكين، پوشكين و گوته، بلا آخمادولينا، آنا آخاتووا، گئورگي ايوانف و نثرنويسان معاصري نظير چودين از جمله فعاليتهاي اوست. وي نقد خود را نقدي زيباييشناسانه ميداند و نه نقدي ايدئولوژيك و معتقد است منتقد بايد مثل نويسنده از درون متن به اثر نگاه كند نه از بيرون آن. او توجه و علاقهي خود به زبان فارسي را مديون نويسندگان و شاعراني چون "پوشكين"، "يسنين"، خلبنيكوف"، "گوته" و "هرمان هسه" ميداند كه هركدام به نوعي با ادبيات و فرهنگ شرق و ايران در ارتباط بودند. آرخيپوف بهترين ترجمههای خود را کاری از بوخنر و مجموعهی آثار کافکا میداند. 

همچنین سنجر یانیشف،شاعر و مترجم جوان ازبك از نحوهي شروع كار خود صحبت كرد و اینگونه شرح داد: پس از اتمام دانشكده زبان و ادبيات در تاشكند به دليل فروپاشي شوروي و افول فرهنگ روسی در تاشکند به مسكو رفتم و در طول رفتوآمدهايم به مسكو و تاشكند به طور اتفاقي با زنی برخورد کردم که مرا به بازگشت به ازبكستان و فرهنگ خودم تشويق کرد. پس از آن ديدار شيوهي نگارش اشعار من تغيير كرد و به همراه تعدادي از دوستانم اقدام به تشكيل گروهي به نام "مكتب شاعران تاشكند" كرديم و اين اقدام در جهت احياي فرهنگ روسي در تاشكند بسيار موثر واقع شد. 

وي از آثار خود به چاپ مجموعهي شعري به دو زبان روسي و ازبكي نام برد و شعر روسي را شعري ديداري توصيف كرد كه متاثر از سينماي روسيه است. 

ناتالیا چالیسووا، استاد دانشگاه دولتی علوم انسانی مسکو نيز از فعاليتهاي خود گفت. وي در مرکز پژوهشهای تطبیقی شرق و غرب، وابسته به دانشکدهی شرقشناسی دانشگاه ادبیات مسکو در حوزهی ادبیات کلاسیک فارسی و تصوف تدريس ميكند. ترجمه از نظم و نثز كلاسيك فارسي عمده فعاليتهاي وي را شامل ميشود و از جمله آثار او ميتوان به ترجمهي پنج گنج نظامي و مثنوي ليلي و مجنون به روسي نام برد. وي همچنين اعلام كرد كه چند ماه پيش جلد اول ترجمهي منثور غزلهاي حافظ به روسي توسط سه تن از ايرانشناسان صورت گرفته است. 

ماکسیم روسانوف، عضو هیأت علمی دانشگاه دولتی علوم انسانی مسکو و متخصص ادبيات هند از همكاري خود با خانم چاليسووا در ترجمهي ليلي و مجنون گفت و نحوهي آشنايي خود با زبان فارسي را اينگونه بيان كرد: به عنوان يك واحد اجباري در رشته هند شناسي با زبان اردو آشنا شدم و بعد از خواندن غزلي از ميرزا قالب به خواندن غزل علاقهمند شدم و از آنجا كه خواستگاه غزل در زبان فارسي است تصميم گرفتم زبان فارسي را ياد بگيرم و از آن پس از لذت خواندن غزلهاي فارسي بهرهمند شدم. 

در ادامه مارينا ريسنر، استاد كرسي زبانشناسي انستيتو آسيا و آفريقاي دانشگاه دولتي مسكو از علاقهي شديد خود به غزلهاي حافظ گفت و افزود: اولين كتابي كه بيش از سي سال پيش از ايران خريداري كرده و با خود به مسكو بردم، ديوان حافظ بود و پاياننامهي خود را در مورد ساختار غزل حافظ ارائه كردم. همچنين اولين كتابي كه تاليف كردم در خصوص تحول غزل فارسي از رودكي تا حافظ بود. پس از آن به اين نتيجه رسيدم كه بايد در زمينهي قصيده نيز مطلعاتي داشته باشم و پاياننامه فوق دكتراي خود را در ارتباط با تاريخ قصيده تدوين كردم.
ريسنر بيش از سي سال است كه به تدريس ادبيات كلاسيك فارسي مشغول است. 

ايلدار ابوذروف نويسندهي جوان و خوشآتيهي روس، از چگونگي ورودش به دنياي كتاب اينگونه شرح داد: در ابتدا تمام زندگي من به فوتبال اختصاص داشت تا اينكه دچار آسيب در ناحيهي چشم شدم به طوري كه هرگونه فشار فيزيكي برايم خطرناك بود و به ناچار به مدرسهي نابينايان رفتم و آنجا با افرادي روبهرو شدم كه تمام دنيايشان كتاب بود. از همان زمان تصميم گرفتم با دنياي كتاب آشنا شوم. 

وي در خصوص جايگاه ادبيات در روسيهي كنوني افزود: از نقطه نظر شخصي من، شكوه ادبيات كلاسيك روسي بعد از پلاتونوف در سراشيبي قرار گرفت و پيش از فروپاشي بيشتر نويسندگان ضعيف در ادبيات حضور داشتند اما ادبيات هيچگاه نميتواند يك جا متوقف شود و همواره آدمهاي جديد با تواناييهاي جديد ظهور ميكنند. در آن دوره، بهترين آثار ادبیات غرب كه تا پيش از آن به خاطر سانسور يا چاپ نميشدند و يا با تيراژ محدود منتشر ميشدند، به روسیه وارد شد و ادبيات شوروي را به كل پاك كرد و باعث ايجاد اختلاف بین نسلهای مختلف ادبیات روسیه شد. بسیاری از نویسندگان و شاعران آن دوره در عمل حذف شدند كه الآن روسيه يادوارهي آنها را برگزار ميكند. در حال حاضر شاعران بسيار پيشرفت كردهاند و ما نويسندگان نيز تلاش ميكنيم از اين غافله عقب نمانيم. 

در پايان دکتر ضیاء موحد، شاعر و منطقدان اظهار داشت: شرقشناسان اروپایی بیشتر به شعر کلاسیک فارسی توجه دارند و شعر مدرن فارسی را متاثر از سبک و فرم غربی میدانند. در حالي كه شعر هر جامعهای با فرهنگ و زبان آن كشور عجین است. وي همچنين از كوتاهي اديبان و شاعران كشورمان در معرفي آثار خود در فضاهاي مجازي شكايت كرد و افزود: البته این نقص توسط شاعراني كه به خارج از ايران مهاجرت كردهاند، در حال جبران است و این رویکرد میتواند فضاي مناسبي را براي معرفی این آثار ايجاد نمايد.

تهيه و تنظيم: مرضيه موسوي

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 26647