توصيه مطلب
۳
 
فنلاندی شدن فضای شوروی سابق
 

بحران اوکراین کم کم به سالگرد خود نزدیک می شود، رویدادی که بر تمامی مناطق اوراسیا و حتی همسایگان آن تاثیر مستقیم و بسیاری گذاشت. نگارنده این یادداشت معتقد است ارمنستان در موضوع اوکراین سیاست فنلاندی پیش گرفته است تا آسیب خود را به حداقل رساند و منافع شهروندان ارمنی الاصل و اتباع ارمنستان در اوکراین را حفظ کند.
فنلاندی شدن فضای شوروی سابق
 
ایراس؛ فنلاندی شدن در واقع به سیاست فنلاند در دوران جنگ سرد اشاره می کند که از شوروی شدن و کشیده شدن به رویارویی بین بلوک های متقابل اجتناب کرد و همزمان از طریق برقراری روابط حسنۀ با اتحاد شوروی و کشورهای بلوک ورشو، در سیاست اروپایی نقش ویژه ایی ایفا کرد. 

اعمال سیاست فنلاندی به معنی برقراری معادلۀ دقیق ریاضی بین شرکای خارجی نیست. برعکس این سیاست با عنایت به مصلحت سیاسی ناظر بر ابراز علاقه و حمایت از یکی از قطب ها در هر مرحلۀ مشخص است. ارمنستان در قضیۀ اوکراین این سیاست را در پیش گرفت. فنلادی شدن سودآورترین و ایده آل ترین وسیلۀ تعیین موقعیت خود در سیاست خارجی نمی باشد، ولی این شیوه عمل با خطرات کمتری روبرو است. زیرا در صورت گرایش به انتخاب تک بعدی و گرایش به یک سمت چالش های ژئوپلیتیکی و فشار طرف دیگر را دربرخواهد داشت (مانند اوکراین). 

درمناطق مختلف اوکراین بیش از صدهزار شهروند ارمنی الاصل و نیز چیزی حدود ۳۰۰ هزار نفر اتباع ارمنستان زندگی می کنند که در دو سوی مناقشۀ کشور اوکراین قرار دارند. حدود ۱۲ الی ۱۵ هزار نفر ارمنی در کریمه به سر می ببرند؛ شمار ارامنۀ مقیم روسیه نیز بالغ بر ۲ میلیون نفر است. بنابراین هر اقدام عجولانه و ناسنجیده می توانست برای ارامنه و شهروندان ارمنستان خطرات جدی به ارمغان بیاورد. از همین رو بود که "سرژ سارگسیان" رئیس جمهور ارمنستان تنها ۱۹ مارس سال ۲۰۱۴ بعد از سکوت یک ماهه، در گفتگوی تلفنی با "ولادیمیر پوتین" همتای روسی خود از همه پرسی کریمه حمایت کرد. این کنش ارمنستان هم در راستای تعدیل فشار روسیه و هم در راستای مشروعیت بخشی به همه پرسی سال ۱۹۹۱ برای شناسایی ناگارنو قره باغ براساس اصول مادرید صورت گرفت تا منافع خود را حفظ کند. از یک طرف هم ۱۰ آوریل ۲۰۱۴ در مجمع پارلمانی شورای اروپا به قطعنامه ایی رای داد که اختیارات هیأت پارلمانی روسیه را محدود کرد و از این طریق امتیازاتی را از مجلس سنای اروپا به دست آورد.
 
در دورۀ زمانی تحولات اوکراین، برای ارمنستان دشوار بود که بین غرب و روسیه تعادل سیاسی برقرار کند و از ابراز حسادت دو طرف اجتناب ورزد. به عبارت دیگر برای ارمنستان پیگیری سیاست تعادل و تلفیق روابط با شرق و غرب که در دوران بعد از شوروی یکی از ویژگی های اساسی دیپلماسی ارمنی بوده است، دشوار بود. 

این نگرش در ارمنستان وجود دارد که ادامۀ تقویت مسکو و تشدید رقابت آن با غرب برای استقلال همسایگان روسیه مشکل ایجاد کرده و چه بسا باعث از بین رفتن حق حاکمیت آنها شود؛ لذا ارمنستان مجبور شد به سیاست فنلاندی یعنی در کنار حمایت از روسیه به جلب یک نیروی مقابل از قبیل اتحادیه اروپا و ایالات متحده رو آورد؛ البته تاحدی که مجبور نشود انتخاب خطرناک ژئوپلتیکی انجام دهد. به عبارتی دیگر در این رابطه براساس نظریه فنلاندی، وزن روسیه سنگین تر است. 

اوکراین نیز از دوران استقلال مانند ارمنستان همواره درصدد بود از انتخاب نهایی و صرف گرایش به یک سمت(روسیه یا غرب) خودداری کند. ولی در نتیجۀ تلاش های نخبگان جدید که از اواخر ماه فوریه ۲۰۱۴ به قدرت رسیدند، بخش قابل توجه طبقۀ سیاسی و محافل اجتماعی اوکراین به سمت غرب گرایش یافتند و در نتیجۀ این امر این کشور به صحنۀ رویارویی ژئوپلتیک میان روسیه و غرب تبدیل شد.
 

چند نکتۀ مهم در رابطه با این مقاله مطرح است: 

۱- سیاست فنلاندی بیشتر در حالت تشدید حالت تقابلی و رقابتی میان غرب و روسیه، کاربرد عملیاتی می یابد؛ 

۲- گرایش یک سویه کشورهای منطقه به سمت یک کشور، خطرات ژئوپلتیکی و مداخلۀ قدرت دیگر را به ارمغان می آورد.
 
۳- نکتۀ دیگر امکان تسری این الگوی رفتار اوکراین یعنی سیاست فنلاندی در میان کشورهای منطقه به دلیل تشدید رقابت روسیه و غرب است. با توجه به تجربۀ تاریخی کشورهای بالتیک، گرجستان، آذربایجان، مولداوی که به دلیل اعمال سیاست تک بعدی و یک سویه، شاهد مداخله گری روسیه بودند؛ امکان تسری این الگو در میان آنها بیشتر محتمل شده است.
 
۴- نکتۀ چهارم در رابطه با ایران مطرح است؛ اینکه بکارگیری سیاست فنلاندی در اوکراین و سایر کشورهای منطقه به دلیل اعمال رویکردهای چندگانه و گزینشی توسط این کشورها، ایران را نیز وارد بازی قدرت، سیاست، امنیت، اقتصاد و سایر معادلات منطقه ایی می کند. 

نویسنده: قاسم اصولی، عضو شورای نویسندگان ایراس؛


پایان متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 37087