توصيه مطلب
۰
 
آينده سازمان همکاری شانگهای
 

آينده سازمان همکاری شانگهای
 
ایراس؛ سازمان همکاری شانگهای از زمان تأسیس هیچ گونه تحرک و پویایی در جهت توسعه از خود بروز نداده است و اجلاس دوشنبه نیز از این قاعده مستثنی نبود. ترکیب پیچیده اعضای سازمان که چین در میان آنها برتری اقتصادی دارد، روسیه از سطح بالای نفوذ سیاسی برخوردار است، ازبکستان و قزاقستان از استقلال نسبی بهره مند هستند و قرقیزستان و تاجیکستان «مطابق با وضع هوا» رفتار می کنند، چند سال پیش در زمینه حل و فصل مسایل مرزی نتیجه خوبی داده بود ولی در شرایط جدید امکان اتخاذ تصمیمات مؤثر را نمی دهد. از قرار معلوم، تصمیمات در سازمان شانگهای تنها بر اساس اصل اجماع اتخاذ می شود و به همین علت سالهاست که مسأله پذیرش اعضای جدید به عضویت سازمان حل نمی شود. 

در اجلاس اخیر مقررات پذیرش اعضای جدید نوسازی شده است. احتمال می رود که اعضای جدید در اجلاس سال آینده در اوفا به عضویت سازمان پذیرفته شوند. ولی این اسناد فقط بر موضع گیری سازمان نسبت به آینده دار ترین نامزد عضویت تأکید می کند. مانند سابق پیوستن ایران به عضویت سازمان همکاری شانگهای به بهانه تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد پیشبینی نمی شود. کشورهای عضو سازمان هنوز موفق نشده اند بر مانعی به نام «احترام به نهادهای بین المللی دوران جنگ سرد» یعنی سازمان ملل و آژانس بین المللی انرژی اتمی که تابع سازمان ملل است، فایق آیند. به همین علت اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای برای "حسن روحانی" رئیس جمهور ایران اولویت نداشت. برای او سفر به قزاقستان و قرقیزستان و ملاقات های دوجانبه با سران کشورهای سازمان شانگهای اهمیت بیشتری داشت. 

در عین حال، تماس ها با رئیس جمهور ایران برای مسکو و پکن بسیار مهم است زیرا واشنگتن سعی می کند از مذاکرات با تهران – صرف نظر از نتیجه این مذاکرات – برای تنزل دادن سطح روابط ایران با روسیه و چین استفاده کند. ظاهراً مسکو و پکن خوب می فهمند که اگر در ایران شرايط به طور جدی تغییر کند و روابط اين كشور با آمریکا بهبود يابد.
 
منافع روسیه و چین در جمهوری اسلامی ایران در حد قابل توجهی تضییع خواهد شد. در این جستجوی اشکال جدید نزدیکی روابط با تهران نه تنها در چارچوب همکاری های دوجانبه بلکه در بعد سازمان های منطقه ای و قبل از همه سازمان همکاری شانگهای، به یک کار بسیار مبرم تبدیل می شود. ولی این مسأله تا کنون حل نشده است.
طبق معمول، ملاقات ها در حاشیه اجلاس دوشنبه از اصل اجلاس و نتایج آن جالب تر به نظر می آید. کمتر کسی از ناظران به حضور اسلام کریموف رئیس جمهور ازبکستان در دوشنبه توجه نکرده است. در این رابطه همیشه مشکلات شناخته شده در روابط بین ازبکستان و تاجیکستان ذکر می گردد. البته کریموف در همه نشست های سران این سازمان شرکت میکرد و ملاقات جداگانه وی با ولادیمیر پوتین (که بعد از سفر دولتی کریموف به پکن انجام شد) می تواند نشان دهنده آن باشد که او قبل از همه برای مقایسه جهت گیری های روسی و چینی سیاست خارجی خود به دوشنبه سفر کرد. با توجه به
ملاقات ها در حاشیه اجلاس از نظر روابط با مغولستان هم جالب بود. موضوعات مورد بحث در حین سفرهای تقریباً همزمان ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ رهبران روسیه و چین به اولان-باتور در آستانه اجلاس سازمان همکاری شانگهای و نیز ملاقات سه جانبه آنها در دوشنبه شامل نه تنها ساخت خط لوله انتقال گاز روسی – چینی از طریق مغولستان بلکه مسایل توسعه راهبردی مغولستان هم بود. در امور ژئوپلتیکی نمی توان هیچ کشوری را نادیده گرفت. 

اعلام شد که ممکن است هند و پاکستان در اجلاس آینده سران سازمان همکاری شانگهای در اوفا به عضویت سازمان پذیرفته شوند ولی این ادعاها باعث شک و تردید می شود. سیاست خارجی هند سال به سال به ایالات متحده و بلوک غرب نزدیک تر می شود. پاکستان، میدان رقابت بین آمریکا و چین است. اختلافات بین پاکستان و هند و نیز بین هند و چین لاینحل باقی مانده است. در این شرایط احتمال عضویت هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای بعید به نظر می آید. 

با توجه به رکود دیرینه روابط دوجانبه ازبکستان و ایران و فعال شدن این روابط در ماه های اخیر، ملاقات اسلام کریموف با حسن روحانی جالب بود. رئیس جمهور ایران در آستانه اجلاس، مهمان رئیس جمهور قزاقستان بود. به نظر می آید که قزاقستان و ازبکستان دو کشور اساسی منطقه در صدد هستند از تنفس جاری در اوضاع پیرامون ایران به نفع خود استفاده کنند. امام علی رحمان در دوشنبه وظایف میزبان مهمان نواز را ایفا کرد ولی علت حضور آتامبایف رئیس جمهور قرقیزستان در دوشنبه روشن نبود. 

شرکت حامد کرزای رئیس جمهور «در حال رفتن» افغانستان در اجلاس افغانستان، سئوال دیگری است که نشان دهنده حل نشدن مسأله انتخابات ریاست جمهوری این کشور و اعتقاد کرزای به امکانات خود بعد از انتخابات می باشد. یکی از ابتکارات اخیر وی که در آستانه اجلاس دوشنبه اعلام شد، شامل ساخت کریدور ترانزیتی افغانستان – ترکمنستان – آذربایجان – گرجستان است. اگر این طرح عملی شود برای منطقه خزر که با فضای سازمان همکاری شانگهای ارتباط دارد، اهمیت خاصی خواهد داشت زیرا ناظر بر ترانزیت نظامی غربی از طریق خزر هم می باشد. 

از پنج کشور ساحلی خزر، دو کشور قزاقستان و روسیه عضو سازمان همکاری شانگهای هستند و ایران در این سازمان ناظر می باشد. سازمان همکاری شانگهای به منظور خنثی کردن عوامل اساسی مناقشه ساز باید دو کشور ساحلی آذربایجان (که با یک نوع بی ملی تقاضای وضع حقوقی ناظر در سازمان همکاری شانگهای را کرده است) و ترکمنستان (که روابط با آن پیچیده تر است) را هرچه بیشتر به طرح های خود جلب کنند. البته رئیس جمهور ترکمنستان در نشست های قبلی و در اجلاس دوشنبه نیز حضور یافت. 

سه از پنج کشور ساحلی خزر یعنی آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان، همزمان مرز پیچیده شمالی طرح معروف آمریکایی «خاور میانه بزرگ» را تشکیل می دهند که با حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح آمریکا CENTCOM مصادف است. راهبرد آمریکایی ناظر بر ایجاد منطقه حائل بین ایران و روسیه و ایجاد شکاف در فضای بسیار مهم و حساس حوزه دریای خزر است. پیشگیری از تشکیل محور مسکو – تهران برای تأمین مواضع برتر قدرت های فرا منطقه ای در منطقه خزر اهمیت فوق العاده زیادی دارد که طرح های ژئوپلتیکی آمریکا همین هدف را دنبال می کنند. گزارش های منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا برای کنگره درباره تأمین مالی عملیات جنگی در خارج از کشور و اختصاصات مالی مربوطه نشان دهنده منظم و سیستمی بودن تلاش های ایالات متحده در جهت ایجاد کانون های ضد روسی و ضد ایرانی در خزر می باشد. به این منظور از وسایل مختلف استفاده می شود از جمله سازماندهی ترانزیت نظامی و راه اندازی اشکال مختلف همکاری های نظامی برای بازدارندگی از ایران و روسیه. این نه فقط نظامی سازی عادی منطقه بلکه تلاش برای پیریزی مبانی تشکیل بلوک نظامی خزر به ریاست ایالات متحده است. ناکامی این تلاش ها در سال های ۱۹۹۰ (طرح «محافظ خزر») بدان معنی نیست که آمریکا از این برنامه ها و از این تلاش ها دست کشیده باشد. 

سازمان همکاری شانگهای پیمان نظامی نیست. اگر واقع بین باشیم، باید بگوییم که این سازمان مانند سابق مرحله طولانی جستجوی هویت خود را طی می کند. البته اگر خوشبین باشیم، می توانیم این مرحله را زمان «تکامل مبانی نهادی» محسوب کنیم. در هر حال، توان موجود این سازمان اجازه می دهد که آن را پایه ناپایدار ولی باز هم پایه و اساس تنظیم فرآیندهای امنیت در این فضای عظیم به حساب آوریم. از این نظر مسأله گسترش سازمان همکاری شانگهای که گامی در این جهت در دوشنبه برداشته شد، یکی از مسایل حیاتی به حساب می آید. بررسی این مسأله از زاویه موضوعات خزر باعث می شود که ما دوباره به مسأله عضویت ایران در سازمان روی آوریم. 

جغرافیای توسعه بالقوه سازمان همکاری شانگهای به طور عجیبی با جغرافیای «قوس بی ثباتی» مطابقت دارد که زمانی توسط زبیگنو برژینسکی مشاور سابق امنیت ملی ریاست جمهوری آمریکا طراحی شده بود. به عبارت دیگر، وجود و فعالیت سازمان همکاری شانگهای، پاسخ به ترویج هرج و مرج در فضای اورآسیایی است که آمریکا و متحدانش مشغول آن هستند. برژینسکی در نظریه خود قوس بی ثباتی را از بالکان تا کشمیر گسترش داده بود. تا کنون اوکراین به بخشی از این قوس تبدیل شده است که به همین علت تثبیت اوضاع جمهوری اسلامی ایران، مهمترین قدرت منطقه خاور میانه از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود که در این زمینه می توان از امکانات سازمان همکاری شانگهای هم استفاده کرد. در غیر این صورت مجبور خواهیم شد بر تکمیل این «قوس» نظارت کنیم که می تواند به یک فضای بسته کامل تبدیل شود. باید بین قوس برژینسکی به عنوان قوس بی ثباتی و مناقشات از یک سو و «قوش سازمان همکاری شانگهای» یعنی قوس سازش های ثمربخش و همکاری، گزینه درست را انتخاب کرد. 

روزنامه «نزاویسیمایا كازتا، نوشته الکساندر کنیازف سازمان همکاری شانگهای از زمان تأسیس هیچ گونه تحرک و پویایی در جهت توسعه از خود بروز نداده که اجلاس دوشنبه از این قاعده مستثنی نشده است. ترکیب پیچیده اعضای سازمان که چین در میان آنها برتری اقتصادی دارد، روسیه از سطح بالای نفوذ سیاسی برخوردار است، ازبکستان و قزاقستان از استقلال نسبی بهره مند هستند و قرقیزستان و تاجیکستان «مطابق با وضع هوا» رفتار می کنند، چند سال پیش در زمینه حل و فصل مسایل مرزی نتیجه خوبی داده بود ولی در شرایط جدید امکان اتخاذ تصمیمات مؤثر را نمی دهد. از قرار معلوم، تصمیمات در سازمان شانگهای تنها بر اساس اصل اجماع اتخاذ می شود و به همین علت سالهاست که مسأله پذیرش اعضای جدید به عضویت سازمان حل نمی شود. 

در اجلاس اخیر مقررات پذیرش اعضای جدید نوسازی شده است. احتمال می رود که اعضای جدید در اجلاس سال آینده در اوفا به عضویت سازمان پذیرفته شوند. ولی این اسناد فقط بر موضع گیری سازمان نسبت به آینده دار ترین نامزد عضویت تأکید می کند. مانند سابق پیوستن ایران به عضویت سازمان همکاری شانگهای به بهانه تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد پیشبینی نمی شود. کشورهای عضو سازمان هنوز موفق نشده اند بر مانعی به نام «احترام به نهادهای بین المللی دوران جنگ سرد» یعنی سازمان ملل و آژانس بین المللی انرژی اتمی که تابع سازمان ملل است، فایق آیند. به همین علت اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای برای حسن روحانی رئیس جمهور ایران اولویت نداشت. برای او سفر به قزاقستان و قرقیزستان و ملاقات های دوجانبه با سران کشورهای سازمان شانگهای اهمیت بیشتری داشت. 

در عین حال، تماس ها با رئیس جمهور ایران برای مسکو و پکن بسیار مهم است زیرا واشنگتن سعی می کند از مذاکرات با تهران – صرف نظر از نتیجه این مذاکرات – برای تنزل دادن سطح روابط ایران با روسیه و چین استفاده کند. ظاهراً مسکو و پکن خوب می فهمند که اگر در ایران شرايط به طور جدی تغییر کند و روابط اين كشور با آمریکا بهبود يابد. 

منافع روسیه و چین در جمهوری اسلامی ایران در حد قابل توجهی تضییع خواهد شد. در این جستجوی اشکال جدید نزدیکی روابط با تهران نه تنها در چارچوب همکاری های دوجانبه بلکه در بعد سازمان های منطقه ای و قبل از همه سازمان همکاری شانگهای، به یک کار بسیار مبرم تبدیل می شود. ولی این مسأله تا کنون حل نشده است.
طبق معمول، ملاقات ها در حاشیه اجلاس دوشنبه از اصل اجلاس و نتایج آن جالب تر به نظر می آید. کمتر کسی از ناظران به حضور اسلام کریموف رئیس جمهور ازبکستان در دوشنبه توجه نکرده است. در این رابطه همیشه مشکلات شناخته شده در روابط بین ازبکستان و تاجیکستان ذکر می گردد. البته کریموف در همه نشست های سران این سازمان شرکت میکرد و ملاقات جداگانه وی با ولادیمیر پوتین (که بعد از سفر دولتی کریموف به پکن انجام شد) می تواند نشاندهنده آن باشد که او قبل از همه برای مقایسه جهت گیری های روسی و چینی سیاست خارجی خود به دوشنبه سفر کرد. با توجه به
ملاقات ها در حاشیه اجلاس از نظر روابط با مغولستان هم جالب بود. موضوعات مورد بحث در حین سفرهای تقریباً همزمان ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ رهبران روسیه و چین به اولان-باتور در آستانه اجلاس سازمان همکاری شانگهای و نیز ملاقات سه جانبه آنها در دوشنبه شامل نه تنها ساخت خط لوله انتقال گاز روسی – چینی از طریق مغولستان بلکه مسایل توسعه راهبردی مغولستان هم بود. در امور ژئوپلتیکی نمی توان هیچ کشوری را نادیده گرفت. 

اعلام شد که ممکن است هند و پاکستان در اجلاس آینده سران سازمان همکاری شانگهای در اوفا به عضویت سازمان پذیرفته شوند ولی این ادعاها باعث شک و تردید می شود. سیاست خارجی هند سال به سال به ایالات متحده و بلوک غرب نزدیک تر می شود. پاکستان، میدان رقابت بین آمریکا و چین است. اختلافات بین پاکستان و هند و نیز بین هند و چین لاینحل باقی مانده است. در این شرایط احتمال عضویت هند و پاکستان در سازمان همکاری شانگهای بعید به نظر می آید. 

با توجه به رکود دیرینه روابط دوجانبه ازبکستان و ایران و فعال شدن این روابط در ماه های اخیر، ملاقات اسلام کریموف با حسن روحانی جالب بود. رئیس جمهور ایران در آستانه اجلاس، مهمان رئیس جمهور قزاقستان بود. به نظر می آید که قزاقستان و ازبکستان دو کشور اساسی منطقه در صدد هستند از تنفس جاری در اوضاع پیرامون ایران به نفع خود استفاده کنند. امام علی رحمان در دوشنبه وظایف میزبان مهمان نواز را ایفا کرد ولی علت حضور آتامبایف رئیس جمهور قرقیزستان در دوشنبه روشن نبود. 

شرکت حامد کرزای رئیس جمهور «در حال رفتن» افغانستان در اجلاس افغانستان، سئوال دیگری است که نشان دهنده حل نشدن مسأله انتخابات ریاست جمهوری این کشور و اعتقاد کرزای به امکانات خود بعد از انتخابات می باشد. یکی از ابتکارات اخیر وی که در آستانه اجلاس دوشنبه اعلام شد، شامل ساخت کریدور ترانزیتی افغانستان – ترکمنستان – آذربایجان – گرجستان است. اگر این طرح عملی شود برای منطقه خزر که با فضای سازمان همکاری شانگهای ارتباط دارد، اهمیت خاصی خواهد داشت زیرا ناظر بر ترانزیت نظامی غربی از طریق خزر هم می باشد. 

از پنج کشور ساحلی خزر، دو کشور قزاقستان و روسیه عضو سازمان همکاری شانگهای هستند و ایران در این سازمان ناظر می باشد. سازمان همکاری شانگهای به منظور خنثی کردن عوامل اساسی مناقشه ساز باید دو کشور ساحلی آذربایجان (که با یک نوع بی ملی تقاضای وضع حقوقی ناظر در سازمان همکاری شانگهای را کرده است) و ترکمنستان (که روابط با آن پیچیده تر است) را هرچه بیشتر به طرح های خود جلب کنند. البته رئیس جمهور ترکمنستان در نشست های قبلی و در اجلاس دوشنبه نیز حضور یافت. 

سه از پنج کشور ساحلی خزر یعنی آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان، همزمان مرز پیچیده شمالی طرح معروف آمریکایی «خاور میانه بزرگ» را تشکیل می دهند که با حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح آمریکا CENTCOM مصادف است. راهبرد آمریکایی ناظر بر ایجاد منطقه حائل بین ایران و روسیه و ایجاد شکاف در فضای بسیار مهم و حساس حوزه دریای خزر است. پیشگیری از تشکیل محور مسکو – تهران برای تأمین مواضع برتر قدرت های فرا منطقه ای در منطقه خزر اهمیت فوق العاده زیادی دارد که طرح های ژئوپلتیکی آمریکا همین هدف را دنبال می کنند. گزارش های منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا برای کنگره درباره تأمین مالی عملیات جنگی در خارج از کشور و اختصاصات مالی مربوطه نشان دهنده منظم و سیستمی بودن تلاش های ایالات متحده در جهت ایجاد کانون های ضد روسی و ضد ایرانی در خزر می باشد. به این منظور از وسایل مختلف استفاده می شود از جمله سازماندهی ترانزیت نظامی و راه اندازی اشکال مختلف همکاری های نظامی برای بازدارندگی از ایران و روسیه. این نه فقط نظامی سازی عادی منطقه بلکه تلاش برای پیریزی مبانی تشکیل بلوک نظامی خزر به ریاست ایالات متحده است. ناکامی این تلاش ها در سال های ۱۹۹۰ (طرح «محافظ خزر») بدان معنی نیست که آمریکا از این برنامه ها و از این تلاش ها دست کشیده باشد. 

سازمان همکاری شانگهای پیمان نظامی نیست. اگر واقع بین باشیم، باید بگوییم که این سازمان مانند سابق مرحله طولانی جستجوی هویت خود را طی می کند. البته اگر خوشبین باشیم، می توانیم این مرحله را زمان «تکامل مبانی نهادی» محسوب کنیم. در هر حال، توان موجود این سازمان اجازه می دهد که آن را پایه ناپایدار ولی باز هم پایه و اساس تنظیم فرآیندهای امنیت در این فضای عظیم به حساب آوریم. از این نظر مسأله گسترش سازمان همکاری شانگهای که گامی در این جهت در دوشنبه برداشته شد، یکی از مسایل حیاتی به حساب می آید. بررسی این مسأله از زاویه موضوعات خزر باعث می شود که ما دوباره به مسأله عضویت ایران در سازمان روی آوریم. 

جغرافیای توسعه بالقوه سازمان همکاری شانگهای به طور عجیبی با جغرافیای «قوس بی ثباتی» مطابقت دارد که زمانی توسط زبیگنو برژینسکی مشاور سابق امنیت ملی ریاست جمهوری آمریکا طراحی شده بود. به عبارت دیگر، وجود و فعالیت سازمان همکاری شانگهای، پاسخ به ترویج هرج و مرج در فضای اورآسیایی است که آمریکا و متحدانش مشغول آن هستند. برژینسکی در نظریه خود قوس بی ثباتی را از بالکان تا کشمیر گسترش داده بود. تا کنون اوکراین به بخشی از این قوس تبدیل شده است که به همین علت تثبیت اوضاع جمهوری اسلامی ایران، مهمترین قدرت منطقه خاور میانه از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود که در این زمینه می توان از امکانات سازمان همکاری شانگهای هم استفاده کرد. در غیر این صورت مجبور خواهیم شد بر تکمیل این «قوس» نظارت کنیم که می تواند به یک فضای بسته کامل تبدیل شود. باید بین قوس برژینسکی به عنوان قوس بی ثباتی و مناقشات از یک سو و «قوش سازمان همکاری شانگهای» یعنی قوس سازش های ثمربخش و همکاری، گزینه درست را انتخاب کرد. 

نویسنده: الکساندر کنیازف، روزنامه نزاویسیمایا كازتا؛
منبع: فیسبوک دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در روسیه؛


پایان متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 37050