توصيه مطلب
۰
 
واژگانم خواهند مُرد
 

واژگانم خواهند مُرد
 
در انديشه ی آنم
كه واژگانم
خواهند مُرد

و زمان
به لبخندِ فاتحانه اش
زحمتِ غم انگيزم را
به جهانِ بيجانِ مجاور
بدرقه خواهد بود.

ديگر
نه در گذشته و آينده
نه در رموزِ هستی
نه در آن ورطه

كه فضانوردان به مكاشفه اند
نه در دريا های بيكران و
نه در هيچ كجای گيتي
حقيقتِ دلپذيرِ خويش را نمی بينم.
تكليفِ شاعر
جهدی ست
كه كرانه های گسسته ی جان و تن را پيوند می دهد.
نبوغ
سوزنی ست
كه يگانه رشته نَخَش صداست.
و اين همه دوختن را
تنها مرگ است
كه نقطه ی پايان است 

ایئُوسیف برُوتْسکی، ۱۹۶۳ 


برگرفته از:
کتاب عصر طلایی و عصر نقرهای شعر روس، ترجمه حمیدرضا آتشبرآب؛


پایان متن/

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 34052