توصيه مطلب
۰
 
خزر در جستجوی وجوه اشتراک
 

زمان کمی تا آغاز چهارمین اجلاس سران خزر در آستراخان باقی مانده است. البته نمی شود انتظار داشت این اجلاس نقطه پایان بحث در مورد رژیم سیاسی و حقوقی خزر باشد که بیش از ۲۰ سال است ادامه دارد. در عین حال نمی شود حرکات مشهود در جهات امیدبخش را هم مشاهده نکرد. این مسائل از بسیاری لحاظ ماهیت تاکتیکی دارد. حال آیا «گروه پنج گانه خزر» آماده است در اجلاس سران در آستاراخان بر تضادها غلبه کند؟
خزر در جستجوی وجوه اشتراک
 

ایراس: آیا «گروه پنج گانه خزر» آماده است در اجلاس سران در آستاراخان بر تضادها غلبه کند؟

► اختلافات خزر 

ایران که بر تقسیم برابر دریای خزر اصرار دارد، همزمان با استدلال های مربوط به تحدید حدود بستر دریا و پهنه آبی آن بر اساس اصل رضایت طرفین موافقت می کند. 

آذربایجان نیز حین صحبت از خط وسط اصلاح شده، امکان کشیدن آن بر اساس توافقات خود طرفین را قبول می کند، حتی اگر آنها در نهایت درخواست کنند از اصل وسط انحراف شود. 

ولی در عین حال تصمیمی که اتخاذ شود می تواند بطور کامل بر منافع طرفین اتکا داشته و حقوق آنها را در بخش اعظم آبهایی که آنها متعلق به خود تلقی می کنند محدود نکند.
 
اخیرا در امر تعیین شیوه غلبه بر اختلافات موجود هم پیشرفت حاصل شده است. برای مثال امور مورد اختلاف طرفین در مورد دریای خزر در کمیسیون های بین دولتی (کمیسیون بین دولتین ایران و آذربایجان، کمیسیون بین دولتین آذربایجان و ترکمنستان) مطرح شده است. این امور در جلسات کمیسیون ها به شکل سازنده و مفصلتر از نشست های گروه کارشناسی «گروه پنج گانه» خزر بررسی می شود. ولی هماهنگی مواضع طرفین حتی در این اشکال به کندی پیشرفت می کند و این امر به پیدا شدن نقاط تماس منجر نمی شود. 

در مورد مسئله کشیدن خط لوله گاز در بستر دریای خزر که بطور منظم به شکل منفی از طرف دیگر اعضای «گروه پنج گانه» مطرح می شود باید گفت: نه باکو و نه عشق آباد از بعد عملی امکان اجرای این پروژه را بررسی نکرده اند. 

در عین حال طرفین تضادهای مربوط به میادین مورد اختلاف را پنهان نمی کنند و نبود تصمیم نهایی در مورد رژیم خزر مانعی برای تحقق این امر نیست. 

► نظامی شدن خزر: جوانب مثبت و منفی 

امور امنیتی هم در دستور کار اجلاس سران جایگاه مهمی دارد. ولی کشورهای خزر در جریان حل آنها خواه ناخواه با مشکل نظامی شدن شدن فضای آبی مواجه می شوند. ولی ادامه نظامی کردن دریا و تبدیل این پهنه آبی منحصر بفرد به میدان رقابت نظامی-سیاسی ریسک های ملموسی در بر دارد. از طرف دیگر، تقویت توان نظامی کشورهای «گروه پنج گانه» خزر – در میزان معقول و متناسب و با توجه به ویژگیهای اقتصادی و اکولوژیک منطقه – از دیدگاه نظریه های امنیت ملی کاملا موجه می باشد. 

در عین حال، نظامی کردن خزر به منظور نیل به برتری نظامی-سیاسی مطلقاً غیر موجه بوده و باعث شدت گرفتن مسابقه تسلیحاتی در منطقه می شود که آبستن بروز خطر برای امنیت ملی یک یا چند کشور می باشد. 

به این ترتیب برتری نظامی-سیاسی در دریای خزر مطلقاً غیر مجاز بوده و با منافع بلندمدت کشورهای منطقه همخوان نیست. در شرایط شکل گرفته مهم این است که اصول تعامل ناوگانهای نظامی و سرویس نگهبانی ساحلی کشورهای خزر به منظور مبارزه با خطرات و مشکلات مشترک چون آدمربایی، صید قاچاق، مواد مخدر، تروریسم و غیره طراحی شود. 


► معادله خزر با سه مجهول
 

منطقه خزر از خیلی وقت پیش به عنوان یکی از مراکز با دورنمای رشد اقتصادی در جهان تلقی می شود. وجود ذخایر هنگفت مواد هیدروکربونی در اعماق آن و علاقمندی اقتصادهای جهانی به آن باعث می شود اهمیت ژئوپلتیک مداوم منطقه طی دهها سال آینده تضمین گردد. 

اتفاقی نبود که روسیه چند سال پیش پیشنهاد کرد سازمان همکاری اقتصادی خزر تأسیس شود. ولی برغم امتیازات مشهود این پیشنهاد، از چشم اندازهای تحقق آن ارزیابی یکنواختی نمی شود. نه تنها تضادهای کشورهای ساحلی خزر بلکه نفوذ خارجی هم برای آن مشکل ایجاد می کند. 

دریای خزر که مرکز ژئوپلتیکی مهمی می باشد، علاقمندی ملموس کشورهای اروپایی، آمریکایی و ترکیه را به خود جلب کرده است. این نظر بیان می شود که وارد شدن این بازیگران کلان به منطقه از توزیع ذخایر و تقسیم دریای خزر جلوگیری می کند. 

همچنین این نظر وجود دارد که اگر کشورهای منطقه در لحظه ای تعامل خود را کاهش دهند، کشورهای دیگری که با دریای خزر هیچ ارتباطی نداشته ولی مایلند مسائل اقتصادی و حتی سیاسی خود را حل کنند، برای پرداختن به امور خزر تلاش می کنند. 

از طرف دیگر، همه درک می کنند که جلوگیری ظاهری از وارد شدن بازیگران خارجی به بازار و منطقه خزر بازدهی چندانی نخواهد داشت.
«بریتیش پترولیوم»، «شورون»، «کانوکو»، «توتال» و دیگر کمپانیهای چند ملیتی خیلی وقت پیش در بازار منطقه جای پا باز کرده اند و از قرار قصد دارند در آن ماندنی باشند. معلوم است که دولتهای کشورهای غربی پشت سر این کمپانیها قرار داشته و بسیاری از کشورهای ساحلی خزر گفتگوی خوبی با آنها دارند. 

لذا امروز مأموریت آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان بهینه سازی حضور بازیگران خارجی – از جمله بازیگران سیاسی – در منطقه خزر می باشد تا آنها برای توسعه همکاری داخلی در تمام حوزهها و جهات مانع ایجاد نکنند. 

آذربایجان همیشه متوجه تعامل سازنده در منطقه بوده است. باکو اغلب بر این تأکید می کند که زیرساخت آن برای ترانزیت ذخایر نفت و گازی دریای خزر می تواند برای بهره برداری بامنفعت در دسترس کشورهای همسایه قرار داده شود. 


► صلح ناجور 

از قرار امروز حین صحبت از همکاری در دریای خزر همه کشورهای منطقه موافقت می کنند که صلح ناجور از جنگ خوب بهتر است و تعامل سازنده جایگزینی نداشته و نمی تواند داشته باشد. 

ولی این امر به تنهایی در شرایط سیاست رو به تحول کافی نیست. باید راه های محکم تر و بلندمدت تری پیشنهاد شود که شرکا را به سوی حل مهمترین امر در دستور کار خزر – موقعیت دریا - روانه کند. آیا کشورهای ساحلی آماده اند تا پاسخ به این سوال را پیدا کنند؟ ما بزودی از جواب این سوال مطلع می شویم. 


نویسنده: ایلگار ولیزاده، کارشناس مسائل سیاسی؛
منبع: پايگاه اينترنتي kavpolit.com

پایان متن/

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 37059