توصيه مطلب
۳
 
ترکیه، تنش های داخلی و ایران
 

آنچه در ماه های اخیر در جمهوری ترکیه رخ داده است بر عکس القای رسانه های غربی ، نه بهار ترکی است ونه منجر به تغییر و تحول بنیادین در ترکیه می شود اما سخن اردوغان نیز مبنی بر توطئه مخالفین و دست های خارجی مبالغه آمیز است. ناا منی ناشی از مداخله ترکیه در مساله سوریه به همراه شورش پ.ک.ک تهدید امنیتی بزرگی بود که دولت ترکیه با فرآیند صلح کردی آن را برطرف کرد ولی موج های دیگری نظیر اعتراضات پارک گزی و پرونده فساد مالی ، حزب حاکم را تهدید کردند که هیچکدام تاکنون نوانسته اند اردوغان را وادار به عقب نشینی کنند ولی شکاف های سیاسی – اجتماعی در جامعه ترکیه شدیدتر شده است. در جریان پرونده فساد مالی اخیر ، برخی ، مناسبات ایران و ترکیه را هدف قرار داده اند .در این میان ، در تحلیل ایرانی از وقایع داخل ترکیه پرهیز از احساس و نگاه واقعی به جریانان های درگیر در این وقایع با در نظر گرفتن منافع ملی ایران ضروری است که گاهی از آن غفلت می شود.
ترکیه، تنش های داخلی و ایران
 
ایراس؛ آنچه در ماه های اخیر در جمهوری ترکیه رخ داده است و هنوز ادامه دارد، به آن شکل که اکثر رسانه های غربی القاء می کنند، بهار ترکی نیست که منجر به تغییر و تحول بنیادین در نظام سیاسی ترکیه شود و بالاتر از این می توان گفت: این تنش ها حتی در حدی نیستند که به این زودی ها سبب تغییر حزب حاکم ترکیه شوند ، اما از سوی دیگر نیز نمی توان ادعای دولت حزب عدالت و توسعه و شخص رجب طیب اردوغان مبنی بر این که همه این تنش ها حاصل توطئه مخالفین و دست های خارجی است را پذیرفت و نخست وزیر در این زمینه با مبالغه، سعی در انزوای مخالفین دارد. 

مداخله بیش از حد ترکیه در مساله سوریه، تهدید های امنیتی بارزی را فراروی روی دولت این کشور قرار داد که در پیوند با ناامنی های ناشی از فعالیت گروه شورشی کردی پ.ک.ک ، می توانست منجر به از هم گسیختگی شدید مدیریت امنیتی ترکیه شود که دولت اردوغان در یک اقدام ابتکاری که البته از مدت ها قبل زمینه سازی آن انجام شده بود با گروه پ.ک.ک وارد مذاکره شد و نه تنها این تهدید سیل آسا را مهار کرد، بلکه از نگاه حزبی جایگاه مخدوش خود را در مناطق کرد نشین ترمیم کرد. 

موج دوم ضدامنیتی در ترکیه، اعتراضات پارک گزی بود. این جنبش در واقع یک حرکت اجتماعی بود که ماهیت سیاسی به خود گرفت. بخشی از جامعه لاییک ترکیه که در دل جریان غالب اسلامگرایی هضم نشده بود و به دلیل سیاست ها و برنامه های غیر قابل انعطاف اسلامگرایی حزب حاکم که روز به روز شدید تر می شد، نتوانسته بود با برنامه های دین محور سازش کند و همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد، با غلیان اجتماعی خود را وارد کارزار سیاسی با اسلامگراها کرد.این جنبش قطب بندی های جامعه ترکیه را بین لاییک ها و دینگراها شدیدتر ساخت. 

تنش سوم در ترکیه ، با عملیات ضد فساد مالی دستگاه قضائی و پلیس در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۳ آغاز شد. این جریان بر عکس جریان پارک گزی، بیشتر ماهیت سیاسی دارد که به آن پوشش حقوقی و مالی داده می شود. در این پرونده هرچند اسنادی از سوء استفاده مالی به دست آمده است ولی حجم عملیات پلیس و دستگاه قضایی توسط گروهی از طرفداران فتح الله گولن (شخصیت اجتماعی- سیاسی اسلامگرای لیبرال طرفدار غرب) و بدون
اعتراضات پارک گزی یک حرکت اجتماعی بود که ماهیت سیاسی به خود گرفت. بخشی از جامعه لاییک ترکیه که در دل جریان غالب اسلامگرایی هضم نشده بود و به دلیل سیاست ها و برنامه های غیر قابل انعطاف اسلامگرایی حزب حاکم که روز به روز شدید تر می شد ، نتوانسته بود با برنامه های دین محور سازش کند و همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد ، با غلیان اجتماعی خود را وارد کارزار سیاسی با اسلامگراها کرد.
آگاهی مقامات بلند پایه پلیس و در یک اقدام ضربتی و غافلگیر کننده، سیاسی و هدفدار بودن عملیات را کاملا نشان می دهد. علت اصلی این عملیات را باید در اهداف گروه های داخلی و خارجی که در این زمینه تاثیر گذار بوده اند جستجو کرد. گولنیست ها به خاطر برنامه دولت برای مطابقت دادن مراکز آموزشی غیر دولتی آنها با سیستم آموزش رسمی کشور که سبب از دست دادن منابع مالی و قدرت اجتماعی - سیاسی شان می شد ، از طریق رسانه های قوی که در اختیار داشتند دولت را به شدت تحت فشار قرار دادند تا از این تصمیم منصرف شود. رسانه های اسلامگرای طرفدار گولن که تا چندی پیش مدافع دولت بودند، به یکباره تبدیل به سر سخت ترین مخالفین دولت شدند. در کنار هجمه شدید رسانه ای، عملیات هماهنگ گولنیست ها در دستگاه قضایی و پلیس برای دستگیری متهمین فساد مالی که از افراد نزدیک به کابینه بودند ، انجام شد. 

به رغم این فشارها ، اردوغان حتی در مقابل متحدین اسلامگرای خود هم از برنامه هایش کوتاه نیامد. نخست وزیر ترکیه از نظر شخصیتی بسیار غیر قابل انعطاف است، به ویژه اگر بداند حریف اش یارای براندازی او را ندارد. در افواه عمومی وحتی در محافل سیاسی، اردوغانِ اهل قاسم پاشا اصطلاح رایجی است. محله قاسم پاشای استانبول که اردوغان در آنجا بزرگ شده در بین مردم ترکیه از دیرباز به داشتن مردانی که از حرف خود بر نمی گردند، معروفند. این خصلت سبب محبوبیت بیشتر وی در میان طرفدارانش و بر عکس باعث نفرت در بین مخالفین می شود. از این رو هر چند اردوغان می گوید: من نخست وزیر و مدافع آنهایی که طرفدار من نیستند نیز هستم ولی آنها هرگز این حرف وی را باور نمی کنند. 


ارتباط پرونده فساد مالی ترکیه با ایران 

یکی از اصلی ترین متهمین دستگیر شده در جریان پرونده فساد مالی اخیر ترکیه، رضا صراف (ضراب) فعال اقتصادی معروف ایرانی است و رسانه های ترکیه خانواده وی در ایران را از افراد مورد حمایت دولت قبلی ایران و وی را از افراد وابسته به بابک زنجانی متهم اقتصادی دستگیر شده در ایران معرفی می کنند و ریشه اصلی فساد مالی ترکیه را در ایران و نشأت گرفته از تلاش هایی می دانند که بین ایران و ترکیه برای دور زدن تحریم های اقتصادی اعمالی غرب علیه ایران انجام می شده است. تا این جای کار را شاید بتوان به مثابه کارهای ژورنالیستی و بزرگنمایی ها و شایعه پردازی های مرسوم در عالم رسانه دانست. ولی وقتی این اخبار و گزارش های خبری با تحلیل های کارشناسی همراه می شود و تئوری های توطئه متعدد در این زمینه برضد ایران مطرح می شود، می توان به این نتیجه رسید که جریانی هرچند محدود در جمهوری ترکیه وجود دارد که میانه خوبی با توسعه مناسبات ایران و ترکیه ندارد. این جریان را می توان دارای حامیان غربی نیز دانست. درک این نکته سخت نیست که در جهان غرب گروه های زیادی هستند که بعد از رویه مستقل دولت حزب عدالت و توسعه در برابر امریکا و اروپا در سیاست های منطقه ای و نیز بعد از بحران ترکیه – اسراییل خواهان افزیش قدرت این حزب در ترکیه نیستند. گرایش ضد اردوغانی جریان های غربی وقتی بیشتر قابل فهم می شود که این واقعیت را در نظر آوریم؛ حزب عدالت و توسعه در پیوند با برخی جریان های بهار عربی مثل اخوان المسلمین، پتانسیل تبدیل به قدرت در خور توجه منطقه ای قابل رقابت با هژمونی طلبی غرب در خاورمیانه را دارد. با اوصاف گفته شده به راحتی می توان درک کرد که غرب قدرت خارج از کنترل اسلامگرایان آک پارتی ترکیه را تحمل نخواهند کرد و حمایت رسانه ای قوی جهان غرب از اعتراضات پارک گزی و مواضع دو پهلو ولی غیر دوستانه در پرونده فساد مالی اخیر در این راستا قابل ارزیابی است. 

اما در داخل ترکیه مخالفین کنونی دولت از یک طرف سعی دارند با حربه ایران گرایی اردوغان را تضعیف کنند و از طرف دیگر ضمن مانع تراشی بر سر راه توسعه مناسبات ایران و ترکیه، فضای ضد ایرانی در جامعه ترکیه ایجاد کنند . 

برخی دولت اردوغان را آلوده به فساد مالی و دولت ایران را شریک
در افواه عمومی وحتی در محافل سیاسی ، اردوغانِ اهل قاسم پاشا اصطلاح رایجی است. محله قاسم پاشای استانبول که اردوغان در آنجا بزرگ شده در بین مردم ترکیه از دیرباز به داشتن مردانی که از حرف خود بر نمی گردد ، معروفند . این خصلت سبب محبوبیت بیشتر وی در میان طرفدارانش و بر عکس باعث نفرت در بین مخالفین می شود.
دولت ترکیه دانسته و حتی مدعی اند عامل اصلی در این زمینه دولت ایران است. در این میان تئوری توطئه عجیبی هم مطرح و ادعا شده که ایران از طریق عوامل خود مثل بابک زنجانی به صورت هدفمند می خواهد نخست وزیر ترکیه و امامعلی رحمان رییس جمهورتاجیکستان را بی اعتبار سازد ، زیرا این دو با سیاست های ایران چندان موافق نیستند . اردوغان در سوریه با ایران همراه نیست . امامعلی رحمان هم تن به برنامه های فارس محور ایران نمی دهد و رویه مستقلی را در پیش گرفته است. [۱] 

البته روزنامه نگاران و تحلیل گران طرفداران توسعه مناسبات ایران و ترکیه هم در این کشور کم نیستند. برخی از آن ها نه تنها از دولت ترکیه به خاطر نزدیکی به ایران خرده نمی گیرند، بلکه آن را ناکافی نیز می دانند. "مهمت سیف الدین ارول" استاد دانشگاه اسلامگرا و رییس مرکز تحقیقات استراتژی های بین الملل و امنیت (USGAM) از جمله افرادی است که رویه کنونی احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه در تنظیم مناسبات با ایران را که عبور از ذهنیت خصمانه چالدرانیسم و برقراری روابط با منشاء پیمان تاریخی ترک مخاصمه قصر شیرین است ناکافی می داند و بر این باور است ؛ این رویه که رقابت را در عین همکاری بین دو کشور مجاز می شمرد ، تحت تأثیر ملاحظات دولت گرایی مدرن و ایده دولت – ملت است و از روح پیوستگی تاریخی و فرهنگی دو کشور خالی است و همگرایی کامل بین دو کشور که چاره کار مشکلات منطقه ای است از این طریق تحقق نخواهد یافت . [۲] و [۳] 

هرچند که ایده های آرمانی در مناسبات دو کشور ، قابلیت تحقق زیادی ندارند و در اوضاع کنونی بسنده کردن دستگاه سیاست خارجی دو کشور به همکاری توأم با رقابت ، شاید عقلایی ترین گزینه باشد ولی آنچه در ذهن مردم دو کشور می گذرد ، فراتر از این است و از همین رو است که با کوچک ترین موضع مخالف از سوی یک طرف ، فضای رسانه ای و حتی نخبگی دو کشور بر ضد طرف مقابل به شدت منفی می شود این امر در جامعه ایران بیشتر مصداق پیدا می کند. 

هرچند همانگونه که گفته شد ، فضای ضد ترکیه در ایران گاهی ناشی از انتظار بالای جامعه ایران از همسایه خود است ولی در انعکاس و تحلیل رویداد های داخل ترکیه لازم است ، جریان های درگیر در این رویدادها بخوبی شناخته شده و برای مخاطبین شناسانده شود. کاری که در ایران بیشر اوقات صورت نمی گیرد ، به گونه ای که در انعکاس اعتراضات پارک گزی در ترکیه سمپاتی مثبتی با معترضین ایجاد می شد ، در حالی که اهداف و ماهیت فکر این معترضین اصلا" با فرهنگ و بینش جامعه ایرانی سازگاری نداشت . یا در پرونده فساد مالی اخیر ترکیه این واقعیت را باید در نظر گرفت که بسیاری از گروههای مخالف دولت ترکیه ، درصدد مانع تراشی بر سر راه گسترش روابط اقتصادی ایران – ترکیه هستند . صد البته این تحلیل به معنی عدم فساد مالی برخی افراد سود جو در این میان نیست. بلکه سخن اصلی این است که در تحلیل جریان ها و تحولات ترکیه باید از احساس گرایی فاصله گرفت و بر اساس آنچه که تأمین کننده حداکثری منافع ملی ایران است ، به قضایا نگاه کرد . 

پی نوشت ها

۱. Hesaplaşma için bir piyon: Babek Zencani, Aliriza Gafuri, Zaman gazetesi , ۴ Ocak ۲۰۱۴

http://www.zaman.com.tr/yorum_hesaplasma-icin-bir-piyon-babek-zencani_۲۱۹۱۲۶۹.html

۲. .Türkiye iran iliskilerinde uc secenek ,Mehmet Seyfettin Erol, Uluslararası Strateji Ve Güvenlik Araştırmalar Merkezi (USGAM), ۲۰۱۴/۰۱/۰۶
http://www.usgam.com/tr/index.php?l=۸۰۷&cid=۲۱۹۵&konu=۰&bolge=۵

۳.Türk-Fars birlikteliği ya da Selçuklu modeli ,Mehmet Seyfettin Erol, Uluslararası Strateji Ve Güvenlik Araştırmalar Merkezi (USGAM), ۲۰۱۴/۰۱/۱۰
http://www.usgam.com/tr/index.php?l=۸۰۷&cid=۲۱۹۹&konu=۰&bolge=۱۴

نویسنده:الیاس واحدی؛ کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز و عضو شورای نویسندگان ایراس،


پایان متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 33495