۱
توصيه مطلب
۰
 
به مناسبت صدو سي‌و دومين زادروز ساشا چورني
"جزيره‌ي کودکان" در درياي ادبيات کودک روس
 

"جزيره‌ي کودکان" در درياي ادبيات کودک روس
 

نام: الکساندر ميخائيلوويچ گليکبرک
نامهاي مستعار: ساشا چُورني، خودش، آرزومند
متولد به سال ۱۸۸۰ در شهر اودسا
متوفي به سال ۱۹۳۲ در لو لَوَندو، فرانسه
حرفه: نويسنده، شاعر، طنزنويس و روزنامهنگار
آثار مهم: الفباي زنده، تابستان شگفتانگيز، جزيرهي کودکان، داستانهاي سربازان، نوح پيغمبر، چه کسي در غربت خوب زندگي مي کند، عطش، داستانهاي بيهوده و غيره.

ديباچه: ساشا چورني. کلمهي چورني در روسي به معناي سياه است. اما چرا چورني؟ در خانواده پرجمعيت گليکبرک پنج فرزند بود که دو پسر همنام بودند: هر دو ساشا. يکي موهايش بور و ديگري تيرهتر. اولي را ساشا بِلي (به معناي سفيد) و دومي را ساشا چورني صدا ميزدند و بعدها که ساشاي تيرهمو نويسندهاي توانا شد، اين عنوان را پاي برخي آثارش به ويژه اولين شعرش نگاشت و نام مستعارش شد. اول بار در قاب ادبيات کودکان دهههاي بيست و سي قرن بيستم بود که آثار ساشا چورني ديده شد و مورد استقبال عموم قرار گرفت. او که نتوانست با انقلاب کنار بيايد و رژيم شوروي را بپذيرد، به ناچار تن به مهاجرت داد و جلاي وطن کرد و بدين سبب، سالها در ادبيات روس نامي از او نبود. اما او تسليم غم غربت نشد و بخش اعظمي از آثارش را در آن سوي مرزهاي وطنش به رشتهي تحرير درآورد. در اين ميان، ادبيات کودکان جايگاه مهم و اصلي در آثار ساشا چورني داشت و روحيه لطيف او را در ياري رساندن به کودکان روسي دورافتاده از وطن، دورافتاده از زادگاه و فرهنگ و زبان به ظهور رسانيد. از نوشتههاي مشهور او در روزنامهي آخرين اخبار که چون الماسي در مجموعه نوشتههايش براي کودکان ميدرخشد، همانا جزيرهي کودکان است که در ذيل آن اشعار و ترانههاي کودکانه، قصهها و افسانهها، و حتي کتابهايي براي بچهها به چاپ ميرسيد. اين آثار سهم ارزندهاي در ادبيات کودک روس داشته و دارند. مجموعه آثار او در پنج جلد به سال ۱۹۹۶ توسط انتشارات اِليسلاک در مسکو به طبع رسيد. برخي آثار او به صورت فيلم به نمايش درآمده و يا شعرها و ترانههايش توسط گروههاي موسيقي اجرا شدهاند. يکي از نقاط عطف زندگي او – البته بعد از مرگش روي داد – اين بود که شاستاکوويچ، موزيسين معروف روس، براي تعدادي از اشعارش آهنگ ساخته است.

سرآغاز
ساشا چورني، اين نويسندهي طنزپرداز، نوشتن براي کودکان را از همان زمان که در روسيه اقامت داشت، آغاز نمود. اولين شعرش با نام خرمن آتش در سال ۱۹۱۱ انتشار يافت، و سپس مجموعهاي ادبي براي کودکان با نام کتاب آبي را در ۱۹۱۲ به دست چاپ سپرد، که در آن داستان سنگريزهي قرمز و سرود کوچک رقص شبانه به چشم ميخورد. در سالهاي بعد اشعاري کودکانه با نام "توک-توک!" (۱۹۱۳) و "الفباي زنده" (۱۹۱۴) را سرود. از همان نخستين آثار کاملاً پيدا بود که اين ره به کجا ميرود... به درياي ادبيات کودک! و اين نويسندهي جوان سوار بر قايق شعرهايش در جزيرهي کودکانه لنگر خواهد انداخت! بخش عمدهي آثار چورني براي کودکان، در دوران مهاجرت و دوري از ميهن، از سال ۱۹۲۰ به بعد، نگاشته شدهاند. علاوه بر آثاري که در بالا از آنها نام برده شد، هنرمندانههاي ديگري چون قصهي منظوم "خواب پروفسور پاتراشکين"، "دفترچه خاطرات فوکس ميکّي"، "استراحتگاه گربهاي"، "کاج نقرهاي: قصههايي براي بچهها"، داستان بلند "تابستان شگفتانگيز"، مجموعه داستانهاي "کتاب سرخفام" و غيره نيز به رشتهي تحرير درآمدهاند. ساشا چورني، در همان آغازين سالهاي حيات، داستانهاي سربازان را هم مينويسد، که البته مخاطبش بيشتر بزرگسالان هستند تا کودکان، و نيز مجموعه داستانهاي انجيل که متاسفانه به انتها نميرسند. مجموعه داستانهاي سنجاب ملوان هم پس از مرگ نويسنده به چاپ ميرسند. در شعر خرمن آتش بازياي کودکانه در جريان است که بزرگترها در آن مشارکت دارند، به اتفاق کودکان آتش روشن کرده و دور آن به بازي و تفريح ميپردازند و در نهايت با هم آتش را خاموش ميکنند. ساشا چورني خردمندانه و البته، هنرمندانه اين بخشي از دنياي کودکان بودن را، اين به روياي کودکيها پيوستن را و حل شدن در شادي کودکانه را تا به انتها در همهي آثارش حفظ ميکند و به ديگران ارزاني ميدارد.

در قصهي "سنگريزهي قرمز" قهرمانِ کوچکِ دوستداشتنيِ نويسنده را ميبينيم که بارها در باقي اشعار و ترانهها و قصههايش به گونهاي متفاوت رخ مينمايد. شيوههاي قصهپردازي سنتي به طور ذاتي و طبيعي در روايت نويسنده از اين موجود کوچک کنجکاو و بيقرار به هم آميخته است. پسربچهاي که هر لحظه آماده است تا به ياري ديگران بشتابد، حتي اگر در توانش نباشد. قهرمان کوچکي که شوق به هر چه زنده است و زندگي ميکند در وجودش غوغايي کرده، هر چه که ميخزد، پرواز ميکند، وزوز ميکند، پارس ميکند، ميو ميو ميکند، قار قار ميکند و ... اين موجودات زنده و سرشار از زندگي ديگر قهرمانان جداييناپذير در آثار ساشا چورني هستند که با شخصيتپردازي دقيق و ملموس دنيايي لذتبخش و لبريز از بازي و تفريح و تخيل را براي کودکان ايجاد ميکنند. نويسنده ميکوشد تا رمز و رازهاي اين دنياي عجيبِ بزرگ را براي کودکان هر چه بيشتر و بيشتر بنماياند و در اين بين، خود گويي بيشتر حظّ ميبرد، لذت بودن با بچهها از وراي صفحات رنگارنگ مصور روياهاي کودکانه بر جان نگارنده مينشيند و روحش را به رقص درميآورد. دمي با بچهها بچگي کردن. چه لذتي از اين بالاتر! آشنايي خواننده معاصر روس با اين شاعر کودکان تنها پس از انتشار جزيرهي کودکان و بعد از قريب به هفتاد سال رخ داد. اولين مجموعه از آثار ساشا چورني براي بچهها و دربارهي آن ها به همت محقق ادبيات کودک روسيه، پريخوتکا در سال ۱۹۹۳ صورت گرفت. اما گرچه مدت زيادي از نگارش آنها ميگذرد، چونان کشفي تازه براي خوانندگان جذابيت دارد.

رابينسونوار در جزيرهي کودکان
همانطور که در بالا بدان اشاره شد، انگيزهي شاعر تواناي روس براي آشنا ساختن کودکان روس که به جبر روزگار در غربت به دور از ديار و فرهنگ و به خصوص زبان خود بودند، و نيز شايد بتوان گفت، پناه بردن به کودکنگاري براي فرار از گذشتهي تلخ و واقعيات تلختر، حل شدن در دنياي بيآلايش و ناب کودکان، ساشا چورني را بر آن داشت تا مانند رابينسون به جزيرهي خود برود و در گوشهاي امن و دنج و به دور از هياهوي انساننماها، دست در دست بچهها به دنياي خيال و رويا سفر کند. شايد از همين روي بود که نمايشنامهاي براي کودکان با نام بازگشت رابينسون در سال ۱۹۲۲ به رشتهي تحرير درآورد. گرايش او به دنياي کودکان شايد از آن جهت بود که او خود اصلاً کودکي نکرد و اين که هيچگاه نتوانست کودکي داشته باشد. يکي از خصوصيات بارز نثر ساشا چورني در زبان کودکانهاي است که بدان مينگارد. او همچنين سعي دارد تا فرمزباني نه چندان سهل زبان روسي را در قصهها و شعرهايش بگنجاند. مجموعه منحصربهفرد جزيرهي کودکان در سال ۱۹۲۱ در انتشارات اسلووا در برلين به چاپ رسيد.

نماي جلد کتاب جزيرهي کودکان
او عشق به ميهنش روسيه را بيشتر در جستجوي کودکي از دست رفته در دل داشت و اين مهم را در آثارش براي کودکان به تصوير کشيده است. از ديگر موضوعات بکار رفته در اين مجموعه تنهايي و غم کودکي است که زودتر از آنچه بايد به دنياي بزرگسالان پا نهاده و قلب کوچکش از اين هم زشتي و تاريکي گرفته است. کودکاني که سعي دارند با دوستي با طبيعت تنهايي خود را به دست فراموشي بسپارند. ساشا که خود در کودکي به خاطر تنبلي در درس و کسب علم از دبيرستان اخراج شده بود، از سوي والدينش طرد شد و به ناچار از خانه گريخت. او خيلي زود از دنياي کودکان دست شست و بار بسياري غمها و غصهها را به تنهايي به دوش کشيد. بارها در قصهها و شعرهايش ميبينيم که کودکان در حسرت اسباببازي بسر ميبرند.

سرانجام
او که زماني در ميهنش خانه و خانوادهاي داشت و همه را جا گذاشته و به آمريکا گريخته بود، به ظاهر کينهاي در دل داشت، چرا مام ميهن او را دوباره به آغوشش فرا نخواند؟ حتي در جايي بيان ميدارد که روسيهي من ديگر وجود ندارد. رابينسونوار زيستن و نگاشتن تبديل به خصيصهي ثابت آثار دههي آخر حيات نويسنده شد. در نهايت نيز براي کمک در آتش سوزي همراه شد که قلبش ياري نکرد و در ۵۲ سالگي چشم از جهان فرو بست. ميگويند که سگ وفادارش پس از اين واقعه سر بر سينهي ساشا گذاشت و در دم قلبش از تپيدن ايستاد. در آخر شعري زيبا از جزيرهي کودکان ميخوانيم که در آن به زيبايي دنياي کودکان تصوير ميشود، وقتي کسي در منزل نيست و اين بهترين لحظات براي بچههاي بازيگوشي است که دوست دارند کسي کاري به کارشان نداشته باشد:

وقتي کسي تو خونه نيست
ماه قرمز نگاه مي کنه از شيشهها
همه رفتن و من موندم تنها
خيلي خوبه! خيلي عاليه!
کاملاً معلومه:
من قويترم از همهي مردا.
با اين گربههه، مور، چشممون به ماه،
بالا ميريم از تخت:
ماه داداشمونه، باد عمومون،
ستارهها خواهرامونن، آسمون هم مادرمونه...
آواز ميخونم بلندِ بلند!
بلندِ بلند آواز ميخونم،
تا از بخاري، از دل تاريکي
با ريسمان
نياد پيشمون آقا خرسه...
نه از موش ميترسم، نه از لولو، -
فرو ميکنم سيخ تو دماغش!
من پسرک نيستم، فيل کوچولوام،
ببر کوچولوام،
که رو حصير چرت زده...
منتظرم و منتظرم، منتظرم بيخودي –
ناقوسک لال شده...
ماه، داداشم، ماه قرمز،
ماه روشن،
چرا رنگت پريده؟

منابع:
نويسندگان روس قرن بيستم: فرهنگ زندگينامهها، مسکو، انتشارات دائرهالمعارف بزرگ روسي، ۲۰۰۰.
مجموعه آثار منظوم کودکانه ساشا چورني:
http://www.bestreferat.ru/referat-۲۱۴۶۱۳.html
ساشا چورني: آثار
http://cherniy.ouc.ru/
آثار ساشا چورني
http://www.litra.ru/fullwork/get/woid/۰۰۰۶۳۹۰۱۱۸۹۵۰۱۹۱۹۱۵۵/

نويسنده: مهناز نوروزي محقق و پژوهشگر ادبيات روس و عضو شوراي فرهنگي ايراس و محقق

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 26212
فاطیما
United States
۱۳۹۱-۰۷-۲۷ ۱۱:۰۱:۰۵
جالب و خواندنی است. (1287)