توصيه مطلب
۰
 
سالروز تولد الکساندرویچ والوشین
 

سالروز تولد الکساندرویچ والوشین
 
ايراس؛ به مناسبت یکصد و سی و هفتمین سالروز میلاد شاعر، نقاش، مترجم و منتقد ادبی روس "ماکسی میلیان الکساندرویچ والوشین"، در این مطلب به گوشه هایی از زندگی این ادیب و هنرمند روسیه و آثار به جا مانده از وی، پرداخته شده است که به شما علاقمندان مشاهیر کشور روسیه تقدیم می گردد.

ماکسی میلیان الکساندرویچ والوشین در ۲۸ مي ۱۸۷۷ در کی يف (پایتخت امروزی اوکراین) دوران امپراتوری تزار، در خانواده قزاق روس چشم به جهان گشود. دوران كودكي او بدون حضور پدر گذشت و زندگي را در كنار مادر ادادمه داد.وي تحصيلات خود را در مسكو به انجام رسانيد اما فعالیت های دانشجویی و سیاسی وی باعث شد تا او از ادامه تحصیل باز بماند. در پاییز ۱۹۰۰ میلادی مشغول به کارگری در کار ساخت راه آهن تاشکند - اورنبورگ شد. وی بعد ها از این دوران، به عنوان نقطه عطفی در زندگی معنوی خویش یاد می کند و می گوید: "من در اینجا آسیا، شرق، باستانی بودن و نسبیت فرهنگ اروپایی را از نزدیک لمس کردم."

ماکسی میلیان پس از بازگشت از آسیا و نگران از تحت تعقیب بودن توسط دولت وقت، راهی اروپا شد، اما پس از دو سال اقامت در پاریس دوباره به روسیه مراجعت کرد و پس از آن مدتی را در اروپا و مدتی را در روسیه گذراند. خانه او به مکانی امن و آرام برای نویسندگان، هنرمندان و دانشمندان آن عصر تبدیل شده بود. شخصیت هایی چون بریوسوف، ماکسیم گورکی، زامیاتین، ایوانو میخائیل بولگاکف ، الکسی تولستوی و بسیاری دیگری به آنجا رفت و آمد داشتند.

والوشین به عنوان یک منتقد ادبی، مقالات بسیار زیادی را به تحریر در آورد که در آن عصر در مجله " تفکر روسی" به چاپ می رسید. نقد های او نقش بزرگی را در تحولات و دگرگونی ادبیات و تئاتر روسیه ایفا نمود. اولین اشعار وی در فاصله سال های ۱۹۱۰-۱۹۰۰ در منظومه های شعری به نام " دست استاد ماهر" و " طلا و جواهر" به چاپ رسید. والوشین در اشعار منظومههای یاد شده به تلفیقی از نمادهای روسی و فرانسوی پرداخته است و میل خود را به دانستن تاریخ و سرنوشت بشریت بر روی این کره خاکی پنهان نکرده است. جنگ جهانی اول نیز وی را بی تفاوت باقی نگذاشت و در سال ۱۹۱۶ میلادی، او به چاپ یک کتاب شعر ضد جنگ به نام " Anno mundi ardentis " پرداخت.

والوشین در سال ۱۹۱۷ به کریمه باز می گردد و دیگر آنجا را ترک نمی کند. در تمام مدت جنگ داخلی، خانه وی به پناهگاهی امن برای آسیب دیدگان دو طرف جنگ و حتی افراد فراری و تحت تعقیب تبدیل شده بود. ماکسی والوشین در کتاب زندگی نامه خود چنین می نویسد: "دیگر به هیچ کجا پناه نمی برم، دیگر مهاجرت نخواهم کرد. همه اثرات جنگ داخلی و تغییرات حاکمیت را از سر می گذرانم. شعر تنها چیزی است که برایم باقی می ماند تا افکارم را درباره این عصر بیان کنم."

در سال های ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ میلادی دو منظومه شعری به نام های «شیاطین کر» و «تکه ها» از وی به چاپ رسید. در خط به خط اشعار این مجموعه، ردپای یک نقاش به خوبی حس می شود و علاقه شدید شاعر به مناظر شرق کریمه، حتی در اشعار وی بروز می کند.

از نوامبر ۱۹۲۰ والوشین، به طور مستمر به فعالیت های فرهنگی و آموزشی و حمایت از کتابخانه ها و آثار هنری پرداخت. سال های پایانی زندگانی وی، سرشار از آثار ادبی و هنری است. همواره مشغول به نوشتن و نقاشی کشیدن بوده است.

در ژوئیه ۱۹۳۲ پس از یک دوره طولانی مبارزه با آسم ناشی از بیماری آنفلوآنزا دیگر قادر به ادامه فعالیت های هنری اش نیست و بالاخره در ۱۱ اوت ۱۹۳۲ چشم از جهان فرو بست.

نویسنده: علیرضا چاروسائی، عضو شورای فرهنگی ایراس؛


منابع:

• ماکسیمیلیان ولوشین در مسکو نوشته ز. داویدو و. کوپچنکو ۱۹۸۹
• پرتال کتابخانه شعر روسی
• پرتال ادبی ماکس والوشین
• وب سایت بیوگرافی نویسندگان سرشناس
• دانشنامه ویکی پدیا



پایان متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 36103