توصيه مطلب
۱
 
گنچاروف و ابلوموف گرايي
 

خالق ابلوموف را قاطع‌ترین نماینده ادبیات واقع‌گرایى روس مي دانند كه از موضعى بورژوا- دمکراتیک و روشنگرانه به خلق آثاری درخشان و اجتمایى- انتقادى پرداخت.
گنچاروف و ابلوموف گرايي
 
ايراس؛ ایوان الکساندرویچ گنچاروف(Ivan Aleksandrovic Goncarov) در ۱۸ ژوئن ۱۸۱۲ در سیبری به دنیا آمد. ادعا میشود که او از یک خانواده بازرگان مرفه برخاسته بود. کودکی نویسنده در خانه سنگی بزرگ گانچارفها واقع در مرکز شهر با ساختمانهای بیشمار سپری شد. گانچارف به یاد دوران کودکی و خانه پدریش، اتوبیوگرافی "در میهن" را نوشت. او هفت سال داشت که پدرش را از دست داد و پدرخواندهاش نیکلای نیکلایویچ ترگوبف نقش مهمی در شکلگیری شخصیت درونی و سرنوشت وی ایفا کرد. (۱)

این نویسنده قرن ۱۹ روسیه تزاری سالها کارمند ادارى در شهر پتروگراد بود و در وزارت بازرگانى به ترجمه مدارکى از انگلیسى، فرانسوی و آلمانى به زبان روس میپرداخت. وی بین سالهای ۱۸۵۵ و ۱۸۵۷ سفری به دور دنیا کرد. درباره گنچاروف نقل میشود که تنها حادثه غیرمعمولى زندگى اش، یک سفر دریایى با یک ناوگان جنگى روس به شرق ژاپن در سال ۱۸۵۹ بود. دراین رابطه او بعدها اولین رمان بحرى - دریایى ادبیات روس را نوشت. گنچاروف از سال ۱۸۶۳ حدود ۱۰ سالى همکار اداره سانسور تزارى شد، با وجود این در داستان "سیل گاه" از گروهی از افراد زحمتکش و سرکش سخن میگوید که زیر بار زور نمیروند. گنچاروف خالق سه رمان در سه دوره ۱۰ ساله شد. او با کمک یک مجموعه اثر ۳ جلدى به شرح جامعه روس در دهه هاى ۴۰-۶۰ قرن ۱۹ روسیه پرداخت. گنچاروف را میتوان افشاگر ادبى عقبافتادگى روسیه تزارى دانست. او سه رمان اصلى خود را شرح سه دوره: زندگى قدیمى، سال هاى رخوت و دوره بیداری می دانست. (۲)

منتقدان ادبی و خوانندگان رمان، «ابلوموف» را شاهکار بزرگ او میدانند. انتشار اين اثر سبب شد برای نخستین بار در روسیه واژه "ابلوموفیسم" رایج شود. گنچارف از طریق بیان سرنوشت قهرمان اصلی رمان جدیدش قصد داشت یک پدیده اجتماعی را نشان دهد. انتشار "آبلوموف" با موفقیت و شهرت فراوانی همراه بود و گنچارف را در زمرهی یکی از برجسته ترین نویسندگان روس قرار داد. بلینسکی در مقاله "اوبلومف گرایی چیست؟" این رمان را شاهکار گنچارف و نخستین شکایت از نظم اجتمایی حاکم روس دانست نامید. ولادیمیر ایلیچ لنین در سال ۱۹۲۲ در نطقی اظهار داشت: "روسیه سه انقلاب را از سر گذرانده است و هنوز ابلوموفها باقی هستند." منظور رهبر انقلاب اکتبر این بود که روحیه تنبلی و کرختی چنان با طبع و سرشت برخی از افراد، حتی افراد روشنفکر و فرهیخته، عجین شده است که انقلاب هم نتوانسته آن را ریشه کن کند.

«ایوان گنچاروف» را قاطعترین نماینده ادبیات واقعگرایى روس میدانند. او از موضعى بورژوا- دمکراتیک و روشنگرانه به خلق آثاری درخشان و اجتمایى- انتقادى پرداخت. آثار او اشارهاى هستند به مبارزه تجددخواهى با سنتگرایى. رمانهاى او را کوشش و سهمى انتقادى براى شناسایى جامعه روس آن زمان میدانند. در نظر منتقدین چپ، گنچاروف به دلیل تمایلات سنتگرایانه نتوانست موضعى انقلابى در ادبیات روشنگرانه خود بگیرد. ادبیات جامعه شناسانه او را قطب مخالف ادبیات مرسوم آن زمان یعنى ادبیات شاکى به شمار مىآورند. واقعگرایى و عملگرایى ادبى او بر اساس دیالوگهاى مفصل و شرح و توصیف دقیق قهرمان از موضعى روانشناسانه بود. (۳)

سالها گانچاروف یکى از آغازگران و خالق شخصیت هاى زنانه در ادبیات روس است. در رمان اوبلومف، اولگا، زنى است که میان دو مرد رقیب هم، قضاوت میکند. در رمان "پرتگاه" خواننده شاهد چند زن تیزهوش، زنده، زیبا و چندبعدى میشود. در آثار او در مبارزه مردان با همدیگر، معمولاً زنى به شکل نقش سوم پیروز میشود و زن ها داراى صفات مثبت تمام شخصیتهاى مرد در داستان میشوند. (۴)

پس از "ابلوموف" شروع به نگارش رمان جدیدی به نام "پرتگاه" کرد. مشغله شغلی مانع کار نوشتن میشد اما پس از بازنشستگی از اداره سانسور، گانچارف کار ادامه رمان را به طور جدی آغاز کرد. گانچارف روزی در باره این رمان گفت: "این کودک قلب من است" او بیست سال تمام برای این کار زحمت کشید و زمانی که به آخر کار نزدیک میشد دچار یک نوع بیتفاوتی شد و به نظرش رسید که دیگر توان به پایان رساندن این اثر عظیم را ندارد. اما به هر حال آن را به پايان مي رساند. "پرتگاه" آخرین اثر برجسته گنچارف است. پس از پایان این کار، زندگی او بسیار سخت شد، بیماری، تنهایی و در نهایت افسردگی روحی به سراغ نویسنده آمد. هر سه رمان گنچارف به توصیف دوران قبل از رفرم روسیه می پرداخت دورانی که نویسنده خوب میشناخت و درک میکرد، جریاناتی که در سال های بعد طبق پیشگویی شخصی نویسنده اتفاق افتادند او آنها را با تمام وجود حس میکرد، اما نه توان فیزیکی آن را داشت که سنگینی بار این آگاهی را تحمل کند و نه توان درک روحی آن. (۵)

از دیگر آثار وی "یک داستان معمولی"، "ناوگان دریایى"، مقالهاى درباره آثار گریبایدوف با عنوان "یک میلیون درد و رنج" و "نامههایى از یک سفر جهانى"، "قصه مشترک" و سفرنامهای به نام " کشتى پالاس" که شرح دیدار او از انگلستان، آفریقا و ژاپن است، هستند. « ایوان الکساندرویچ گنچاروف» نویسنده محبوب قرن نوزدهم روسیه و خالق رمان «ابولوف»در ۲۷ سپتامبر ۱۸۹۱ در زادگاهش آرام گرفت. (۶)


منابع:

۱. http://fa.wikipedia.org/wiki/

۲. http://forum.p۳۰world.com/showthread.php?t=۶۲۲۷۸۷

۳. http://mostafa-bayan.blogfa.com/page/ivanaleksanerovichgencharof

۴. پيشين

۵. http://fa.wikipedia.org/wiki/

۶. پيشين



انتهاي متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 36517