توصيه مطلب
۳
 
ولادمیر استانیفسکی:
بزرگ‌ترین دشمن بازیگر، خود اوست
 

در حاشیه سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر گروه نمایشی «آو» به عنوان میزبان گروه «گاردجنیدزه» با همکاری دبیرخانه جشنواره، سمیناری یک روزه را به عنوان "تئاتر استانیفسکی" با حضور "ولاديمیر استانیفسکی" در کنار اساتیدی چون دکتر "فریندخت زاهدی" و "منصور ابراهیمی" برگزار کرد.
بزرگ‌ترین دشمن بازیگر، خود اوست
 

ايراس؛  استانیفسکی که اجراهای مختلفی را در سطح جهان داشته، کارگردان هنری «تئاتر گارجنیدزه» کشور لهستان است. گروه تئاتر گارجنیدزه به دعوت «گروه نمایشی آو» به ایران آمده اند و علاوه بر تهران در یکی دیگر از شهرهای ایران هم اجرا خواهد داشت.

این گروه نمایش «پتیان اوراتوریو» را در تالار وحدت تهران به صحنه برده است. در این اجرا که تجربهای متفاوت بود، تعدادی از هنرمندان ایرانی نيز استانیفسکی را همراهی میکردند.

استانیفسکی بیش از ۳۵ سال است که کارگردانی هنری تئاتر گارجنیدزه را به عهده دارد. او در سال ۱۹۷۰ به دعوت "یژی گروتفسکی" کارگردان و محقق سرشناس تئاتر به عضویت «مرکز تجربی تئاتر» در آمد تا در برنامه های پارا تئاتری گروه شرکت کند. او همکاری بسیار نزدیکی با "گروتفسکی" داشت و در پروژههای مختلفی دستیار این کارگردان سرشناس جهان بود. او و "تادئوش کانتور" بعدها راه خود را از گروتفسکی جدا کردند و هر کدام به صورت مستقل تئاتر تجربی خود را پایه گذاری کردند.

گروتفسکی کارگردان لهستانی خالق تئاتر آزمایشگاهی بود. او تاثیر زیادی بر تئاتر جهان گذاشت و مکتب «تئاتر بی چیز» را به دنیا عرضه کرد. گروتفسکی پیش از انقلاب به همراه گروهش به ایران آمد و به اجرای نمایش پرداخت.

"لودیک فلاژن" مدیر ادبی آزمایشگاه تئاتر گروتفسکی در مورد استانیفسکی نوشت: "در بین همکاران آزمایشگاه تئاتر، استانیفسکی با وجود سن کمی که داشت اکثر تجارب مهم را اداره میکرد، پیشرفت او از همه ما بیشتر بود و هم اکنون کارش در قالب گروه گارجنیدزه سبب شده است این گروه بیش از حد مورد تحسین قرار گیرد."

پیش از این نیز گروه نمایشی «آو» به سرپرستی و کارگردانی "بابک مهری" اثر «گیل گمش» را در «جشنواره تئاتر شگفت انگیز گارجنیدزه» اجرا کرده بود و حالا حامی مالی و معنوی اجرای گروه گارجنیدزه درجشنواره سی و دوم تئاتر فجر است. دعوت از این گروه و زمینه سازی برای اجرای تئاتر پتیان اوراتوریو با همکاری دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر و اداره کل هنرهای نمایشی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صورت گرفته است.

"هالینا فیلیپوویچ" در کتاب «Hidden Territories» که از سوی "آلیسون هاج" گردآوری شده در مورد ویژگی های کار گروه تئاترگارجنیدزه مینویسد: "کار گارجنیدزه صرفا زندگی آدمها را دگرگون نمی كند، بلکه خاطرات باقیمانده این تجربه زیباست که برخی را بر آن می دارد تا قابلیت های ذهنی و ادراک خود را که قبلا مسکوت مانده بود، گسترش دهند."

در ابتدای این سمینار "دکتر زاهدی" مدرس تئاتر با بیان اینکه شروع کار استانیفسکی همزمان با حکومت کمونیستی لهستان بوده است، تشریح کرد: "استانیفسکی در ابتدا با برنامه تئاتر آزمایشگاهی "یژی گروتفسکی" همکاری می کرد، اما حدود سال ۱۹۷۷ از او جدا شد و انجمن تئاتری گاردجنیدزه را تشکیل داد. این گروه در روستای گاردجنیدزه، با هدف خلق شیوه ای از تئاتر، از دل ویرانه ها و میراث فراموش شده مردم بومی لهستان، شروع به فعالیت کرد و شکلی از تئاتر آوازی را با تاثیر از پدیده های طبیعی و الهام هایی از مردم بومی به وجود آورد. آن ها طی یک کار تحقیقاتی در مدت ۲۰ سال، با سفر به روستاهای دوردست لهستان، با نوازندگان محلی ملاقات کرده و با کسب اطلاعات از روستايیان، صحنه هایی را اجرا می کردند."

در ادامه "منصور براهیمی" با بیان اینکه از طریق ترجمه با آثار استانیفسکی آشنا شده، اظهار کرد: "آشنایی با این گروه برای من بسیار هیجان انگیز بود. آن ها صداهایی را که قرن ها در لایه های تاریخی پنهان بود دوباره زنده کردند. مهم ترین مساله در کار استانیفسکی نحوه دراماتورژی اوست که توجه به این موضوع برای ما بسیار راهگشا خواهد بود. مساله دیگر پیوند گروه با روح مکان است و همت آن ها برای دستیابی به موسیقی افلاک در عرفان ما سابقه داشته است."


اینجا ایران یکی از قدیمی ترین تمدن هاست 

ولادیمیر استانیفسکی نیز با اظهار خرسندی از حضور در کشوری که یکی از قدیمی ترین تمدن های جهانی است، خاطرنشان کرد: "وقتی کارشناسان برنامه راجع به من، به عنوان یک مهمان صحبت می کنند، احساس افتخار می کنم، به این دلیل که ایران شاعران بزرگی مانند حافظ، سعدی و مولانا دارد و شعر ایرانی از اعماق وجود و روح انسان نشات گرفته است."

وی در ادامه گفت: "دلم می خواهد خانه ام را عوض کنم و از لهستان به ایران مهاجرت کنم. وقتی در مورد ارتباط میان شعر ایرانی و کارهای من صحبت می شود، به این موضوع فکر می کنم که خانه من کجاست؟ خانه دیگران کجاست؟ ما در تمام عمر به دنبال خانه روح خود می گردیم و روح به دنبال جایی می گردد که در آن قرار گیرد." 


"میتروویچ" از حافظ و مولانا الهام گرفته است

این کارگردان بزرگ لهستانی در ادامه با اشاره بر سخنان دکتر زاهدی مبنی بر اولین کار وی -شب نیاکان- افزود: "این کار در۱۹۷۰ بر اساس اشعار "ميتروویچ" با رویکرد آئینی و سنتی ساخته شد، این شاعر لهستانی که در اواسط قرن نوزده می زیست، اشعار خود را براساس مشاهدات از زندگی مردم بیان می کرد، به منظور ساختن ادبیات جدید و به وجود آوردن چشم اندازي نو برای بشریت. مردم وی و همکارانش را احمق می پنداشتند، در حالی که امروزه بحث راجع به این افراد به شدت جریان دارد، افرادی که اعتقاد دارند آگاهی و دانش فقط در سر نیست بلکه در قلب هر انسانی نیز موج می زند." 


کلام شما سنگ را آب می کند 

استانیفسکی افزود: "وقتی در ۱۹۷۰ این ماموریت خطرناک را شروع کردیم همان چشم اندازي را داشتیم که تئاتر های رمانتیک لهستان داشتند، اما حالا می گویم که این چشم انداز را از شعرا و فلاسفه ایرانی داریم، در حالی که آن زمان این شناخت را نداشتیم. این همان شناخت درونی است و با اشاره بر توضیحات دکتر براهیمی در مورد احیاي صداهای پیشینیان باید گفت کلام شما سنگ را آب می کند."

وی در پاسخ به پرسش یکی از حضار مبنی بر اینکه، با توجه به اجراهای گروه در فضای غیرشهری و یکی شدن با روح طبیعت، چگونه می توان آن حس را در تالار وحدت ارائه داد، تشریح کرد: "بین چیزی که در رویای ماست و آنچه انجام می دهیم، همیشه تفاوتی وجود دارد. روح مکان، دقیقا همان چیزی است که در رویا می بینیم. اجرا در روستا فریاد زدن ذهنیات ماست، اما اجرا در تالار در واقع ادای دین به کار است. این ادای دین گاهی حس خوب و گاهی حس بد دارد، اما اگر با تمام وجود این کار را انجام دهیم، این فرصت را داریم که ترجمانی از همان احساس فریاد زدن رویاها را ارائه کنیم."

وی در مورد نحوه انتخاب متن آثار، با اشاره به اینکه معمولا روی متن های دراماتیک کار نمی کنند، افزود: "سعی می کنم با نزدیک شدن به طبیعت، تجربه های گوناگونی کسب کنم. وقتی با متنی مانند شعر به یک روستا می رویم و برای روستايیان آن را با آواز می خوانیم و حرکات بدنی نشان می دهیم، بلافاصله از مردم روستایی جواب می گیریم. از عکس العمل آن ها حس تازه ای دریافت می کنیم و قسمت بعدی کار را پیش می بریم." 


بزرگترین دشمن بازیگر، خود اوست 

استانیفسکی در خصوص انتخاب بازیگرانش نیز خاطرنشان کرد: "ما در ابتدا نمی دانیم چه طور با هم کنار می آییم و باید فرآیندی طی شود تا به نتیجه برسیم. من یک مدرسه با دوره آموزشی دو ساله دارم که بازیگران در آن تربیت می شوند، اما هیچ گاه به کسی نمی گویم که کار را رها کند، بلکه آنقدر تمرین و کارهای سخت برای آن ها دارم که اگر کسی کشش نداشته باشد، خودش مدرسه را ترک می کند. انتخاب من فقط براساس استعداد نیست، بلکه بر اساس شخصیت و خصوصیات انسانی افراد است."
 

تهیه و تنظیم: محمدرضا ژاله محرابی، عضو شورای فرهنگی ایراس؛


پایان متن/

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 33565