۱
توصيه مطلب
۱
 
گره اختلافات ایران و آذربایجان و دورنما
 

گره اختلافات ایران و آذربایجان و دورنما
 

ايراس: در تشدید اوضاع کنونی در روابط ايران و جمهوري آذربايجان نه تنها رفتار بیثبات ایران، بلکه نقش محرک جمهوري آذربایجان نیز به خوبی قابل مشاهده است. در مورد خريد گستردهی تجهیزات نظامی این جمهوری کوچک حاشیهی دریای خزر در ماههای اخیر بسیار سخن گفته شده واحتمال نمیرود که این تحولات تنها ابتکار شخصی باکو باشد. 

سئوال اين جاست كه چرا جنگ نظامی احتمالی بین ایران و جمهوري آذربایجان با الگوی عمومی بازسازی خاورمیانه و آسیای مرکزی که بازیگران فعال آن آمریکا و متحدانش میباشند همخوانی زیادی دارد. در پاسخ بايد تصريح كرد كه دورنمای حمله مستقیم نظامی به ایران از سوي آمریکا و اسراییل يا اسراییل و ناتو و نیز دولتهای غربی اگر هم وجود داشته باشد، در آینده نزدیک حادث نخواهد شد. تصور میشود که در مرحله کنونی موثرترین اهرم فشار به جمهوری اسلامی ایران کشاندن این کشور به جنگ نظامی منطقهای همچون جنگ با عراق باشد. 

چنین جنگی با همراهی رسانههای جمعی دنیا و لابی منافع آذربایجان در سازمان ملل متحد و سازمانهای مشابه میتواند یک اهرم جدی فشار بر ایران باشد و نسبت به تحریمهای اقتصادی نتیجهی به مراتب بزرگتری را به همراه داشته باشد، چرا که هر جنگی سبب مصرف منابع زیادی میشود. از میان همه کشورهای همسایه ایران، جمهوري آذربایجان برای حل چنین مسالهای ایدهالتر به نظر میرسد. 

حل مناقشه طولانی مدت سوریه همه مجامع بینالمللی و دولتهای بزرگ را به خود مشغول ساخته و در اين شرايط، گره اختلافات ایران و جمهوري آذربایجان توجه مجامع بینالمللی مربوطه را به خود جلب نميكند و بايد توجه داشت اگر مذاکرات بینالمللی به بن بست برسد میتواند با اثار غیرمنتظرهای همراه باشد. جنگ نظامی احتمالی بین ایران و آذربایجان موجب پارهای از مناقشات میان این دو همسایه خواهد شد. 

به عنوان مثال جمهوری آذربایجان با دریافت کمک پنهانی از نیروهای نظامی امریکا و ناتو این امکان را به آنها خواهد داد که در حل مساله تقسیم اراضی حاشیهی دریای خزر به باكو كمك كنند. حضور نظامی امریکا و اسراییل در جمهوري آذربایجان بر کسی پوشیده نیست. شرایط جنگ امکان اسقرار دائمی آنها و نیز کنترل فضای داخلی دریای خزرو یا حداقل بخش حنوبی آن را فراهم می کند.
 
اين مسئله موضوعي است که بيش از هر چيز به ایران ضربه وارد خواهد کرد، چرا که توسط دشمنان خود محاصره شده و در چنین شرایطی ائتلاف ایران با ترکمنستانِ بیطرف مشكلي را حل نخواهد كرد. اگر مرزهای ایران- افغانستان و ایران- عراق را جبهه اول به شمار آوریم، جبهه دوم در دریای خزر نیز ساخته خواهد شد. در اين ميان تلاشهای جمهوری اسلامی جهت جلوگیری از به وقوع پیوستن جنگ با آمریکا مؤثر نخواهد افتاد. 

گسترش چنین شرایطی به صورت مستقیم به منافع روسیه صدمه خواهد زد، چرا که هم روسیه را از مسیر حمل و نقل «شمال-جنوب» جدا کرده و هم مسالهای همچون حضور نظامی رقیب را در حیاط خلوت خود (دریای خزر) برای آن مطرح میکند. با اين ملاحظه از روسیه انتظار میرود که در این مناقشه که هنوز حالت نظامی به خود نگرفته دخالت سیاسی- دیپلماتیکی داشته باشد. روسیه دارای اهرمهای فشاری هم بر تهران و هم بر باکو است که میتواند برای برطرف کردن اختلاف به وجود آمده و نیز تقویت نقش خود در این منطقه که بدون شک برای امنیت جنوب روسیه بسیار حائز اهمیت است از آنها استفاده کند.
 

نويسنده: الکساندر الکسویچ کنیازوف، هماهنگکننده برنامههای محلی مرکز پژوهشهای آسیای مركزي و قفقاز در آكادمي علوم روسيه و استاد دانشکده شرقشناسی منطقه اورال و ولگا 

منبع:
نيزاويسيمايا گازييتا 

مترجم: سليمه بابااحمدي

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 24556
۱۳۹۱-۰۴-۰۸ ۲۲:۱۶:۴۱
باکو یک بیست و پنجم ایران است که قبلا هم گوشه ای از ایران بوده است و ... جرات درگیری نظامی با ایران را ندارد و گرنه از نو با روسیه و گرجستان همسایه می شویم که خوشایند ماست ... (992)