توصيه مطلب
۵
 
"دستاوردهاي سومین نشست شورای کشورهای ترک‌زبان"
گفت‌وگو با سيدرضا ميرمحمدي
 

ايراس: سومین نشست شورای کشورهای ترک‌زبان با حضور رؤسای‌جمهور قزاقستان، قرقیزستان، آذربایجان و ترکیه روز جمعه (۲۵ مرداد) با امضای بیانیه مشترک پایان یافت. اجلاس اول این شورا در سال 2011 در آلماتی قزاقستان و اجلاس دوم سال 2012 در بیشکک برگزار شده است. منابع رسمی دعوت به توسعه همکاری‌های مشترک کشورهای ترک‌زبان و تأمین روابط این شورا با سازمان‌های بین‌المللی را بخشی از سیاست‌خارجی و منطقه‌ای این اتحادیه عنوان می‌کنند. بیانیه نشست اخير نيز از تأیید مقام ناظر شورای کشورهای ترک‌زبان در سازمان همکاری‌های اقتصادی توسط دبیرخانه سازمان همکاری اسلامی استقبال شده و به دفتر شورای کشورهای ترک‌زبان دستور داده شده که مطابق با این تصمیم شرکت هیئت‌های رسمی در جلسات و نشست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی این سازمان را تأمین کند. در اين حال با در نظر داشت نشست اخير سران كشورهاي ترك زبان در قبله براي بررسي عملكرد اين سازمان و نوع همكاري‌ها و نقش تركيه در آن گفتگويي با سيدرضا ميرمحمدي، كارشناس مسائل اوراسيا داشته‌ايم كه در ادامه از نظر مي‌گذرانيد.
"دستاوردهاي سومین نشست شورای کشورهای ترک‌زبان"
 

 در بیانیه اخير نشست قبله و در پایان سومین اجلاس همکاریهای کشورهای ترک زبان، تمدید مدت فعالیت دبیر شورا، توسط هر چهار رئیسجمهور به امضا رسید و موضوع قرهباغ به عنوان یکی از اساسیترین بندهای بیانیه مشترک سومین اجلاس کشورهای عضو مطرح و بر لزوم حل هرچه سریعتر مسأله مناقشه قرهباغ به شکلی عادلانه تاکید شده است. در اين حال از نگاه شما مهمترين دستاورهاي اجلاس قبله چه بود؟
اين سومين اجلاس شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان بود كه در شهر قبله آذربايجان در شمال اين كشور برگزار شد. در اين اجلاس سران چهار كشور قرقيزستان، قزاقستان، آذربايجان و تركيه حضور داشتند. درباره نتايج و دستاوردهاي اين اجلاس بايد گفت با توجه به اخبار و گزارشهايي كه منتشر شده است در اجلاس سران تنها به صدور يك بيانيه اكتفا شده است و سران چهار كشور بيانيهاي صادر كردهاند كه به موضوعات و محورهايي از جمله تاكيد بر همكاريهاي اقتصادي، تجاري و ترانزيتي بين كشورهاي عضو تاكيد دارد اين بيانيه ناظر بر همكاريهاي تجاري و ترانزيتي است، اما در كنار آن هم برخي از موضوعات منطقهاي از جمله موضوع قرهباغ و تاكيد برحل اين مناقشه از راههاي مسالتآميز مورد توجه قرار گرفته است. همچنين پيگيري و تاكيد بر كار دبيرخانه اين شورا كه در استانبول تركيه قرار دارد، مورد توجه بوده و بنا شده است دبير اين شورا كه فردي از كشور تركيه به نام خليل آكينجي است به مسئوليت خود ادامه دهد. جدا از اين در بيانيه نشست سوم بايد از سندهاي جداگانهاي كه حاكي از توافق اين كشور بر سر موضوعها و محورهاي مشخصي باشد و به عنوان سند همكاري مستقل در نظر گرفته شده، ياد كنيم. اين شورا در شكل جديد خود يعني شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان از سال ۲۰۱۱ شروع به كار كرده است. اولين اجلاس در آستانه قزاقستان و دومين اجلاس در بيشكك در سال ۲۰۱۲ انجام شد. و اين در واقع شورايي از دل اجلاس سران كشوهاي ترك زباني است كه معمولا با هدايت و مديريت تركيه برگزار ميگردد. ولي اين سازمان شكل و قالب جديدي به خود گرفته است و در ظاهر به دنبال اين است كه در قالب سازمان و تشكلي رسمي همكاري خود را ادامه دهد. جدا از اين، نكتهاي در اين بيانيه قابل ذكر است و آن اينكه در بيانيه تاكيد شده است كه دبير خانه اين شورا تلاشهاي خود را در راستاي همكاري با مجامع و سازمانهاي بينالمللي تقويت كند و شورا با سازمانهاي بينالمللي، همكاريهاي جدي در پيش گيرد.

شورای همكاری كشورهاي ترك زبان اولین نهاد سیاسی ـ اقتصادی است كه با ماهیت سازمان منطقهای در سطح كشورهای ترك زبان فعالیت خود را شروع كرده و كشورهای تركیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و قرقیزستان موسسان این شورا هستند. در اين حال تا چه ميزاني شورای همکاری كشورهاي ترك زبان نفوذ ترکیه را در بین کشورهای ترک زبان افزایش داده است و اهداف تركيه از حضور و توجه به شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان چيست؟
تركيه بعد از فروپاشي شوروي در دهه نود به فاصله اندكي بعد از سال ۱۹۹۰ ميلادي شروع به جمع كردن سران كشورهاي منطقه در قالب نشستهاي مختلف كرد. اولين نشست رهبران كشورهاي ترك زبان كه در آن موقع حالت سازمان و تشكلي پيدا نكرده بود، در سال ۱۹۹۲ در تركيه شروع شد. در سالهاي بعد حدود ده نشست توسط رهبران اين كشورها برگزار گرديد كه عمدتا توسط تركيه برگزار شد. هدف تركيه در اين رويكرد بعد ار فروپاشي شوروي جهات مختلفي دارد. بعد از سقوط شوروي منطقه آسيايمركزي و قفقاز، كه از رهبري و تابعيت روسي جدا شد، منطقه جغرافيايي بكري بود و تركيه تلاش كرد با استفاده از عنصر زبان و قوميت تركي كه وجه مشترك تركيه با برخي از كشورهاي آسيايمركزي و قفقاز بود بهره برد و با اين مولفه حضور و نفوذ خود را در كشوهاي ترك زبان آسيايمركزي و قفقاز تقويت كند. در چارچوب اين حضور و نفوذ تلاش تركيه مايل بر فعاليتهاي تجاري و اقتصادي قرار گرفت. با توجه به اينكه تركيه فاقد منابع انرژي فسيلي است و برخي از كشورهاي اين حوزه و منطقه آسيايمركزي هم داراي چنين انرژيهايي هستند، تركيه تلاش كرد منافع تجاري و اقتصادي خود را دنبال كند. هدف ديگر تركيه آن است كه با تاكيد بر عنصر مشترك قومي و زباني نوعي رهبري منطقهاي ايجاد كند و در راس يك بلوكي قرار گيرد كه بتواند نقش مهم و برادر بزرگ اين مجموعه را داشته باشد و در قالب اين هدف اهداف منطقهاي و بينالمللي خود را دنبال كند. اگر كشورهاي منطقه از رويكرد تركيه تبعيت كنند براي تركيه دستاورد بزرگي است و اين هدف هم با چارچوب و موانعي روبرو است.

هر چند برخی از کشورهای عضو این اتحادیه، از قدرتمندتر شدن شورای همکاری کشورهای ترک زبان در آینده سخن گفتهاند، اما نتوانستهاند همه کشورهای ترک زبان این منطقه از جمله ازبكستان و تركمنستان را به دور خود جمع کنند. در اين حال نقاط ضعف شورای همکاری كشورهاي ترك زبان چيست؟
اين شورا در درون خود از كاستيها و ضعفهايي برخودار است كه ميتوان به چند نكته توجه كرد. به نظر من نخستين نقطه عطف اين شورا جهتگيريهاي ترك گرايانه آن است. اين رويكرد و جهتگيري مبتني بر مسائل قومي است. كساني كه پيگير مسائل منطقه هستند ميدانند كه يكي از چالشها و مشكلات عمده منطقه، چالشهاي قومي و نژادي است. در اين حال تاكيد اين شورا بر ترك بودن اعضا از نقاط ضعف است كه ميتواند هم كارآمدي شورا را پايين آورد هم باعث بروز چالشها و تنشهايي در منطقه گردد. ضعف ديگر اين شورا آن است كه كشورهاي ديگر منطقه كه داراي اقليت يا قومي تركزبان يا آذري زبان هستند به اين رويكرد قوم گرايانه شورا حساسيت دارند. از جمله اين كشورها، منطقه قفقاز شمالي روسيه است كه داراي جمعيتي تركزبان است. در جمهوري اسلامي ايران هم بخشي از جمعيت آن آذري زبان است در برخي از كشورهاي ديگر نيز مانند افغانستان نيز اقوام ترك زبان حضور دارند. يعني اين جهتگيري كشورهاي ترك زبان موجب حمايت ديگر كشورهاي ترك زبان منطقه ميگردد. 

ضعف ديگر اين شورا آن است كه از نظر جغرافيايي تركيب واحدي نيست. از چهار كشور داخل در اين شورا دو كشور در منطقه آسيايمركزي و در شرق درياي خزر قرار دارند و دو كشور ديگر هم تركيه در آسيايصغير و آناتولي و آذربايجان در قفقاز است. اين چهار كشور پيوستيهاي جغرافياي ندارند. البته اگر درياي خزر را حائل اين منطقه قفقاز و آسيايمركزي در نظر بگيريم از نظر پيوست جغرافيايي اين شورا باز هم نقص دارد. ضعف ديگر اين شورا در تركيب و قالب خود كشورهاي ترك زبان است يعني در قالب كشورهاي ترك زبان هم برخي از كشورها نگاه مثبتي به اين مجموعه ندارند و در سطح سران به تشكل شوراي همكاري ترك زبان نپيوستهاند.

در دومين نشست شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان در قرقيزستان، چهار كشور ترك نشين (آذربايجان، قزاقستان، قرقيزستان و تركيه) در خصوص پرچم مشترك شوراي همكاري كشورهاي ترك، تاسيس آكادمي مشترك ترك و ايجاد سازمان مشترك ميراث فرهنگي و تاريخي ترك نيز به توافق رسيدند. در اين حال آيا اين سازمان توانسته مانند سازمان شانگهاي در اوراسيا حركت كند ؟
مواردي چون پرچم مشترك شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان، تاسيس آكادمي مشترك ترك، ايجاد سازمان مشترك ميراث فرهنگي و تاريخي ترك در واقع در ميدان عمل خيلي قابل تحقق نيست. به هر حال استقلال اين كشورها به ويژه كشورهاي آسيا مركزي و قفقاز هر يك در مسير حيات و استقلال خود اهميت ويژهاي دارد و به هيچ وجه در شرايطي گام برنميدارند كه استقلال آنها كم رنگ گردد و تركيه را به عنوان آقا بالا سر خود ببينند. لذا در اين قالب هم همكاريهايي را دارند. سازمان همكاريهاي شانگهاي تفاوتهاي مختلفي با اين مجموعه دارد. يعني هم از نظر گستره جغرافياي و جمعيتي سازمان شانگهاي وسعت و دامنه بيشتري دارد و هم كشورهايي قدرتمندي نظير روسيه و چين، كه از اعضاي محوري سازمان شانگهاي هستند، خود در معادلات منطقهاي و جهاني نقش عمدهاي دارند. چنانچه هر دو كشور عضو شوراي امنيت و داراي حقو وتو هستند. حضور اين دو کشور به سازمان شانگهاي وزنه و قدرت بيشتري ميدهد. در حالي كه در شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان كشورهايي با اين درجه از قدرت حضور ندارند. ضمن اينكه در چارچوب شانگهاي كشورهايي حضور دارند كه در شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان هم حاضر هستند. يعني عضويت مشترك برخي از كشورها در هر دو نهاد شواي همكاري كشورهاي ترك زبان و شانگهاي مورد بحث است. قزاقستان و قرقيزستان هم در سازمان شانگهاي و هم در شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان هستند. لذا به نظر من اين دو سازمان از نظر ظرفيت توانمندي و پتانسيل و نقش و تاثير آنها در منطقه و معادلات بينالمللي چندان قابل مقايسه نيست و سازمان شانگهاي به مراتب قدرتمندتر است.

نگاه ايران، چين و روسیه به تلاشهای ترکیه و شورای همکاری كشورهاي ترك زبان چيست؟
همانگونه كه بحث شد جمهوري اسلامي ايران به عنوان كشور بزرگ منطقهاي با رويكردها و جهتگيري مهمي كه در عرصههاي منطقهاي دارد نميتواند نگاه خيلي مثبتي به شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان داشته باشد. چرا كه اين شورا رويكرد و جهتگيريهاي قومگرايانه دارد و جمهوري اسلامي ايران نيز در سياستخارجي خود نميتواند تمايلي به چنين سازماني داشته باشد. البته اگر شوراي همكاري كشورهاي ترك زبان بتواند در راستاي هم گراييها و همكاريهاي تجاري اقتصادي در منطقه فعال باشد، از اين زاويه ايران ميتواند همكاريهايي با اين شورا داشته باشد. چرا كه ايران با آنان همسايه است. اما اگر رويكردهاي قوم گرايانه اين شورا پررنگ گردد اين شورا در همكاري خود با كشورهايي مانند ايران چين و روسيه با چالش روبرو خواهد بود. همچنين چين و روسيه نيز تمايل ندارند كه يك سازمان و تشكل با محوريت قوم گرايانه در منطقه فعاليت جديد داشته باشد. لذا هر سه كشور ايران، چين و روسيه نظر مثبتي به اين شورا ندارند. البته اگر شوراي همكاري ترك زبانان به ابعاد اقتصادي و تجاري توجه كند ميتواند با اين كشورها همكاري خوبي داشته باشد.

احمد داوود اوغلو، وزیر امور خارجه جمهوری ترکیه نیز در این اجلاس پس از ابراز امیدواری برای موفقیت اجلاس همکاریهای دول ترک زبان به اهمیت و سطح بالای این نشست اشاره کرد و افزایش و تحکیم همکاریهای منطقهای مشترک را ضروری دانست. در اين بين چشمانداز فعالیتهای اعضا همکاریهای کشورهای عضو در زمینههای مختلف چگونه خواهد بود؟
آينده و نقش اين سازمان در منطقه به اين امر بستگي دارد كه رويكرد و جهتگيري آن در چه زمينههاي پر رنگ باشد و شوراي همكاري ترك زبان اگر تاكيد بر قوم گرايي كند خيلی نميتواند موفقيتي را در پيش رو داشته باشد. چرا كه كشورهاي بزرگ ديگر در منطقه با آن مخالف هستند. اما اگر تمركز و توجه اين تشكل بر همكاريهاي اقتصادي و سياسي باشد و در اين راستا حركت كند. ممكن است موفقيتهايي داشته باشد. 

با سپاس از آقاي سيد رضا ميرمحمدي كه وقت خود را در اختيار موسسه ايراس قرار دادند.

تنظيم:
فرزاد رمضاني بونش

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 30062