موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://iras.ir/ Thu, 28 May 2020 23:07:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://iras.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Thu, 28 May 2020 23:07:32 GMT 60 کارگاه هویت روسیه امروز http://iras.ir/vdcfexdm.w6de1agiiw.html ایراس؛ مفهوم هویت از مفاهیم بسیار مهمی است که در دنیای متغیر امروز و با رواج نظریه جهانی شدن جایگاه ویژه‌ای کسب کرده است. هویت به عنوان مجموعه عوامل بنيادين فرهنگي است، که در کنار هم سبب مي گردند، يک جامعه از جوامع ديگر باز شناخته شود و اجزاء متفرق آن جامعه را چون يك پيكر واحد به سوي اهداف جمعي حركت مي دهد. در گذشته وضعيت جوامع به گونه اي بوده که تنها قوميت و فرهنگ ناشي از آن مبناي هويتي جوامع را تشکيل مي‌داد اما در دنیای امروز عوامل و مولفه های دیگری نیز در شکل گیری این مفهوم نقش دارند. هویت روسی در طول تاریخ پرفراز و نشیب خویش دستخوش تحولات گوناگونی شده است. حمله مغولان، کلیسای ارتودکس، عصر نوسازی، وقوع جنگها، انقلاب، استقرار نظام سوسیالیتی و ۷۰ سال حیات در سایه حزب کمونیست و پس از آن فروپاشی شوروی، بدون شک بر جریان هویت در روسیه تاثیر فراوان داشته است و آنچه که به عنوان هویت روسیه امروز مطرح می شود بسیار حائز اهمیت است. بدین منظورموسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در راستای ارتقای بنیه علمی پژوهشگران و کارشناسان حوزه اوراسیا، اقدام به برگزاری کارگاه آموزشی با عنوان «هویت روسیه امروز» با مشارکت بنیاد گورچاکوف روسیه و کمیسیون ملی یونسکو در ایران نموده است. این کارگاه روز پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳ از ساعت ۹ الی ۱۸ در محل موسسه ایراس برگزار و در پایان به شرکت کنندگان ، مدرک بین‌المللی اعطا خواهد شد. با توجه به ظرفیت محدود، لذا شرکت کنندگان تنها با ثبت نام اجازه شرکت درکارگاه را خواهند داشت. بدین منظور خواهشمند است علاقمندان جهت ثبت نام تا پایان وقت اداری روز سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۳ با تلفن‌های ۸۸۷۷۰۵۸۶-۸۸۷۹۲۴۹۶ تماس حاصل بفرمایند.پایان متن/ ]]> روسيه Sat, 08 Nov 2014 08:12:39 GMT http://iras.ir/vdcfexdm.w6de1agiiw.html ظرفیت و موانع شکل گیری محور مسکو-تهران http://iras.ir/vdcep78x.jh8foi9bbj.html ایراس؛ «ظرفیت و موانع شکل گیری محور مسکو-تهران در جهان در حال تغییر: طرح هایی در آسیای مرکزی، خزر و قفقاز» عنوان میزگرد تحلیلی بود که توسط بنیاد الکساندر کنیازف و با مشارکت آژانس خبری REGNUM در آکتائو قزاقستان برگزار شد. در این میزگرد کارشناسانی از کشورهای مختلف حضور داشتند. دکتر ماندانا تیشه یار، قائم مقام موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، ولادیمیر پلاستون، استاد دانشگاه دولتی نووسیبیرسک، الکساندر کنیازف، کارشناس مسائل آسیای مرکزی و خاورمیانه، فابریسی ویلمینی، پژوهشگر برنامه "اوراسیای" انستیتوی تحقیقات عالی استراتژیک ایتالیا، الکساندر کالیسنیکوف، نماینده انستیتوی روسی مطالعات استراتژیک در ترکیه، کنستانتین سیراژکین، پژوهشگر ارشد انستیتوی قزاقی مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری قزاقستان، رفیق سیفولین، کارشناس و رئیس سابق انستیتوی مطالعات بین الملل و استراتژیک نهاد ریاست جمهوری ازبکستان، ایگور پانکراتنکو، سردبیر مجله "ایران معاصر"، میخائیل پاک، سردبیر تحریریه تحلیلی آژانس خبری REGNUM، آندرانیک دیرینیکیان، نماینده انجمن همکاری های مرزی. آنچه که در ادامه از نظر می گذرد نتایج مجموع نظرات کارشناسان می باشد که البته ممکن است با نظر شخصی هر کارشناس مطابقت کامل نداشته باشد. شرکت کنندگان در این میزگرد به جهانی نبودن ویژگی "ژئومتریک" رهیافت ژئوپلیتیک- سیاسی شامل شکل گیری "محور"، "مثلث" و یا ... در طرح ها تاکید داشتند. در هر شرایطی بیش از هر چیز باید ماهیت طرح مورد نظر و نه نشانه های غیر رسمی آن تحلیل شوند. محور روسیه-ایران به عنوان بردار روابط دو کشور از گذشته تاکنون وجود داشته است و وجود خواهد داشت و بررسی چشم انداز های این "محور" باید از منظر کیفیت روابط و امکان به کارگیری آن در سطح مشارکت استراتژیک و شکل گیری اتحاد چندجانبه با قابلیت های بسیار موثر محقق شود. صلاحیت تدوین پرسش در خصوص پیش شرط های سیاسی و اقتصادی به منظور شکل گیری مشارکت استراتژیک بین مسکو و تهران از سوی شرکت کنندگان میزگرد کاملا مشهود بود. علی رغم تناقض در روابط تاریخی روسیه و ایران، در دهه گذشته در هر دو کشور نیروهای سیاسی وجود داشته که به نزدیکی روابط تمایل بسیار دارند. تبدیل شدن به قدرت منطقه ای با داشتن مرز مشترک در منطقه ی بسیار مهم ژئواستراتژیک خزر، داشتن مواضع یکسان در مسائل حاکمیتی، عدم مداخله در امور داخلی و تلاش در جهت مخالفت با منازعات در خاور نزدیک، خاورمیانه ، آسیای مرکزی و قفقاز از جمله مواردی هستند که مسکو و تهران را ملزم به همکاری های تنگاتنگ سیاسی می کنند. دو کشور با هماهنگی استراتژی منطقه ای خود می توانند نه تنها نقش مهم، بلکه نقش بسیار اساسی در شکل گیری نظم نوین و ساختارهای اجرایی مرتبط در بسیاری از مسائل حاشیه ای سیاست منطقه ای بازی کنند. از جمله در خزر امکان حل جدی مسائل در چارچوب "گروه پنجگانه خزر" و توقف گمانه زنی ها پیرامون موضوعات نفت و گاز و خطوط انتقال آن در منطقه و همچنین خاتمه بحث تشدید حضور نظامی بازیگران فرامنطقه ای در خزر محقق می شود. مسکو و تهران حتی در سطح مسائل جاری، با به کارگیری اقدامات مشترک در سیاست خارجی در چارچوب مشارکت استراتزیک می توانند حداقل مسائلی که اهمیت کلیدی برای امنیت خاور نزدیک و خاورمیانه دارد (که در ادامه ذکر می شود) را حل کنند: - محور مسکو-تهران کاملا قادر است تا مبتکر یک طرح نو ین منطقه ای با عنوان "بازسازی" افغانستان باشد که طی آن علاوه بر ایران و روسیه، چین و بدون شک هند به عنوان بزرگترین سرمایه گذاران در اقتصاد افغانستان نیز می توانند به عنوان شریک وارد عمل شوند.؛ - همکاری استراتژیک فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران فرایند موثری در جلوگیری از توسعه "جهادگرایی" در عراق، سوریه و شرق مدیترانه خواهد بود؛ - اقدامات مشترک سیاست خارجی در محور مسکو-تهران می تواند منجر به شکل گیری تعادل نوین برای پایداری نیروها در خاورمیانه و ایجاد سیستمی به مراتب پایدارتر از "سیستم کنترل و توازن" باشد که با حمله آمریکا به عراق و پس از آن مسائل بهار عربی تخریب شده است؛ - اتحاد نظامی-سیاسی فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران در منطقه خزر می تواند ضامنی باشد برای جلوگیری از طرحهای بحران زای سیاست خارجی کشورهای منطقه و طرحهای (به خصوص نظامی) که از سوی قدرتهای فرامنطقه ای تحمیل می شود. هنگامی که در خصوص شکل همکاری های استراتژیک فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران سخن به میان می رود، مهمترین و مشکلترین مساله در میان نخبگان سیاسی دو کشور این است که آیا مشارکت تاکتیکی به مفهوم عملکرد مشترک در موضوعات مشخص بر اساس مشکلات محلی است؟ یا منظور مشارکت استراتژیک است که شامل یک فرایند عمومی و رهیافت های پیچیده برای حل مشکلات امنیت منطقه ای و محدود کردن مداخلات کشورهای خارجی از جمله آمریکا می باشد؟ و در صورتیکه تحقق همکاری های محلی نمونه های مثبتی دارد ، پس در آن صورت تعاملات پیچیده طولانی مدت بسیار دشوارتر به نظر می آید. این کار ساده ای نیست، به ویژه در اقدامات اقتصادی. حجم همکاری های اقتصادی در هر سطحی با پتانسیل سودده دو سویه همخوانی ندارد. نمونه این امر عدم وجود سیستم های همکاری متقابل در فضای بانکی دو کشور است. مشارکت تنگاتنگ اقتصادی با ایران بدون شک برای اقتصاد روسیه بسیار سودمند است اما این امر تنها برای "اقتصاد صنعتی" که محصولات معینی را تولید می کند مفید است. بازار ایران در بخش خدمات هیچگونه کششی را در روسیه برنمی انگیزاند. ایران به نوبه خود از یک سو به ورود کسب و کار روسی در بازار خود علاقمند است اما از سوی دیگر به دلیل نقص های ماهیتی کسب و کار روسی نظیر عقب ماندگی تکنولوژیک، وابستگی به ابزارهای مالی غربی و عدم شناخت کافی از ویژگی های بازار ایران، همکاری اقتصادی با طرف روسی تنها در سطح دولتی محدود می شود. این شرایط به نوبه خود حل مشکلات همکاری های اقتصادی را در سطح اتخاذ تصمیم های سیاسی ممکن می سازد که این امر همواره با منافع ملی هر کشور همخوانی ندارد. نمونه های اشکار و بسیار مهم این موضوع اختلال در تحویل سامانه موشکی اس-۳۰۰ به ایران است که حدود یک دهه ورود روسیه به بازار تسلیحاتی ایران را به تعویق انداخت و ترمزی برای همکاری های اقتصادی بود. "فاکتور ایران" نیز توسط نیروهای خاصی در مسکو به عنوان "برگ برنده" در رابطه با غرب مورد استفاده قرار می گیرد. هم برای مسکو و هم برای ایران مهمترین سد در تحقق همکاری ها با در نظر نگرفتن شکل گیری محور همه جانبه ژئوپلیتیکی، آمیختگی شدید مسائل مربوط به مشارکت استراتژیک با رقابت های سیاسی داخلی می باشد. مبارزه ای که به میزان زیادی در روسیه و تا حدود کمتر در ایران میان نخبگان اقتصادی که به قدرت غرب تکیه داده اند و بخش دیگری از نخبگان که منافع ملی کشور خود را دنبال می کنند، وجود دارد. مهمترین موانع سیاست خارجی در ایجاد محور "مسکو- تهران" را می توان به دو بخش بین المللی و منطقه ای تقسیم کرد. لابی های آمریکایی موجود در مسکو و متحدین آنان شرایطی را ایجاد کرده اند که نفوذ آنان نه تنها بر تصمیمات مالی-اقتصادی مختلف، بلکه نفوذ بر شرکتهای دولتی و تصمیمات با ماهیت کاملا سیاسی را میسر می کند. طبیعی است که مشارکت استراتژیک روسیه و ایران برای غرب یک فاکتور نامطلوب در روابط بین الملل می باشد . از این رو غرب رقابت سیاسی داخلی برای مقابله با این مساله ایجاد می کند و در این راستا از اهرم های اقتصادی و سیاسی که در تهران و مسکو وجود دارد استفاده می کند. همچنین لابی های لیبرال طرفدار غرب در تهران نیز علی رغم رویکرد سیاسی سران نظام، از منابع کافی جهت نفوذ برخوردار هستند. نتیجه این فرایند، کارشکنی استراتژیک در بسیاری از طرح های اقتصادی و سیاسی مشترک و بسیاری از توافقات دو سویه میان سران دو کشور است. این مقدمه به میزان چشمگیری بر سطح موجود اعتماد دو سویه نخبگان سیاسی و تجاری در سوق یافتن آنها در جهت منفی تاثیر دارد. باید اعتراف کرد که رشد اعتماد بخشی از نخبگان سیاسی روسیه با رشد نفوذ منطقه ای ایران هم خوانی ندارد. یکی از ابزارهای ضدروسی در ایران و ضد ایرانی در روسیه وجود کلیشه هایی در اذهان عمومی است که تصویری در اذهان آنها نسبت به یکدیگر ایجاد کرده است که عمدتا منفی است. بخشی از جامعه ایران نسبت به اقدامات روسیه بی اعتماد است که این امر ریشه در ادوار تاریخی دارد. در روسیه به استثنای بخش اندکی از جامعه، تصویر واضحی از جامعه ایران در اذهان مردم وجود ندارد. در این شرایط لابی های طرفدار غرب در مسکو و تهران از جمله در سرویس های امنیتی سازمانهای تحلیلی سیاست خارجی که به سران عالی سیاسی کشورها مشاوره هایی در زمینه تصمیمات استراتژیک از جمله در روابط دو جانبه فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران و همچنین در ارتباط با غرب ارائه می دهند. همچنین شمار کافی از بازیگران منطقه ای وجود دارند که پیدایش محور همکاری مسکو-تهران برایشان فاکتور نامطلوبی تلقی می شود. شکل گیری محور مسکو-تهران برای اسرائیل و عربستان سعودی به سادگی قابل تصور نیست زیرا رویکرد سیاست خارجی ایران عامل بازدارنده ای است که به عنوان سنگ بنای دکترین سیاست خارجی الریاض و تل اویو می باشد. و وقتی که در تهران در خصوص لابی سعودی یا اسرائیلی سخن می رود، حسی از عدم اعتماد متصور می شود در حالی که در مسکو لابی اسرائیلی در این خصوص نفوذ چندانی ندارد. روابط روسیه-ایران به عنوان موضوع مورد بحث در فرمت روسی-سعودی بارها و بارها به وجود آمده است ، اگرچه صحبت از لابی سعودی در مسکو چندان ضروری نیست. ترکیه رقیب مستقیم و بلاواسطه ایران در نبرد بر سر رهبری منطقه ای است. شکل گیری محور مسکو-تهران نه تنها حاکی از مشکلات جدی برای سران آنکارا در فضای شکل گرفته از رویکرد نخبگان ترک است، بلکه هزینه های اقتصادی جدی نیز به همراه دارد: نخست اینکه طرح های استراتژیک ترکیه را می توان بر اساس تنوع بخشیدن به وابستگی از صادرات حامل های انرژی روسیه و ایران بررسی کرد و دوم اینکه بسیاری از منافعی که اقتصاد ترکیه از فعالیت های "شوالیه های سیاه" ، نهادهای کسب و کار که در شرایط دور زدن تحریم های غربی فعال هستند، کسب می کند در مسکو وجود دارد. در ضمن فرایندهای به وجود آمده این پرسش را مطرح می کند که در خصوص کدام ترکیه باید سخن گفت؟ "ترکیه اردوغان" تقریبا نیمی از جمعیت فعال این کشور است. "ترکیه ضد اردوغان" به چند فراکسیون تقسیم می شود نظیر اردوگاه حامیان اردوغان. سیستم سیاسی کشور در یک وضعیت بسیار نامتعادل قرار دارد. در این طیف چند سویه می توان نیروهای طرفدار آمریکا، طرفدار روسیه و بخشی از اسلام گرایان را مشخص کرد. بخشی از نیروهای سیاسی و رای دهندگان به طور کلی ادامه همکاری های ترکیه با روسیه را ترجیح نمی دهند و جلوی آن را می گیرند و خواهند گرفت. بخشی دیگر توسعه مثبت روابط با ایران را ترجیح نمیدهند. بخش کوچکی نیز از نخبگان سیاسی ترکیه وجود دارند که آماده مذاکره در خصوص اتحاد ترکیه، روسیه و ایران هستند. می توان به خاطر آورد که چند سال پیش شکل گیری محور مسکو-آنکارا-تهران-دمشق مورد مذاکره قرار گرفت که نتایج امروزه آن حاکی از تاثیر بالقوه بسیار بالای نیروهای غربی و اسلامگراها می باشد. در ادامه این میزگرد و در زمینه موضوعات منطقه ای ، شرکت کنندگان خاطر نشان کردند از موارد عینی کشورهای مخالف شکل گیری محور مسکو-تهران که دلایل کافی سیاسی و اقتصادی دارند، می توان به برخی از کشورهای پس از فروپاشی از جمله آذربایجان و به میزان کمتری ترکمنستان و قزاقستان اشاره کرد. اتحاد دومینووار ایران-روسیه در خزر و موارد مربوطه در قفقاز و آسیای مرکزی تا حدی امکان مانور این کشورها به خصوص آذربایجان (به ویژه در زمینه همکاری با کشورهای غربی در شرایط گوناگون نظامی و انرژی) را کاسته است . وفادارترین کشور به این محور بدون شک قزاقستان است که به عنوان کشوری که با روسیه در اتحادیه گمرکی، مجمع اقتصادی اوراسیا و پیمان امنیت جمعی مشارکت دارد توانسته سیاست خارجی منعطفی اتخاذ کند. بررسی وضعیت چین در رابطه با این استراتژی جالب تر است. اگر اهداف نهایی ساخت این محور با پکن سازگار نباشد، چین در خصوص شکل گیری آن با دلهره رفتار خواهد کرد. آشکار است که بدون مشارکت فعال پکن در طرح های مشترک مورد علاقه چین، مشارکت استراتژیک مسکو-تهران هم به دلایل سیاسی و هم اقتصادی محدود خواهد ماند . در چارچوب تحقق استراتژی چینی "طرح اقتصادی جاده ابریشم بزرگ" به عقیده رهبری فعلی چین، نزدیکی استراتژیک مسکو-تهران می تواند با حمایت و تحسین چین همراه شود که این امر به نوبه خود به روسیه و ایران امکان می دهد به عنوان شرکت کنندگانی با حقوق کامل در مجموعه طرح های اقتصادی فرا مرزی پر سود شرکت کنند. روابط در چارچوب بسته دو سویه امکان مشارکت را به معنای واقعی کلمه فقط محدود به مرزهای دو کشور میکند و تاثیر آن به مراتب کمتر خواهد بود.چارچوب مشابه با حضور کشورهای ثالث در پروژه های فردی تنها محدود به چین نیست. برای مثال برای ازبکستان طی شرایطی معین همکاری سه جانبه در صنعت هواپیما جالب خواهد بود. شکل گیری همکاری استراتژیک فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران در مجموع توسط کارشناسان مثبت ارزیابی می شود زیرا در شرایط افزایش تمایل به روندهمکاری منطقه ای، انگیزه سیاسی نسبت به توسعه سازمانهایی مثل سازمان همکاری های شانگهای، اتحادیه گمرکی و مجمع اقتصادی اوراسیا افزایش می یابد و این ناشی از سیاست خارجی ضد غربی ایران است. پتانسیل اقتصادی ایران به نوبه خود وضعیت اتحاد ذکر شده را به شدت تقویت می کند. به همان اندازه پیش بینی نتایج شکل گیری محور مسکو-تهران برای بازار جهانی انرژی نیز جالب به نظر میرسد. نخست اینکه، شرکتهای چند ملیتی نفت و گاز روسیه-ایران در شرایط قطع کامل صادرات، امکان صدور منابع انرژی به چین و جنوب شرق آسیا (کره جنوبی و ژاپن) به جز هند را دارند. این امر بهای جهانی منابع انرژی هیدروکربنی را متعادلتر و گمانه زنی هایی که با فاکتورهای سیاسی گره خورده است را کمتر می کند. اتحاد در فضای انرژی می تواند منجر به شکل گیری یک گفتمان نوین میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی از جمله اجرای طرحهای قدیمی ساخت یک مجمع اوپک گازی شود. مشخص است که "پاسخ" غرب، جستجوی فعالانه راهی برای تنوع بخشیدن به صادرات خواهد بود، یعنی تحقق تلاش هایی برای کنترل ذخایر انرژی در لبنان، الجزایر، نیجریه و .... . علاوه بر آن امیرنشینان حوزه خلیج فارس ناگزیر به سرمایه گذاری برای " امنیت و ثبات" می شوند که ماهیت آن دور جدید مسابق تسلیحاتی در این منطقه خواهد بود. این امر حاکی از آغاز سطح نوین همکاری های نظامی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه است. محور مسکو-تهران می تواند فاکتور کلیدی شکل گیری سیستم نوین کنترل و توازن در منطقه خاور نزدیک و خاورمیانه شود. با توجه به این واقعیت، دیدگاه های ایران و روسیه در اصول اساسی ثبات، با نظم موجود در حقوق بین الملل همخوانی دارد. به نوبه خود این اصول پس از جنگ به طریقی امنیت جهان را در نیم قرن تامین می کند ، به همین دلیل بازگشت آنها و انصراف از واردات دموکراسی و مقابله با گسترش نفوذ غرب که در پوشش شعار "جنگ با تروریسم بین الملل" ، شرایط منطقه را در نهایت بهبود می بخشد. شرایط نوین روابط جهانی که تغییراتی در سیستم روابط بین الملل ایجاد کرده، نظیر چرخش روسیه به سوی شرق که از سوی رهبری سیاسی ایران مثبت ارزیابی شده، شرایط بسیار مطلوبی جهت ایجاد محور مسکو-تهران ایجاد کرده است. برگردان: نسرین عبدالمحمدی منبع: آژانس خبری REGNUM پایان متن/ ]]> روسيه Sat, 01 Nov 2014 09:26:27 GMT http://iras.ir/vdcep78x.jh8foi9bbj.html هدف گذاری سی میلیاردی ایران و ترکیه و جریان تقابل و کارشکنی http://iras.ir/vdcdkz0s.yt05n6a22y.html ایراس؛ بعد از سفر ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به ترکیه، تفاهم و توافق های جامعی برای منطقی نمودن و ارتقاء حجم روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور منعقد گردیده است. بر این اساس به ویژه در بخش همکاری های اقتصادی توقع این است که در یک دوره زمانی مشخص حجم مبادلات کنونی دو کشور به سی میلیارد دلار افزایش یابد. این امر رویا و توهم نیست بلکه در سایه همکاری، توافق و تفاهم و اراده طرفینی این موضوع حداقل امکانی است که با استفاده مناسب از ظرفیت های گسترده همکاری و سرمایه گذاری دو جانبه می تواند به بیش از چندین برابرظرفیت مورد توافق افزایش یابد. تنوع و امکانات گسترده ظرفیت های همکاری برای تعمیق روابط در ابعاد مختلف بسیار زیاد است. در بخش اقتصادی این مبادلات می تواند به ویژه در عرصه نفت و گاز، پتروشیمی، صنایع سنگین، کشاورزی، دامداری، خدمات، صنعت و معدن، حمل و نقل و ترانزیت کالا و هزاران موضوع متنوع تجاری توسعه و تعمیم یابد. حال چنانچه حجم امکانات و ظرفیت های مشارکت های منطقه ای و بین المللی را به توان مشترک همکاری ها و ظرفیت های دوجانبه بیفزاییم، حجم مبادلات به شکل خارق العاده رشد خواهد نمود. این امر قطعا با اتکا به پتانسیل های موجود می تواند در مسیر امن و اعتماد آمیز با زیر ساخت های مستحکم و استوار مبتنی بر عزم و اراده راسخ مقامات عالیه دو کشور محقق گردد. البته باید در نظر داشت در امور اقتصادی جلب نظر سرمایه گذاران و تجار به اصل برقراری امنیت در سرمایه گذاری، خوش حسابی، حسن نیت و اعتماد متقابل وابسته است. خصوصا اینکه این اصول علاوه بر عزم مقامات عالیه، محرک اصلی ارتقا مناسبات اقتصادی است. بر این اساس مبادلات در دو کشور از قواعد فوق مستثنی نیست. بدیهی است اگر ایجاد مانع و اختلال و نا امنی در بخش های مختلف روابط بر اساس سناریو تقابل و کارشکنی به یک رویه تبدیل گردد نه تنها ایده های روی کاغذ محقق نخواهد شد، بلکه امید به رونق و پویایی هم به یاس مبدل می گردد. خصوصا اینکه پیش از این نیز اثبات گردیده که خواست و اراده برخی جریان ها در جهت کار شکنی و ایجاد فضای سوء تفاهم به منظور ایجاد خلل در اراده دو کشور، ممانعت از توسعه مبادلات و همکاری های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با بحران های سازی های متنوع ایفای نقش نموده و به نظر می رسد که از ادامه فعالیت هم مایوس نگردیده اند. در این ارتباط و در کمال تعجب به یکباره در روزهای اخیر موضوع سوخت کامیون های ترکیه در ایران، بصورت غیر منتظره همراه با فضا سازی منفی رسانه ای و کارشکنی به مشکلی برای مبادلات تجاری میان فعالین اقتصادی دو کشور مبدل گردیده است. موضوعی که از منظر کارشناسان و صاحب نظران اقتصادی می توانست بسهولت و بر اساس رجوع به معادله های بین المللی حمل و نقل آزاد و یا رایزنی حل گردد . ضمنا آنچه در این روند بدان توجه نمی گردد این است که رویه قیمت گذاری سوخت در حریم کشورها امری حاکمیتی و صرفا داخلی است. تاکنون ارزش و نرخ هر لیتر سوخت در ایران بنا به مصالح ملی بصورت یارانه ای تعیین شده است. چنانچه ارزش سوخت در ترکیه بر اساس نرخ واقعی تعین می گردد در ایران بیش از ۸۵ درصد از ارزش واقعی هر لیتر سوخت را دولت تامین و خودروها و کامیون داران ایران کمتر از ۱۵ درصد از ارزش واقعی سوخت را پرداخت می نمایند. در ترکیه خودرو ها و کامیون داران ارزش واقعی سوخت را پرداخت می نمایند. در این زمینه نمی توان نسبت به ارزان و یا گران بودن سوخت در حریم کشورها که اصولا موضوع جدیدی هم نیست، احکام غیر اصولی و تحمیلی وضع نمود. هر چند به منظور ایجاد تسهیلات برای همه کامیون داران خارجی که به ایران وارد می گردند راه حل مناسبی جهت سوخت گیری و پرداخت وجه پیش بینی گردیده که در حال اجرا است. خصوصا با عنایت به حجم مبادلات ایران و ترکیه، طرحی ویژه برای تسهیل حمل و نقل کامیونداران ترکیه و ایران شامل چهار محور پیشنهاد گردیده است. هدف این طرح رفع مانع در امر سوخت گیری و جلوگیری از کاهش سرعت انتقال کالا می باشد. مفاد این طرح عبارتند از اینکه به کامیون های ترکیه در ایران سوخت به قیمت ترکیه داده شود. (۴لیر)، دوم اینکه به کامیون های ایران در ترکیه سوخت به قیمت ایران داده شود. (۲۰ قروش)، سوم اینکه به کامیون های دو کشور سوخت با قیمت برابر (مورد توافق دوطرف) عرضه گردد، و چهارم ، همین روش جاری ادامه یابد . روشی که برای همه کامیون های خارجی برقرار است، به صورتیکه مالکین کامیون مبلغ مابه التفاوت سوخت را در بدو ورود پرداخت و در ایران سوخت یارانه ای دریافت می نمایند. ضمنا سایر دریافت های اضافی بابت هر گونه خدمات از کامیون داران در مبادی ورودی مرزها با ذکر دلیل در این طرح تعیین خواهد شد. با توجه به مراتب فوق امید است با دور اندیشی از بروز مشکلات جلوگیری بعمل آمده و در سایه گفتمان و تعامل شاهد رونق و توسعه روز افزون حجم مبادلات و همکاری های سازنده فی مابین دو کشور و اهالی دو سوی مرزهای صلح و دوستی باشیم. نویسنده: سعید الف، کارشناس مسائل ترکیه؛ پایان متن/ ]]> تركيه Tue, 28 Oct 2014 12:08:22 GMT http://iras.ir/vdcdkz0s.yt05n6a22y.html آبلوموف؛ شخصیتی برای همه فصول http://iras.ir/vdcc0xq1.2bqmo8laa2.html ایراس؛ رمان آبلوموف یکی از آثار محبوب ادبیات کلاسیک روسیه است. انتشار این رمان با موفقیت همراه بود و نشر این اثر دلیل پیدایش اصطلاح "آبلومویسم"در ادبیات روسیه و نیز ادبیات جهان شد. تنها یک ماه پس از ورود آن به بازار کتاب، دابرالوبوف این اثر را با قلم طلایی خود با عنوان "آبلمویسم چیست؟" به نقد کشید. سروش حبیبی کاملاً بجا و شایسته این مقاله را در انتهای ترجمه کتابِ آبلوموف جای داده است. تاثیری که رمان آبلوموف بر روسیه گذاشت، غیر قابل وصف است. غالب افراد تحصیل کرده روس آن را خوانده و می خوانند و در مورد آبلومویسم به بحث می نشینند و از این نظر، اثر ایوان گنچارف در شکل گیری مفهوم "آبلومویسم" بی مرگ و ابدی گردید. پدیده آبلومویسم حاصل شیوه زندگی مردم است. انتخاب این شیوه زندگی عموماً غیراختیاری است و از بدو تولد، افراد محکوم به آن هستند. بیماری آبلومویسم در ادبیات روسیه ریشه در اصول و اساس زندگی اشرافی دارد. آنکه عده اندکی از رفاه مادرزادی و منافع اجتماعی برخوردار باشند و در مقابل گروه بزرگی، ملزم و موظف به انجام کارهای آن گروه اندک. این همان خودخواهی بشری است که موجب عذاب روح لف تالستوی بزرگ گردید و دلیل نگارش کتاب "چه باید کرد؟" شد. اگر بخواهیم آبلومویسم را به درستی تعریف کنیم، بیماری تنبلی و کاهلی است، که حاصل آن چیزی جز بی هدف بودن در زندگی نیست. این دسته افراد زیر بار هیچ مسئولیتی نمی روند، عموماً از عشق و زندگی خانوادگی گریزان و هراسانند. نمونه های آبلومویسم در ادبیات روسیه فراوانند اما برجسته ترین آنها یوگنی آنگین پوشکین، پیچورین لرمانتوف، آبلوموف گانچارف و رودین تورگینف هستند. شاهدیم که آشکارا این نمونه های ادبی غالباً از میان اشراف و قشر مرفه جامعه برگرفته شده است. آبلومویسم در ادبیات مختص زندگی اشراف تعریف شده است اما آنطور که لف تولستوی بزرگ نیز در "چه باید کرد؟" بیان می دارد, این بیماری تنها مختص اشراف نیست و دو گروه عمده را در بر می گیرد: نخست آنان که در رفاه بی اندازه به سر می برند و خدمه فراوان در اختیار دارند و دیگر آنان که در فقر محض هستند. گروهی که میان این دو قرار می گیرند، یعنی آن دسته از مردم که نه بسیار غنی و نه بسیار فقیر هستند و حرفه و پیشه ای برای امرار معاش اختیار کرده اند و هدف و انگیزه ای در زندگی دارند، اصولاً از این تنبلی و سستی آبلوموفی به دورند. زندگی آبلوموف های اشرافی و آبلوموف های فقیر هر دو عاری از هدف است. آبلوموف های اشرافی غرق در رفاه هستند و خدمه فراوان دارند و آبلوموف های فقیر به نانی برای سیر کردن شکم خود راضی اند و روزگار را بی هدف سپری می کنند! هر دوی آنها خود را موظف به آموختن کاری نمی دانند. گروه نخست با این منطق که سیصد زاخار در اختیار دارد، از کار فاصله می گیرد و گروه دوم علی رغم فقر فراوان، دلیلی برای کار کردن نمی یابد! آنها هیچ یک مهارت و توانایی برای اداره زندگی خویش در دست ندارند. آبلوموف تقریباً تجسم و نمادی است از وضعیت روحی تیپیک یک ارباب (برده دار) که حق مسلم خود می داند دست به هیچ کاری نزند و تنها از امکانات و رفاه زندگی بهره مند شود. علتِ شیوه زندگی و بیماری تنبلی و کاهلی آبلوموف را گانچارف در تربیت او در دوران کودکی می یابد. همانگونه که دابرالوبوف می گوید، مشکل آبلوموف در ندانستن راه و روش اداره ملکش و حل مشکلات زندگی نیست، بلکه مشکل اصلی او در آن است که معنا و هدفی برای زندگی نمی یابد. بسیاری از نویسندگان بزرگ روس همواره در تکاپو برای یافتن معنا و مفهوم زندگی بوده اند و کوشیده اند دلیلی برای خلقت و هدفی برای زندگی خود بیابند ولی در مورد آبلوموف ها شاهد آنیم که نه تنها معنایی برای زندگی نمی یابند، بلکه حتی هدفی هم برای گذر زندگی خود هر چقدر هم پوچ و بی معنا باشد، برنمی¬گزینند. پایان متن/ ]]> روسيه Mon, 27 Oct 2014 10:41:20 GMT http://iras.ir/vdcc0xq1.2bqmo8laa2.html فشار اسرائیل بر هند جهت عضویت در ائتلاف علیه داعش http://iras.ir/vdcfcxdm.w6decagiiw.html ایراس؛ اسرائیل یکی از ثابت قدم ترین حامیان هند است که نه تنها حمایت های بی دریغ خود را در مسائل بین المللی به هند داشته است، بلکه مهمترین تامین کننده سلاح و تکنولوژی های پیشرفته دفاعی به هند در دو دهه گذشته به حساب می آید. باید توجه داشت ملاقات بنیامین نتانیاهو با ناندا مودی که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل انجام شد به دلیل انتخاب مودی به عنوان نخست وزیر جدید هند نبود بلکه هدف اسرائیل از این ملاقات متقاعد کردن هند در پیوستن به ائتلاف جهانی بود که اوباما آن را برای جنگ با داعش ترتیب داده است. جنگ نمایشی ای که هدف آن نابودی داعش نیست بلکه اطمینان از بقاء اسرائیل وادامه کنترل منطقه شمالی عراق و مناطق شرقی سوریه است. نفوذ اسرائیل بر سیاست های آمریکا بسیار زیاد است به طوری که اسرائیل موفق به جلوگیری از پاسخ قاطع ایالات متحده به تهاجم داعش در عراق ، به مدت سه ماه شد. این تاخیرسبب گردید تا متجاوزان داعشی از ۸۰۰ نفر نزدیک به ۱۵۰۰۰ تا ۳۱۰۰۰ نفر افزایش یابند و از طریق ایجاد وحشت و ترور در شهرهای موصل، کرکوک، فلوجه، رمادی و تعدادی دیگر از شهرستان های نزدیک به بغداد، حضور خود را تثبیت کنند. اعدام دو روزنامه نگار آمریکایی و یک امدادگر انگلیسی به همراه طعنه و تهدید آمریکا و اروپا توسط داعش، بالاخره اوباما را بر آن داشت که استراتژی بی تفاوتی و تحقیر داعش را به نابود کردن این گروه تغییر دهد. برای انجام این کار او یک ائتلاف جهانی از ۷۰ کشور تشکیل داد که از این تعداد، ۲۷ کشور شرکت در عملیات های نظامی را بر عهده گرفته اند. اگر چه نتانیاهو نتوانست جلوی این ائتلاف را بگیرد، اما بهتر از هر کس دیگری در غرب آسیا، می داند که شکست استراتژی اوباما مبنی بر نابودی داعش، حتمی است. شکاف این نقشه نبود نیروی پیاده نظام در صحنه عملیات است. نیروهای داعش به مراکز شهرها راه یافته اند و از ساختمانی به ساختمانی دیگر نقل مکان می کنند، تونل ها و استحکامات زیر زمینی می سازند و از غیر نظامیان به عنوان سپر های انسانی استفاده می کنند. همچنین با استفاده از اقدامات اطلاعاتی و عملیات روانی در جلب همکاری مردم مانند فتح موصل موفق عمل کرده اند. بنابراین در صورت نبود نیروهای میدانی کافی، داعش هم مانند طالبان در افغانستان نابود نخواهد شد. ارتش هند به عنوان یکی از پرجمعیت ترین ارتش های دنیا ،نیروی انسانی لازم برای پرکردن این شکاف را دارد. در واقع هند با ارتش انبوهش توانایی تغییر قاطعانه بلقوه مقیاس ها علیه داعش را دارد. اما این فقط به شرطی است که سوریه و ایران هم به این ائتلاف بپیوندند . ناندا مودی در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد تروریسم یک تهدید جهانی است و باید از همه برای مبارزه با آن دعوت شود . تروریسم پدیده ای است که خوب و بد ندارد. کاملاً روشن است که سوریه تنها کشوری بود که هم انگیزه و هم توانایی لازم برای جنگ میدانی با داعش را داشت. اما امریکا صراحتا در دعوت از ان سرباز زد. دلیل آن هم نزدیکی این کشور به ایران و ترس اسرائیل از ایران علیه امنیتش است. اگرچه هند تاکنون در برابرفشار اسرائیل در مورد داعش مقاومت کرده و زیر بار هیچ تعهدی نرفته است اما اسرائیل برای پیشبرد اهداف خود حتی در عرصه بین المللی و سیاست خارجی از هیچ اقدامی برای جلب همکاری هند دریغ نخواهد کرد .با این حال کسانی که تاریخ خود را فراموش کنند، محکوم به تکرار آن هستند. بر این اساس به نظر می رسد مودی اشتباه گاندی را تکرار نخواهد کرد . گاندی در جنگ جهانی اول بر حمایت از بریتانیا برخواست و هندی ها را برای پیوستن به ارتش ترغیب می کرد . این حمایت و تشویق گاندی باعث شد هند بیش از ۱۰۰,۰۰۰ سرباز در این جنگ از دست بدهد . سربازان هندی قربانی منافع انگلستان شدند و در صورت موافقت هند این بار قربانی منافع اسرائیل و آمریکا. نویسنده: هما محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات هند دانشگاه تهران؛منابع: http://gulfnews.com/news/world/india/india-will-not-join-war-on-daesh-militants-official-۱.۱۳۹۳۰۸۱ India will not join war on Daesh militants — official Published: ۱۸:۵۴ October ۱, ۲۰۱۴ http://online.wsj.com/articles/indias-modi-issues-call-to-defeat-islamic-state-۱۴۱۲۰۲۱۸۴۰ India's Modi Issues Call to Defeat Islamic State Premier Doesn't Announce Any Direct Indian Participation in U.S.-led Coalition Sept. ۲۹, ۲۰۱۴ ۴:۱۷ p.m. ET http://www.hindustantimes.com/comment/analysis/on-isis-india-must-resist-pressure-from-israel/article۱-۱۲۷۰۷۷۱.aspx On ISIS, India must resist pressure from Israel October ۰۱, ۲۰۱۴ پایان متن/ ]]> ساير کشورها Sat, 25 Oct 2014 06:04:31 GMT http://iras.ir/vdcfcxdm.w6decagiiw.html حقوق اقلیت های مذهبی مهمترین شرط اتحادیه اروپا برای ترکیه است http://iras.ir/vdcbfgbf.rhbz9piuur.html ایراس؛ دکتر جعفر حق پناه از اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و عضو شورای سردبیری نشریه همشهری دیپلماتیک روز چهارشنبه ۲۳ مهرماه میهمان موسسه ترجمه و تحقیق بود. وی در این نشست علمی به تبیین مسائل مهم در رابطه با انتخابات اخیر ریاست جمهوری ترکیه و دورنمای سیاسی این کشور پرداخت. دکتر حق پناه ابتدا ابراز خرسندی کرد که فرصت پیش آمده تا در جمع خوب ارامنه حضور یابد و در خصوص موضوعی صحبت کند که برای آنها حائز اهمیت است. چرا که سال پیشرو سال سرنوشت سازی برای ارامنه و ترکیه محسوب می شود. این استاد دانشگاه تهران سخنان خود را با تشریح نظام سیاسی حاکم بر ترکیه و روند انتخابات آن کشور ادامه داد و گفت: "هدف حزب عدالت و توسعه به سرکردگی رجب طیب اردوغان از ایجاد تغییرات در قانون اساسی ترکیه، افزایش اختیارات ریاست جمهوری که پیش از آن یک پست فرمایشی محسوب می شد می باشد. این حزب در نظر دارد در آینده نزدیک تغییرات گسترده تری در قانون اساسی آن کشور ایجاد کرده و در واقع مجلس ملی آن کشور را از حالت پارلمانی به حالت ریاستی تغییر دهد. البته در این راه کار آسانی در پیش نخواهد داشت؛ زیرا احزاب مخالف دولت به رهبری احمد قلیچدار اغلو بیکار ننشسته و به مقابله خواهند پرداخت."دکتر حق پناه با تشریح تغییرات انجام گرفته ادامه داد: "حکومت و دولت امروز ترکیه با مشکلات داخلی و خارجی بسیاری مانند مسئله کردها، سرنوشت گروه تروریستی داعش، بحران عراق و سوریه، و تنش با دیگر همسایگان خود روبرو است، اما آنچه بیشتر دولتمردان آنکارا را نگران می سازد، فرا رسیدن سال ۲۰۱۵ میلادی یعنی سالگرد نسل کشی ارمنیان است. زیرا معتقدم در این سال دولت ترکیه زیر فشارهای داخلی و خارجی بسیاری قرار خواهد داشت و سال بسیار سختی در انتظار آن کشور می باشد." نشست بررسی انتخابات اخیر ترکیه و دورنمای سیاسی آن کشور با پرسش هایی از سوی حاضران ادامه یافت که این عضو شورای علمی ایراس در خصوص پرسشی در مورد دورنمای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا گفت: "به نظر بنده با توجه به شروطی که اتحادیه اروپا برای عضویت کشورها دراین اتحادیه در نظر گرفته و با توجه به روندی که ترکیه در سیاست های داخلی و منطقه ای خود اعمال می کند، به آسانی نخواهد توانست به عضویت این اتحادیه درآید. مهمترین این شروط حقوق اقلیتهای مذهبی آن کشور مانند حقوق کردها،علویها و ارمنیان است که ترکیه با مشکلات عدیده ای در این خصوص روبرو است."گفتنی است در ابتدای این نشست، "ایساک یونانسیان" عضو هیئت مدیره و مدیر روابط عمومی موسسه ترجمه و تحقیق هور ضمن خوش آمد گویی به حضار به معرفی دکتر جعفر حق پناه و سوابق علمی وی پرداخت و مختصری از موضوع جلسه سخنرانی را برای حضار و اعضای این موسسه تشریح نمود. منبع: موسسه خدمات و ترجمه هورپایان متن/ ]]> ارمنستان Wed, 22 Oct 2014 09:54:03 GMT http://iras.ir/vdcbfgbf.rhbz9piuur.html خط لوله انتقال گاز افغانستان، کوششی برای پایداری ژئوپلیتیک http://iras.ir/vdcauwne.49n0o15kk4.html ایراس؛ افغانستان در جغرافیای سیاسی امروز، کشوری پر از ستیزه‌ های اقتصادی، ایدئولوژیکی، اجتماعی و مذهبی بوده که از دید امنیتی برای جهان و نیز روسیه تهدیدی به شمار می ‌رود. شوربختانه، افغانستان همچنان تهدید و چالشی برای سامانه‌ ی امنیتی منطقه است. تروریسم، تولید مواد مخدر و گروه های بزه‌کارِ فراملی با شماری از گروه‌ های تبهکار که مقامات برخی کشورهای منطقه نیز با آنان هم دست هستند، و همچنین تلاش برای گسترش دامنه‌ ی نفوذ در میان مقامات، که جایگاه آنان را استوار ساخته و گویی مهار کامل منطقه را در دست دارند، همگی چالش ‌های سنتی افغانستان هستند. امروز تا آنجا که به روابط فرامرزی مربوط می شود، اندیشه‌ی افزایش همکاری های منطقه ای، این شانس را دارد که کلیدی در چاره جویی بر دشواری های پیشرفت و امنیت پایدار جهان گردد. تلاش های هماهنگ برای چاره اندیشی بر دشواری های افغانستان می تواند با همکاری های منطقه ای چین، هند، ایران، پاکستان و روسیه و همچنین تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان که با افغانستان هم مرزند، و نیز قزاقستان و قرقیزستانی که روابط خود را با این کشور در دهه‌ی گذشته حفظ کرده اند، جانی دوباره گیرد. گرچه، همکاری های منطقه ای تنها هنگامی امکان پذیر است که همه ی همسایگان افغانستان از رقابت در ژئوپلیتیک منطقه خودداری کنند. هر گونه تلاش با هدف توان بخشی به آرامش و پایداری افغانستان نه تنها دولت و مردم افغانستان را، که همه ی منطقه را بهره مند می سازد و از این رو، به پایداری سراسر جهان کمک می کند. این خود، در میان همه ی دشواری ها، تولید مواد مخدر را نشانه رفته که چاره ی آن اطمینان یابی از رشد اجتماعی و اقتصادی از راه بازسازی زیرساخت های افغانستان است. ما دیدگاه خود را درباره ی نیاز به ساخت و ساز پرشتاب خطوط انتقال، با دیگران در میان گذاشته ایم. روسیه تمایل خود را برای شرکت در ساخت و ساز خط لوله گاز TAPI (ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، هندوستان) نشان داده و از اجرای برنامه ساخت و ساز خط لوله ایران - پاکستان - هند که پایداری منطقه را توان بخشیده و اقتصاد استان بلوچستان را نیرومند می سازد، پشتیبانی کرده است. ساخت و ساز TAPI گواه استواری بر این اندیشه است که آسان‌ سازی پیشرفت اقتصادی افغانستان، به پایداری جهانی نیرو می ‌بخشد. گرچه، در به فرجام رساندن این اندیشه، TAPI باید همه ی سودبران را بهره مند ساخته و به جای رقابت، به همکاری های منطقه ای کمک کند. شوربختانه، چشم انداز رقابت های ژئوپلیتیکی بر این امر پافشاری دارد که جایگاه شرکت های چند ملیتیِ دست اندرکارِ TAPI، تنها تا اندازه ای می تواند یاری دهنده باشد. TAPI و TCP ، بخشی از سامانه ی طرح صادرات گاز ترکمنستان ساخت و ساز TAPI، یکپارچگی افغانستان را با سامانه ی اقتصاد جهانی و وابستگی دو سویه افغانستان و ترکمنستان را به صادرات آینده ی نفت و گاز که خدمتگزارِ بنیادِ اقتصاد این کشور است، آسان خواهد نمود. از زمانی استقلال یابی ترکمنستان تا کنون، رشد اقتصادی آن بیش از هر چیز بر افزایش صادرات هیدروکربن ها و گاز استوار بوده است. برای همین، خط لوله گاز ترکمنستان - افغانستان - پاکستان - هند از اهمیت ژئوپلیتیکی ویژه ای برای ترکمنستان به عنوان بخشی از راه های صادراتی آینده، برخوردار است. آینده ی خط لوله TAPI به مراتب از خط لوله انتقال گاز خزر(TCP) پیچیده تر است. نکته این است که به هنگام سخن گویی از همکاری گاز ترکمنستان با ایران، چین یا روسیه، از این امر آگاهیم که در چنین مواردی، دولت ترکمنستان باید با یک طرفِ قرارداد که بیشتر، شرکت ملی نفت و گاز کشوری دیگر است، داد و ستد کند. و درباره ی TAPI و TCP ، این دو به برپایی کنسرسیوم شرکت های نفت و گاز فراملی با منافع ویژه ی خود اشاره دارند، منافعی که در بیشتر زمان ها با منافع کشورهایی که این شرکت ها در آنها کار می‌کنند، هم‌سو نیست. باید اشاره کرد، TCP که دارد برای بازیکنان غیر منطقه ای دوباره در اولویت قرار می گیرد، برای عشق آباد تنها یک خط لوله تا مقصد اروپا بود که با ژرف اندیشی می توانست مسیر صادرات به اروپا شود. تنها در پایان دهه‌ ی ۹۰ بود که TCP آن هم بیشتر به خاطر نگاه های سیاسی، به عنوان مسیر برتر صادرات به اروپا، بر ترکمنستان تحمیل شد. برای آسان سازی درک این شرایط، باید گریز کوتاهی به گذشته زد. در آوریل سال ۱۹۹۷، ایالات متحده آمریکا، راهبردی را در پیش گرفت که راهبرد جاده ابریشم در آسیای مرکزی نامیده شد و آرمان آن، دگرگونی جهان و اکتشاف منابع طبیعی در سرتاسر منطقه خزر بود. این راهبرد بر پایه ی بازسازی صنایع انرژی کشورهای منطقه و ستیز با «صادرات رایگان هیدروکربن» قرار داشت. ایالات متحده با هدف گریز از نفوذ روسیه، از طرح‌های سیاسی رهبران جمهوری های شوروی پیشین در آسیای مرکزی و سراسر قفقاز، همچون «بی طرفی»، پشتیبانی نمود و از آن پس تا کنون با پافشاری فراوان از این کشورها خواسته که مشارکت روسیه را در برنامه های جهانی انرژی کاهش دهند، و از آن سو، شمار فزاینده ای از شرکت های ایالات متحده را برای شرکت در اجرای چنین برنامه هایی فرا خوانده است. پیرو این راهبرد، مقامات بلند پایه ایالات متحده، فعالانه و البته با روشی بسیار هشیارانه، رساندن ایده های خویش را به دولتمردان منطقه آغاز نمودند. برای نمونه، وزیر انرژی ایالات متحده فدریکو پِنا با فرستادن نامه ی محرمانه ای به صفرمراد نیازف رییس جمهور ترکمنستان در دسامبر ۱۹۹۷، به بیانِ جایگاه راهبری ایالات متحده در دشواری های ایجاد زیرساخت های خط لوله ی صادرات منابع هیدروکربن ترکمنستان پرداخت. پِنا درباره ی چشم انداز ساخت و ساز خط لوله گاز ترکمنستان - افغانستان - پاکستان، به نیازف یادآوری نمود که سرمایه گذاری واقعی در ساخت و ساز تنها زمانی امکان پذیر خواهد بود که افغانستان به پایداری سیاسی رسیده باشد. در آن زمان از نگاه آمریکا، باورپذیرترین و از دید مالی فوری ترین طرح خط لوله گاز، طرح جایگزین خط لوله گاز به مقصد اروپا بود. قرار بود این طرح با دور زدن روسیه و ایران، از راهِ پایین دریای خزر، آذربایجان و گرجستان به ترکیه و سپس به اروپا برسد. طرح TCP از همان آغازِ اجرا (میانه‌های دهه ی ۹۰) با نگرش به تمایل خریداران اروپایی گاز، خواهان کاهش وابستگی خود به منابع روسی بود. با پیدایش طرح لوله «جریان آبی» روسیه، TCP نیز به یک ابزار رقابت در بازار ترکیه و قابلیت ترابری این کشور تبدیل شد. اهمیت ژئوپلیتیکی TCP به مراتب بیش از بهره وری اقتصادی آن بوده است. آنگونه که طرفداران TCP می پنداشتند، ساخت و ساز TCP که در آغاز قرار بود در سال ۲۰۰۲ راه اندازی شود، دگرگونی شگرفی در ژئوپلیتیک منطقه پدید می‌ آورد، دگرگونی هایی همچون: • نیرومند سازی ایالات متحده و ترکیه، کشوری که با وجود اختلافات کنونی، متحد راهبردی آمریکا باقی می ماند (واشنگتن و آنکارا هیچ تضاد چشمگیری در آغاز دهه ی ۲۰۰۰ نداشتند)؛ • کاهش نفوذ روسیه، که با نگرش به برنامه های آمریکا، دیگر روسیه دستور کار سیاست خارجی کشورهای آسیای مرکزی را تعیین نمی کرد؛ • فرو نشاندن ستیزه های ترکمن ها و آذری ها بر سر ذخایر مورد اختلاف در دریای خزر؛ • توانمند ساختن گرجستان برای دریافت سود سهام ترابری و نیروبخشی به نفوذ آن در سراسر قفقاز. به هر روی، تلاش های تازه برای بخشیدنِ جانی دوباره به TCP در سال ۲۰۱۱ (این طرح نزدیک به یک دهه است که متوقف شده) نیز با اجرای طرح دیگر خط لوله گاز صادرات روسیه به نام جریان جنوبی، همزمان شد. بنابراین، از همان آغاز، منافع ایالات متحده در این جغرافیای سیاسی سبب انگیزش TCP شد. ایالات متحده با بهره گیری از TCP، بر آن است تا تمایل کشورهای شوروی پیشین (و جلوتر از همه، ترکمنستان و آذربایجان) را با داشتنِ پشتیبانی سیاسی آمریکا و همکاری های اقتصادی با کشورهای اروپایی، برای فرار از نفوذ روسیه، یک بار و برای همه برجسته سازد. در این مورد مانند بسیاری دیگر از طرح های غول آسای انتقال گاز همچون TAPI، تا آنجا که به پشتیبانان مالی، سرمایه گذاران و پشتیبانان سیاسی مربوط می شود، منافع ترکمنستان در اولویت نیست. از این رو دشواری نامبرده، گرچه دولت ترکمنستان را وادار به جانبداری می کند، TAPIرا رو در روی TCP قرار نمی دهد، چراکه به خودی خود، شرایطی در جغرافیای سیاسی و اقتصادی منطقه پدید می آورد که اجرای TAPI را تنها به منافع ترکمنستان، افغانستان و دیگر شرکت کنندگان طرح وابسته می سازد. گویا ایالات متحده به عنوان یک بازیکن جهانی، TAPI را از TCP کم اهمیت تر می داند که این خود توضیحی برای تعلیق واقعی این طرح در درازای دهه ی ۲۰۰۰ است. موضوع اجرای TAPI، از سال ۲۰۱۰ و با امضای توافقنامه ی میان دولتی عشق آباد دوباره به میان کشیده شد. در ماه می ۲۰۱۲، دولت ترکمنستان حتا توافقنامه ای برای خرید و فروش گاز با شرکت گِیل(GAIL) هند امضا نمود، و در همان سال، ترکمنستان چندین بار طرح TAPI را به سرمایه گذاران آینده معرفی نمود و کوشید آنها را به این باور برساند که تلاش های ترکمنستان تضمینی برای تحویل گاز ترکمنستان به هندوستان است. ولی هیچ کس، به معرفی افغانستان به عنوان پای دیگر اجرای طرح TAPI و جستارهای امنیت، اطمینان بخشی و مهار پذیری این کشور، نپرداخت. افزون براین، دوباره به جریان افتادن TAPI بازهم به خاطر منافع ترکمنستان نیست، بلکه به خاطر امکان افزایش اجرای یکی دیگر از طرح های خط لوله گاز، میان ایران و پاکستان است که بخش ایرانی آن در سال ۲۰۱۳ پایان یافت. ولی پس از آن، دولت پاکستان با فشار ایالات متحده و کمک های مالی عربستان سعودی به طور موقت روی خود را از این طرح برگرداند. به عنوان یکی از گزینه های اقتصادِ جغرافیایی برای خط لوله گاز ایران – پاکستان، TAPI دوباره بایستگی خود را برای ایالات متحده از دست داد و در پایان، هیاهوی پیرامونِ خط لوله سراسری افغانستان، بار دیگر به هیچ و پوچ انجامید. پس، واقعیت این است که در این جغرافیای سیاسی، بازیکنان، از منابع گاز ترکمنستان برای رسیدن به اهداف خود بهره می گیرند که به گمان بسیار، در دراز مدت برای منافع ترکمنستان زیان بار خواهد بود. برآیند ما بر این باوریم که به جای در نظرگیری TAPI و TCP به عنوانِ طرح‌های امکان پذیرِ اقتصادی باید آنها را بیشتر طرح هایی ژئوپلیتیک دانست که بازیگرانِ بزرگ غیر منطقه ای از آن بهره می گیرند، بازیگرانی همچون شرکت های چند ملیتی که پوششی برای رسیدن به هدف های گوناگون ولی بی ربط به منافع ترکمنستان و شریکان آن به شمار می روند. آرمانِ مهم، دسترسی مستقیم و انحصاری به اندوخته‌ی پربارِ نفت و گاز خشکی ترکمنستان است.تا آنجا که به ترکمنستان مربوط می شود، این نوشتار می رساند که «غول های جهانی نفت و گاز باید بتوانند ذخایر گاز را ثبت کرده و به گونه ی ویژه ای از مالکیت آن ذخایر بهره مند شوند تا سرمایه گذاری های میلیارد دلاری توجیه داشته باشد، چه آنکه این کار می تواند به افزایش ارزش قرارداد بیانجامد. ولی به گفته ی عشق آباد: «ما به شما تنها برای قرارداد ارائه خدمات نیاز داریم» و این بدان معناست که: «ما تنها زمانی به شما پرداخت خواهیم کرد که آنچه را از شما خواسته ایم انجام دهید و فناوری را بکار گیرید که از شما می خواهیم»، ولی این سبک گویش چندان خوشایند نیست. براون در گزارش گفتگوی شورای آتلانتیک در واشنگتن گفت: «اگر عشق آباد آمادگی دگرگونی در این بخش را ندارد، بسیار سخت بتوان پنداشت که به بازارهای بزرگ صادرات در فراسوی مرزها دست یابد». در بخشی از این گزارش آمده: «... رویهمرفته غول های‌ جهانی نفت خواهان گفتگو برای تولید مشترک و یا توافق نامه های سرمایه گذاری مشترک هستند که به مالکیت سهام گاز می انجامد. غول های انرژی می کوشند، به جز در جایی که انتظار تولیدات مشترکِ آینده می رود، از قرارداد خدمات پایه پرهیز کنند. با این همه، ترکمنستان به غول های انرژی بسیار بدگمان است و از توافق نامه ی تولیدات مشترک، یا دیگر مجوزهایی که دست این شرکت ها را برای مالکیت گاز باز می گذارد، روی گردان است. به جای آن، دولت ترکمنستان به آگاهی شرکت ها رسانده که چنانچه خواهانِ مشارکت در صادرات گاز هستند «می توانند آن را در مرز دریافت دارند». تا کنون در میان شرکت های نفتی، خوش بینی به دریافت مالکیت گاز در آینده کارساز نبوده، و هیچ یک از آنان در ترکمنستان در قالب قرارداد خدمات کار نمی کنند. حال و هوای این سرمایه گذاری به ویژه در ساخت و ساز آینده ی خط لوله از ترکمنستان به بیرون، دردسرساز خواهد بود». واقعیت آن است که برای نخستین بار، دولت ترکمنستان به طور مستقیم با پایه های سیاست مالکیت گاز خانگی این کشور اتمام حجت نمود، پایه هایی که از زمان حاکمیت کشور بدون تغییر بوده و همواره بر سه گزاره ی کلیدی زیر تکیه داشته است: • ترکمنستان برای گسترش مستقلِ میدان های کاوش شده ی گاز خشکی، تنها می تواند فناوری های شرکت های بیگانه را که دارای قرارداد خدمات هستند، به کار گیرد. هر گونه مالکیتِ بخشی از گاز ترکمنستان در میدان های خشکی ممنوع است. • همه ی خطوط لوله و از آن دست، خطوط لوله فرامرزی در خاک ترکمنستان، از اموال دولتی به شمار آمده و نمی تواند در مالکیت شرکت های بیگانه باشد. برای همین، گاز به جای یک میدان گازی، در مرز ترکمنستان به فروش می رسد. • بکارگیری غول آسای تولیدات و سرمایه گذاری های مشترک هنگامی شدنی است که سرمایه گذار بیگانه، درگیر گسترش ذخایر هیدروکربن در بخش «ترکمن» دریای خزر باشد، به گونه ای که این کار نیازمند سطح گوناگونی از سرمایه گذاری بیگانه و بهره گیری از فناوری هایی باشد که ترکمنستان نتواند تا آینده ی نزدیک به آن فناوری دست یابد. آشکار است که منافع شرکت های چند ملیتی بسیار متفاوت از شرکت های ترکمن و انگاره های کشوری است که به دنبال پیشرفت صنعت نفت و گاز خود است. با این همه، خط لوله سراسری افغانستان به همان اندازه بسیار وابسته به ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند باقی می ماند. همانگونه که در بالا گفته شد، ساخت خطوط لوله انتقال، نیرومندترین انگیزه برای یکپارچه سازی منطقه خواهد بود و انجام این کار به کنار راندنِ تولید مواد مخدر از اقتصاد افغانستان کمک می کند. روسیه همچنان علاقه بسیاری به مشارکت در ساخت خط لوله TAPI داشته و پشتیبان ساخت خط لوله ایران - پاکستان - هند است. با این همه از دید من، اجرای چنین طرح های بزرگی در اقتصاد جغرافیایی، نیازمند بهره گیری از توانایی های شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد است که گستره ی دامنه ی آن تا آنجاست که دشواری های اقتصادی و اجتماعی جهان را در نظر می گیرد و شورای آن، خود انجمنی مرکزی برای گفتگو درباره ی این دست جستارها و یافتن راهکارهاست. این امر می تواند منافع محدود و خودمحورانه ی شرکت های بزرگ چند ملیتی را کم سو ساخته و آنان را وادار به پیش کشیدن منافع ملی کشورهای منطقه سازد. در ساخت خط لوله انتقال گاز باید شرط گردد که دیگر طرح های زیربنایی با هدف پدیدآوری شرایط برای پیشرفت اقتصاد افغانستان به سرانجام رسند. بی گمان، وظیفه ی فراهم نمودن امنیت جهانی، با خواست شرکت های بزرگ برای سودآفرینی از بهره برداری منابع طبیعی، ناهمسو نیست. هرچند، کنار هم آوردن این دو فعالیت، تنها هنگامی امکان پذیر است که اولویت در منطقه با آرمان های گسترش اجتماعی و اقتصادی باشد. و این در جای خود، به معنای جلوگیری از هر گونه سیاست زدگی جغرافیایی طرح TAPI است که ایالات متحده آن را به چشمِ ابزاری برای نفوذ خود می بیند، و این همان روشی است که درباره TCP در پیش گرفته بود. برگردان: آذر بهبهانی، دبیر صفحه انگلیسی سایت ایراس؛ پایان متن/ ]]> افغانستان Wed, 22 Oct 2014 07:16:15 GMT http://iras.ir/vdcauwne.49n0o15kk4.html سفر گروه پارلمانی ایران به روسیه http://iras.ir/vdcjvyet.uqeahzsffu.html ایراس؛ گروه پارلمانی ایران شامل رئیس و اعضای گروه دوستی پارلمانی ایران با روسیه یکشنبه هفته آینده برای یک دیدار رسمی عازم روسیه خواهند شد. این گروه که ریاست آن را "رمضانی سبحانی فر" نماینده سبزوار به عهده دارد در سفری پنج روزه با مقامات پارلمانی، اقتصادی و سیاسی روسیه دیدار خواهند نمود.بازدید از یکی از مناطق روسیه و همچنین نشست برخی دیدارهای دیگر در برنامه این گروه قرار دارد. لویچوف نایب رئیس دوما و رئیس گروه دوستی پارلمانی با ایران در سال ۱۳۹۱ به ایران سفر داشت. سبحانی فر، محمدتقی توکلی، محمد حسین قربانی، هادی قوامی، صفر نعیمی رز و عباس صلاحی اعضای هیئت اعزامی به روسیه هستند.منبع: فیسبوک دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در روسیه؛پایان متن/ ]]> روسيه Tue, 21 Oct 2014 12:42:00 GMT http://iras.ir/vdcjvyet.uqeahzsffu.html سفر استاندار و هیئت اقتصادی همدان به روسیه http://iras.ir/vdciuuap.t1ay32bcct.html ایراس؛ در چارچوب گسترش تعاملات اقتصادی استانی میان ایران و روسیه طی هفته آینده هیئتی از تجار و مقامات اقتصادی و صنعتی استان همدان به سرپرستی "محمد ناصر نیکبخت" استاندار همدان وارد روسیه خواهد شد.برای این گروه شرکت در یک همایش تجاری در مسکو به منظور بررسی راهکارهای تبادلات بازرگانی میان استان همدان و روسیه و همچنین سفر به شهر ییکانرینبورگ مرکز استان سوردلوفسک پیش بینی شده است. استاندار همدان و همراهان در این سفر با استاندار و اعضای دولت سوردلوفسک دیدار و مذاکره و از مراکز مهم اقتصادی و صنعتی استان بازدید خواهند داشت.سوردلوفسک از جمله مناطق صنعتی روسیه است و پیش از این مقامات آن از استان همدان و شهرستان نهاوند بازدید به عمل آورده بودند. امید می رود که بخش های مختلف استان همدان بتواند از ظرفیت های همکاری با روسیه بهره کافی ببرد.گفتنی است طی چند ماهه گذشته استانداران زنجان، فارس، لرستان و هیئت هایی نیز از استان های مازندران و گیلان به روسیه سفر داشته اند.منبع: فیسبوک دکتر سنایی؛پایان خبر/ ]]> روسيه Tue, 21 Oct 2014 12:02:01 GMT http://iras.ir/vdciuuap.t1ay32bcct.html یوری گاگارین به ایراس می آید http://iras.ir/vglf1xdm.w6decw,iiygaw.p.html ایراس؛ فیلم سینمایی روسی زبان «گاگارین، اولین در فضا» روز دوشنبه هفته آینده در موسسه ایراس نمایش داده می شود.این فیلم در ژانر درام تاریخی و زندگینامه مستند در سال 2013 به کارگردانی "پاول پارخامنکو" و  در کشور روسیه ساخته شده است.داستان فیلم به اولین گام های بشر در راه رسیدن و درک فضا و بخش هایی از زندگی اولین فضانورد تاریخ بشریت "یوری گاگارین" اختصاص یافته است. «گاگارین، اولین در فضا» مبارزه برای پیشگام بودن درعرصه فضانوردی را به تصویر می کشد؛ روایتی از رقابت در فناوری موشکی و رویارویی ابرقدرت های آن عصر یعنی اتحادیه جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا."آلیگ کاپانیتس" تهیه کننده آن برای ساخت این فیلم 107 دقیقه، هفت میلیون دلار اختصاص داده و از بازیگرانی نظیر یاراسلاو ژالین، وادیم میچمان، الگا ایوانونا، نادیژدا مارکینا، ویکتور پراسکورین، ولادیمیر استکلوف، میخاییل فیلیپوف، اینگا آبالدینا استفاده کرده است."سیروس برزو" میهمان ویژه نمایش فیلم آبان ماه موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) است. وی پشگام ترویج دانش کیهان نوردی در ایران و محقق تاریخ اکتشافات فضایی است. شخصی که بیشتر خبرهای فضانوردان را در مجله "مرزهای بی کران فضا" و مجله "دانشمند" به اطلاع جامعه ایران رسانید. وی با بزرگان عرصه فضانوردی در روسیه دیدارهایی داشت که نتیجه آن به انتشار کتابهای ی نظیر نخستین های فضانوردی و حوادث فضایی توسط وی منجر شد.این برنامه در روز دوشنبه پنجم آبان ماه، ساعت 16 در محل موسسه ایراس به آدرس خیابان ولیعصر، بالاتر از پارک ساعی، نبش کوچه امینی، پلاک 2 واحد 6 برگزار می گردد.پایان متن/ ]]> روسيه Mon, 20 Oct 2014 11:31:43 GMT http://iras.ir/vglf1xdm.w6decw,iiygaw.p.html